پیشرفت شتابان غرب ، در زمینه های صنعتی و تکنولوژی و غفلت جوامع اسلامی از توانایی های بالقوه و فاصله گرفتن از هویت اصیل خود ، فرصتی را برای کشورهای غربی و در راس آنها ، امریکا و انگلیس فراهم ساخته تا به هر ابزاری دست یازیده ، تا جهان اسلام را مرعوب قدرت خویش سازند.
کد خبر: ۱۰۸۷۱۱
تنوع و وجه مشترک اعمالی که غرب تاکنون از آنها سود جسته ، نمایانگر این واقعیت است که هدف ، نابودی امت اسلامی و تخدیر باورهای آنان است . با مروری بر رفتار گذشته غرب مانند انتشار بافته های ذهنی سلمان رشدی ، با عنوان آیات شیطانی ، چاپ کاریکاتورهایی به منظور اهانت به ساحت پیامبر اعظم ص ، ایجاد مسلخ در بوسنی و هرزگوین ، فلسطین ، جنگ افروزی در بحران جاوه و کشمیر ، اشغال افغانستان ، عراق ، یورش به لبنان و ریختن خون کودکان معصوم قانا و طرح خاورمیانه جدید از سوی کاندولیزا رایس ، وزیر امور خارجه امریکا موید این گفتار است که سردمداران غرب وجود اسلام را برنمی تابند و از این اعمال به منظور تهدید، تحریک و تخریب باورهای اسلامی و ملی این جوامع و منفعل ساختن آنها سود می جویند. شکل گیری ساختار حاکم بر روابط بین الملل و تقویت روزافزون هژمونی غرب و رفتار مداخله جویانه در سرزمین های اسلامی ، ناشی از ذهنیت منفعل حاکم بر بینش برخی از دولتمردان جوامع اسلامی و نگاه محافظه کارانه و عافیت جویانه آنان به منظور حفظ موقعیت سیاسی و تامین منافع کشورشان از طریق ارتقا روابط با غرب است . جهان اسلام می تواند به دلیل برخورداری از منابع سرشار و ثروت خدادادی ، جمعیت فراوان ، قرار گرفتن در کانون جغرافیای سیاسی جهان ، پراکندگی مسلمانان در کشورهای مختلف به عنوان اقلیت های نقش آفرین ، عضویت بالغ بر 50 کشور مسلمان در سازمان ملل متحد که نماینده ربع جمعیت جهان هستند ، دارا بودن مناطق استراتژیک و ژئوپلیتیک و تلاش دسته جمعی برای تقویت روابط خود با هم و استفاده از ظرفیت ها در قالب اتحادیه های منطقه ای و اسلامی ، تولید علم به منظور دستیابی به فناوری ، به عنوان مبانی اخذ قدرت ، راه برون رفت از حوزه وابستگی را بر خود هموار سازد. درک این معادله دشوار نیست که به یقین اگر برخی از کشورهای اسلامی در شرایطی که مصداق تاریخی دارند ، حریم هوایی ، دریایی و زمینی خود را به روی غرب نگشایند ، امریکا و همراهان صنعتی وی در راستای سیاست توسعه طلبی خود ناکام خواهند ماند. آیا در صورت یک اتحاد مفروض میان کشورهای اسلامی ، غرب ، امکان تعامل منفی و زیانبار را به شکل گذشته خواهد داشت؛ با درک شرایط و مسائل جهانی ، شناخت دشمن مشترک و همگرایی کشورهای اسلامی در اتخاذ تصمیم واحد ، برای حراست از منافع خویش در تقابل با غرب ، جهان اسلام می تواند به عنوان یک قطب جدید با دارا بودن تمام مولفه های قدرت ، بر شکل گیری روند جاری در تعاملات بین المللی تاثیرگذار باشد ، اتفاقی محتمل که هراس دائمی غرب بوده است.