حلقه ای دیگر از حلقه های تلاش مردان بی ادعای ایرانی به بار نشست و حاصل تلاش یک دهه گذشته برای ساخت نیروگاه یا بهتر بگویم کارخانه تولید آب سنگین (HWPP) در نزدیکی اراک افتتاح شد این افتخار حاصل تلاش چندین ساله ایران برای خودکفایی در تولید آب سنگین بود.
کد خبر: ۱۰۸۰۱۱
آب معمولی مرکب از 2 اتم هیدروژن و یک اتم اکسیژن است. هسته اتم دیوتریوم نسبت به هسته اتم هیدروژن دارای یک نوترون اضافی است . به همین علت نوترون اضافی ، دیوتریوم از هیدروژن سنگین تر است به زبان دیگر اگر یک لیتر آب معمولی یک کیلوگرم وزن داشته باشد ، یک لیتر آب سنگین یک کیلو و 100 گرم وزن دارد. آب سنگین در طبیعت بسیار نایاب است و گفته می شود حدود یک دهم درصد از آن یافت می شود. نقطه جوش آب سنگین از نقطه جوش آب معمولی بالاتر است در نتیجه می توان آن را به روش تبخیر و تقطیر تولید کرد. برای تولید یک کیلوگرم آب سنگین باید نزدیک به 1000
کیلوگرم آب معمولی را به درجه تبخیر آب معمولی رساند که آب معمولی بخار و از آب سنگین جدا شود. از صادرکنندگان آب سنگین می توان کشورهای آرژانتین ، کانادا ، نروژ و هندوستان را نام برد. ایران به عنوان نهمین کشور دارنده این توان در این ایام به باشگاه تولیدکنندگان آب سنگین پیوست تا بتواند برای دستیابی به استقلال در باز تعریف معنایی و مفهومی جدید آن در عصری که باید آن را قرن انرژی نامید ، گام دیگری بردارد. از این مهم که بگذریم ، اساسی ترین موضوع در این روزها تاثیر اعلام و بازگشایی کارخانه تولید آب سنگین اراک در آستانه 13 آگوست یا 9
شهریور طبق قطعنامه 1996 شورای امنیت سازمان ملل متحد است. مدیریت سیاسی پرونده هسته ای ایران در نظام بین الملل در دست ایالات متحده امریکاست . این کشور تلاش دارد تا در جهت منافع تعریف شده خود در قرن 21 در فضای تحرک جدید جهانی برای دستیابی به نظم نوین جهانی ، قدرت هژمون باشد از همین رو در زمانه ای که کنترل انحصارات قدرت در وجوه مختلف آن ، هزینه های سنگینی در بردارد ، واشنگتن بر آن است که با کنترل منابع انرژی در قالب و اشکال مختلف آن ، مدیریت و آینده پرشتاب جهانی را از دست ندهد. با توجه به این معناست که بسیاری از کشورها تلاش داشته اند تا با دستیابی به منابع انرژی تضمین شده ، رهایی خود را از قیود دست و پاگیر آینده فراهم سازند و امریکا نیز می کوشد تا با ایجاد فضای مناسب رسانه ای و مدیریت آن در بخش جنگ روانی ، حساسیت بین المللی را نسبت به ایران در چارچوب نظریه ایده مجازی قدرت و جنگ نامتعادل برانگیزد. از این رو به نظر می رسد در چنین فضایی و در آستانه اخذ تصمیمات بین المللی برای مدیریت برخورد با ایران و توجه به قاعده بازی میان امریکا و ایران در پرونده هسته ای که در گستره بین المللی از «اصل کثرت» بازیگران و در گستره ایران از اصل «وحدت نخبگان» پیروی می کند به گونه ای دیپلماسی رسانه ای مدیریت شود که نیات انسانی و بشردوستانه ایران اسلامی در تلاش برای رسیدن به دستاوردهایی چون افتتاح کارخانه تولید آب سنگین ، به افکار عمومی و در سطح نخبگان و توده های مردم جهان بدرستی منتقل شود. اگر افکار عمومی در بیرون مرزهای ایران ، ادراکی درست از تلاش و عملکرد ایران در این محیط بین المللی داشته باشند ، امریکا توفیق چندانی نخواهد یافت . فراموش نکنیم اگر به هم فشردگی عقیدتی در میان بازیگران متعهد و متکثر در گستره بین الملل موجود نباشد ، اقدام رسانه ای موجود علیه ایران نمی تواند زمینه عملیات روانی را فراهم سازد.