طبق روال معهود یک فقره طیاره ، مسمی به توپولوف که یک سری کفار روسی ، آن را صنعت کرده به مملکت ایران فروش نموده اند، به وقت فرود، سقوط نموده ، از وسط منفجر شده
کد خبر: ۱۰۸۶۳۱
، یک تعداد مسافر مبتلا به مرگ مفاجاه شده ، لکن کل مملکت از عقلا گرفته تا صنعتگران ، هرکس بیاید بگوید که آقا ایراد هر چه بوده به خاطر این طیاره های روسی بوده ، این ارگانیزاسیون طار و مطار زیر بار نرفته ، باید رعایا و نوکرها عادت کنند که سالی یک بار بشنوند که یک طیاره سقوط کرده و یک تعداد زائر و مسافر به مرگ مفاجاه مبتلا شده و پنداری این رسم مرسوم در این باب بوده که زیاده جسارت . لکن خبر مهم اگر بوده در مملکت همچنان از برای نرگس بوده ، هیچ بعید نمی باشد که ملت از بابت آزادی میرزا احسان خان ، جلوی عدلیه دست به دموتستراسیون زدند بلکه مامور بگذارند که زاق سیاه شوکت بزازباشی را چوب زده او را هر کجا هست تحت الحفظ دستگیر نموده بیاورندش میدان ارک ، جلوی رادیو ، جلوی چشم انظار دست و پایش را به چوب ببندند و فلکش کنند تا عبرت سایرین شده ، ایضا از رادیو یک دستگاه حبس صوت آورده هر چه او آخ و اوخ گفته ، همه را حبس نموده از طریق بوق من تشار به کل مملکت اعلام کنند بلکه این مردم یک قدری مراعات عروس و داماد را کرده لاکن کرم از خود درخت هم بوده یک نفر نیست بگوید به این نسرین بیگم که این بچه به این درشتی را از کجا آورده ، هیچ نمانده طفل معصوم زبان باز کند و بگوید به سرکار والده اش که خل بازی هم حدی دارد و از این قبیل. حالا این شوکت و احسان کم بودند ، انرژی هسته ای هم آمده ، خدا عاقبتمان را ختم بخیر کند. ان شاءالله