کارشناسان معتقدند که کثرت آثار فرهنگی و تاریخی و تنوع و پراکندگی آنها در گستره سرزمین آریایی ایران موجب شده است پس از چندین سال غفلت از صنعت گردشگری
کد خبر: ۱۰۸۳۵۱
، برنامه ریزان و دست اندرکاران این صنعت به فکر جذب گردشگر آن هم از نوع فرهنگی آن باشند.
این در حالی است که مواریث فرهنگی و تمدنی ایران در غربتی سرد فرو رفته اند و صدای تیشه سوداگران هر صبح و شام تکه تکه این آثار را فرو می ریزد. در استان فارس عظیم ترین بناهای تاریخی در حال فروپاشی است و کمی این سوتر جیرفت و هزاران تپه و اثر تاریخی نیازمند کمی مهر و عاطفه و شاید هم کمی بودجه! سوداگران حتی به باورهای مردمی نیز احترام نمی گذارند و بناهای مذهبی را یکی پس از دیگری به سودای گنجی در ذهن ساخته نابود می کنند و جاذبه های گردشگری ایران زمین را از میان می برند.پروفسور گاش ، باستان شناس بلژیکی که چندی پیش به ایران آمده بود درخصوص وضعیت آثار باستانی ایران گفته بود: اوضاع آثار باستانی ایران از 20 سال پیش بدتر شده است. به عنوان مثال ، شهر جندی شاپور اولین شهر دنیاست که دانشگاه پزشکی در آن بوده و در دنیا مطرح است ؛ اما اکنون چیزی از آن نمانده و تخریب شده و قسمتی از آن را جنگ از بین برده است ؛ اما مقصر اصلی خود مردم هستند که در آنجا زراعت و کشاورزی می کنند.
دولت ایران باید قوانین محکمتری را برای حفظ این آثار وضع کند و مردم هم پیروی کنند.امروزه آنچه که بر آثار تاریخی می گذرد، یک بی توجهی محض است. البته اوضاع گردشگری هم چندان مناسب نیست ؛ چراغهای خاموش هتلهای کشور و ناتوانی دست اندرکاران در به معرض قرار دادن جاذبه های بکر طبیعی و تاریخی تا آنجا گسترده شده است که گویا کمتر کسی اندیشه سفر به ایران را در سر می پروراند و در عمل می بیینم برنامه سوم توسعه درخصوص گردشگری تحقق نمی یابد ؛ چراکه از 4 میلیون گردشگری که قرار بود در پایان این برنامه به کشور سفر کنند، تنها 700 هزار نفر به ایران می آیند ؛ چراکه اعتقاد به اهمیت آثار تاریخی و نقش ویژه آن در جذب گردشگران هنوز در نزد برخی مسوولان جا نیفتاده و شعارهای رنگین حمایت از میراث کهن اسیر دست سلایق و سیاست ها و تفسیر به رای ها شده است.ایران با وجود این که یکی از 5کشور برخوردار از بیشترین تنوع اقلیمی است و نیز با یک میلیون اثر و مکان تاریخی یکی از 10 کشور تاریخی و فرهنگی جهان محسوب می شود. تنها یک دهم درصد از بازار جهانی گردشگری جهان را به خود اختصاص داده است.
تنوع آب و هوا در فصلهای مختلف سال درکنار آثار زیبا و کم نظیر باستانی ، هنرهای ظریف و سنتهای دیرینه ، تصویر یکی از پرجاذبه ترین کشورهای جهان را ترسیم می کند که می تواند سالانه پذیرای میلیون ها گردشگر باشد ؛ اما در عمل کمتر از یک درصد گردشگران جهانی عاید ایران شده است.
مسوولان کشوری برای جذب سالانه 20میلیون گردشگر خارجی برنامه ای 20 ساله تدارک دیده و پیش بینی کرده اند با بسترسازی های مناسب تعداد ورود گردشگران خارجی به ایران را در سال 1388 به 4 میلیون نفر برسانند؛ اما پرسش این است که با این روند روزافزون تخریب بناهای تاریخی آمار فوق چگونه جامه عمل به خود خواهد پوشید؛ گردشگری و میراث فرهنگی در کشور ما و با توجه به شرایط توسعه نیافتگی کنونی ، مانند یک جنین و جفتش می مانند، اگر جفت از جنین جدا شود، در نهایت مرگ به دنبال خواهد داشت.
توجه به میراث فرهنگی ، حفظ و نگهداری این آثار در مرحله اول و توسعه فضاهای اقامتی و ایجاد تاسیسات توریستی در اطراف این مراکز در گام بعدی ، موجب به ثمر رساندن 2هدف مشترک با یک برنامه ریزی می شود.
اما متاسفانه با وجود قدرتمندی های کشورمان در جاذبه های تاریخی و توریستی در هیچ کدام از 2 حوزه عملکرد هماهنگی و مناسب نداشته ایم. درخصوص میراث فرهنگی این امر بدیهی است که حفظ قدمت ، شکل و فرم اولیه هر اثر مهمترین مساله است ؛ اما به راستی میراث فرهنگی کشور ما در چه جایگاهی است؛ چه استانداردهایی برای نگهداری این آثار به کار گرفته می شود؛ باید توجه داشت که تخریب آثار تاریخی و فرهنگی کشورمان نظیر آنچه با ساخت برج جهان نما در اصفهان پیش آمده است ، یعنی کاهش صنعت گردشگری .هر یک از آثار تاریخی ایران از اشیای داخلی موزه گرفته تا روستاهای تاریخی و بافتهای قدیمی شهرهای مختلف و حتی آداب و رسوم مناطق مختلف کشورمان ، چرخهای اصلی ماشین گردشگری کشور را تشکیل داده اند، بنابراین فراموشی و رها کردن هر کدام یعنی ایجاد اصطکاک در حرکت این صنعت.نگاه گردشگر خارجی به هویت و میراث تاریخی کشور است. اگرچه اکثر این گردشگران پس از ورود به ایران با مناظر طبیعی و جاذبه های اکوتوریستی فراوان اعم از ساحل ، دریا، کوه و جنگل نیز مواجه می شوند؛ اما در مرحله اول مهمترین انگیزه 90 درصد آنها برای سفر به ایران آثار تاریخی آن است.