حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
به گزارش جامجم، 6 آبان امسال، زنی با حضور در کلانتری 176 حسنآباد از گمشدن پسر 34 سالهاش به نام غلامرضا خبر داد. با تحقیق از او معلوم شد فرزندش، یک روز پیش از خانهاش در حسنآباد خارج شده و دیگر بازنگشته است. با تشکیل پرونده قضایی با دستور قاضی شعبه 102 دادگاه عمومی فشافویه، پرونده برای ادامه تحقیقات در اختیار ماموران پایگاه نهم پلیس آگاهی تهران قرار گرفت.
در این مرحله ماموران به تحقیق از سمیه همسر جوان گمشده پرداختند که او به افسر تحقیق گفت: شوهرم برای یافتن گنج بیرون از خانه رفت و بازنگشت. او ساعت 10 و 30 دقیقه جمعه تلفنی به من خبر داد بالای یک کوه ایستاده و زیر پایش دره عمیقی است. در آنجا به دنبال آثار و علائم نقشه گنج است و چند ساعت دیگر بازمیگردد.
این درحالی بود که در جریان تحقیقات از خانواده جوان گمشده معلوم شد او از یک سال و نیم پیش با مردی به نام سعید آشنا شده و با او رفت و آمد خانوادگی داشته است و احتمال دارد او از سرنوشت غلامرضا باخبر باشد. با شناسایی سعید، او برای تحقیقات به پلیس آگاهی احضار شد.
او در جریان تحقیقات به افسر تحقیق گفت: هردوی ما از یک سال پیش در جستوجوی گنج بودیم تا یکشبه پولدار شویم. حتی من هفت میلیون تومان برای یافتن گنج هزینه کردم که بینتیجه بود. خانوادهام زمانی که متوجه ماجرا شدند، خواستند دنبال گنج نروم، اما دوستم دوباره سراغم آمد و درباره یافتن گنج با من حرف زد. چند بارخواست با هم برویم که قبول نکردم. او روز پنجشنبه سیمهایی را که برایم خریده بود به مغازهام آورد. بعدازظهر آنجا را ترک کرد و به خانهاش رفت. روز بعد متوجه گمشدن او شدم.
ماموران در جریان تحقیقات متوجه شدند غلامرضا ـ مرد گمشده ـ اختلافهای زیادی با همسرش داشته است. چند روز پیش سمیه بازداشت و برای ادامه تحقیقات به پایگاه نهم پلیس آگاهی تهران منتقل شد. او ابتدا اظهاراتی ضد و نقیض مطرح کرد تا اینکه سرانجام دو روز پیش قفل سکوت خود را شکست و راز به قتل رسیدن شوهرش را فاش کرد.
همسر مقتول به افسر تحقیق گفت: دوستی سعید با شوهرم از یک سال و نیم پیش شکل گرفت و همین باعث ارتباط خانوادگی میانمان شد. در جریان رفتوآمدهای سعید به خانهمان او به من ابراز علاقه کرد. از آنجا که میدانست من با همسرم اختلاف دارم، پیشنهاد داد از شوهرم جدا شده و با او ازدواج کنم. من هم کمکم به او علاقهمند شده بودم.
وی افزود: شوهرم حاضر به جدایی نبود. مرد مورد علاقهام از من خواست مهریهام را به اجرا بگذارم تا این کار باعث شود شوهرم کوتاه بیاید و مرا طلاق دهد. حتی یک بار گفته بود میخواهد بلایی سر شوهرم بیاورد که من با خواستهاش مخالفت کردم، اما همیشه میگفت بلایی سر او میآورد. روز جمعه شوهرم سرکارش بود. او تلفنی با من حرف زد و گفت که به مغازه سعید رفته و چند ساعت دیرتر به خانه میآید.
همسر مقتول ادامه داد: آنها با هم بیرون رفته بودند که چند ساعت بعد سعید با من تماس گرفت و گفت بلایی سر شوهرم آورده و او را کشته است، اما درباره نحوه مرگ او حرفی به من نزد.
با اعترافهای این زن، سعید بازداشت شد و در جریان تحقیقات پلیسی گفت: من هیچ علاقهای به همسر مقتول نداشتم و او دروغ میگوید. ساعت 9 روز جمعه من و غلامرضا برای گرفتن عکس به کوه رفتیم. بعد به محل کارش رفتیم و ساعت 4 بعدازظهر همان روز دوباره به کوه بازگشتیم.
وی افزود: دوستم به دنبال آثار و علائم گنج بود و برای این منظور به سمت درهای رفت که ناگهان سنگ زیر پایش سر خورد و به پایین دره پرتاب شد. سراسیمه سمتش رفتم که متوجه شدم او فوت شده است. او را رها کرده و با سوار شدن در خودرویش آن را ساعت 23 شب به ساختمان محل زندگیاش برده و در پارکینگ آنجا گذاشته و به خانهام بازگشتم. مرگ او بر اثر یک حادثه بود.
اما اظهارت او با واقعیتهای پرونده همخوانی نداشت. بنابراین متهم مرد در مواجهه حضوری با همسر مقتول این بار اعتراف کرد دوستش دچار حادثه نشده، بلکه او را با دستور همسرش به قتل رسانده است.
متهم به قتل درباره روز جنایت به افسر تحقیق گفت: همسر مقتول به دلیل اختلافی که با شوهرش داشت، از من خواست قبل از روز جلسه دادگاهشان برای جدایی از شوهرش بلایی بر سر او بیاورم. من هم قبول کردم. آن روز من با دوستم تماس گرفتم و او را به بهانه عکس گرفتن به درهای حوالی کوههای آرات بردم. همان موقع خواستم او را بکشم که نتوانستم و با هم بازگشتیم. دوباره دوستم را به همان ارتفاعات بردم. او بالای دره ایستاده بود که به وی نزدیک شدم و او را هل دادم. او سقوط کرد و فوت شد.
سرهنگ کارآگاه حسین زارع، رئیس پایگاه نهم پلیس آگاهی تهران بزرگ گفت: با توجه به اعترافهای متهم به قتل، ماموران به محل جنایت اعزام شدند و بقایای بهجامانده از پیکر مرد جوان را یافتند و با دستور قضایی آن را به پزشکی قانونی منتقل کردند.
در این مرحله متهم به قتل و همسر مقتول با قرار قانونی روانه بازداشتگاه پلیس شدند و تحقیقات از آنها ادامه دارد.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....