شهریور با خاطراتی در اذهان ملت ایران قرین است که هرگز فراموش شدنی نیست. دهه نخست شهریور با شهادت شماری از مسوولان نظام همراه است و دهه دوم آن با شهادت شماری از مردم در دوران ستمشاهی.
کد خبر: ۱۰۸۲۲۳
دهه نخست ، شهادت رئیس جمهور و نخست وزیر و دهه دوم شهادت شماری از مردم در 17 شهریور میدان ژاله. ماهی سراسر خون برای ملتی که به استقلال رای آری دادند.
شهریور ماهی است که در خاطر همه مردم این دیار می ماند. روزهایی که در آن به سر می بریم ، یادآور خاطراتی است از تاریخ 2 دهه گذشته کشورمان. ترور لاجوردی ، ترور محمد عراقی ، ترور محمدعلی رجایی و محمدجواد باهنر در دهه نخست انقلاب. ترور واژه غریبی نیست. به وضوح در همه جا یافت می شود. در افغانستان بمباران خانه های غیرنظامیان با جنگنده های امریکایی ، در عراق کشتن مردم به دست نظامیان امریکایی و انگلیسی ، کشتن اعضای یک خانواده عراقی و سوزاندن آنها به دست اشغالگران امریکایی ، در لبنان بمباران هوشمند و هدفمند در قانا و تکه تکه شدن کودکان و زنان . همه جا هست فقط نوع آن فرق می کند. ریشه ترورهای شهریور و وحشت افکنی های شبیه ترور شهریور ، در کجاست و در ایران چگونه نمود یافته است. گروهی سرخورده از اهداف مردمی شروع به تسویه حساب های به زعم خود عدالت محور می کنند.
حق واقعی را توده مردم مشخص می کنند. عدالت را مردم تعیین می کنند. عدالت در میان مردم به ظهور می رسد. مردم ایران حاکمیت جمهوری اسلامی را خواستار بودند.
چرا؛ به این علت که با بی عدالتی ها مخالف بود. ترور همه جا یافت می شود. در امریکا حوادث 11سپتامبر که هنوز در چگونگی آن و دست داشتن صهیونیست ها و سازمان اطلاعات مرکزی امریکا در آن شبهه است. در اسپانیا، در انفجار قطار مسافری متروی انگلیس و... در کشورمان در دهه نخست انقلاب ترورهای سازماندهی شده ای روی داد. 25 سال پیش در چنین روزی - 8 شهریور 1360 محمدعلی رجایی و محمدجواد باهنر، نخست وزیر وقت جمهوری اسلامی بر اثر انفجار بمب در دفتر نخست وزیری به شهادت رسیدند. به که بودن و چه کردن این دو شخصیت کاری نداریم. نه به این معنی که کارشان و خدمتشان را به این انقلاب نادیده بگیریم ، بلکه به این سبب که موضوع ، روزی است که به نام مبارزه با تروریسم نامیده شده است.
میان دفاع مشروع از کشور و ترور شخصیت ها و مردم بایدتفاوت قائل شدنمونه بارزآن درفلسطین اشغالی و جنوب لبنان مشهود است
براستی معنای حذف فیزیکی چیست؛ ترور و تروریسم چیستند؛ الگوی نظام یافته ای از رفتار خشونت آمیز که به نوعی طراحی شده است تا جمعیتی تهدید شوند و به این ترتیب سیاست های دولت خاصی تحت تاثیر قرار گیرد. عمل نهادینه ولی نامعمول که به منظور تاثیرگذاری بر رفتار سیاسی خاص انجام می گیرد و همواره با کاربرد تهدید یا خشونت همراه است. استفاده از زور، خشونت یا تهدید به منظور کسب اهداف سیاسی از طریق ایجاد وحشت ، ارعاب و قوای قهریه. تقریبا ارتکاب هر عمل غیرقانونی که برای نیل به اهداف سیاسی صورت پذیرد.
خشونتی با انگیزه سیاسی که از سوی گروه های کوچکی صورت می پذیرد که مدعی نمایندگی همه توده های مردم هستند.
واژه ترور، تروریسم و تروریست به نسبت واژه های دیگر نوپا هستند. در پیوست تکمیلی فرهنگ لغات فرهنگستان علوم فرانسه ، تروریسم چنین معنا شده است: نظام یا رژیم وحشت . برپایه فرهنگ لغات فرانسه که در سال 1796منتشر شده است ، ژاکوبن ها گهگاه در سخنان و نوشته های خود، این اصطلاح را با برداشتی مثبت ، درباره خودشان به کار می برده اند، اما پس از نهم ترمیدور (یازدهمین ماه تقویم انقلاب فرانسه) واژه تروریست به صورت ناسزایی درآمد که حکایت از یک عمل بزهکارانه داشت. چندی نگذشت که پای این واژه به انگلستان باز شد. منظور از تروریسم در این دوره ، فرازی از انقلاب فرانسه بود که تقریبا از مارس 1793 تا جولای 1794 را در بر می گرفت. این واژه تقریبا با عبارت وحشت هم معنا بود. بعدها واژه تروریسم معنایی گسترده تر یافت و در فرهنگ های لغت معادل نظام وحشت و ترور تعریف شد. تروریسم را می توان به انواع زیر تقسیم کرد: تروریسم دولتی ، تروریسم بین المللی ، تروریسم محلی و تروریسم فراملی.
به هر حال پدیده تروریسم ، طیف گسترده ای از تعاریف را در بر می گیرد و برای تعریف دقیق ، جامع و مانعی از آن بین صاحب نظران توافق نظر وجود ندارد. تنوع و پیچیدگی تروریسم از یک سو و برخوردهای دوگانه دولتها و سازمان های بین المللی با آن ، از سوی دیگر دلایل اصلی نبود اجماع به شمار می روند. به هر تقدیر، تروریسم به عنوان شکلی از خشونت سیاسی که حد فاصل بین جنگ و صلح است ، بنابر ماهیتش ، سیاست را نفی می کند. با چنین تعاریف و تقسیم بندی تروریسم ، به شعار مبارزه با تروریسم امریکا می پردازیم. شعاری که در پی حوادث 11 سپتامبر بر سر زبانها افتاد، شعاری که جنگ پیشدستانه را توجیه می کرد. شعاری تهاجمی علیه چه نهادی و ضد چه کسی ، خدا می داند. شعاری علیه گروه تروریست طالبان و بن لادن و القاعده که خود آنها به وجود آوردند. چندی پیش بی نظیر بوتو، نخست وزیر اسبق پاکستان اعتراف کرد که گروه طالبان با حمایت امریکا و در زمان نخست وزیری وی تشکیل شد. مورد دیگر حمایت از گروهک منافقین است که امریکا بشدت از آنها حمایت می کند. گروهکی که هیچ پایگاه مردمی بین مردم ایران ندارد. انفجار دفتر نخست وزیری در سال 60از سوی عاملان این گروهک صورت گرفت.
امریکا با اعلام حمایت از گروهک تروریستی منافقین که در همه جای جهان به عنوان سازمانی تروریستی شناخته می شوند، بار دیگر نشان می دهد سیاست مبارزه با تروریسم این کشور پوچ بوده و تنها راهی برای توجیه اقدام نظامی واشنگتن در جهان است . برخورد دوگانه امریکا در 2سیاست اصلی خود یعنی مبارزه با تروریسم و منع تولید و گسترش تسلیحات هسته ای موجب شده است که مردم جهان ، دولت بوش را در شمار دروغگوترین دولتهای جهان بدانند.
پس از حملات 11 سپتامبر، امریکا با برافراشتن پرچم مبارزه با تروریسم تلاش کرد با جلب حمایت جهانی به نوعی سلطه خود را در اماکن مختلف جهان تحکیم بخشد. امریکا به بهانه جنگ با تروریسم و با اطلاعات غلط درباره رابطه صدام با القاعده ، به افغانستان و عراق هجوم آورد. اما از سوی دیگر، در برخی موقعیت ها و مسائل ، سیاست برخورد و مبارزه با تروریسم واشنگتن کمرنگ می شود. برخورد واشنگتن با گروهک منافقین از جمله آن مواقع است. به رغم ادعاهای امریکا مبنی بر رهبری جنگ جهانی برای مبارزه با تروریسم ، این کشور در برابر گروهک منافقین که خود، آن را در فهرست تروریست ها قرار داد، برخورد نرمی از خود نشان می دهد و تاکنون با این که افراد این گروه در عراق ، در اختیار نیروهای امریکایی هستند نه تنها اقدامی برای محاکمه آنها انجام نداده بلکه از آنها حمایت می کند. در کل حمایت امریکا از چنین گروهک هایی یک عقب نشینی مسلم از سیاست مبارزه با تروریسم این کشور به شمار می آید ؛ سیاستی که توجیه کننده اقدامات نظامی یکجانبه واشنگتن در سرتاسر جهان است.
در پایان ، گفتنی است ؛ میان دفاع مشروع از کشور و مهاجمان و ترور شخصیت ها و مردم به بهانه های مختلف باید تفاوت قائل شد. نمونه بارز آن در فلسطین اشغالی و جنوب لبنان مشهود است. جوخه های ترور رژیم صهیونیستی در کشوری غصب شده ، به ترور مبارزان فلسطینی که از کشورشان دفاع می کنند، می پردازند. در جنوب لبنان ، مقاومت اسلامی جلوی اشغالگری صهیونیست ها را می گیرد و شکستی سخت به آنها وارد می کند ؛ ولی امریکا و رژیم صهیونیستی ، این گروهها را تروریست می نامند، آن هم فقط به این دلیل که از حیثیت و کشورشان دفاع می کنند.