مجازات شکست

در دمکراسی های سکولار غربی بازیگران سیاسی ، همچون مهره های شطرنجی هستند که هر وقت نیاز باشد قربانی مصلحت بازیگرانی می شوند که در پنهان نبض همه تحولات را در اختیار دارند.
کد خبر: ۱۰۷۶۷۷

پس از جنگ ناموفق صهیونیست ها در لبنان ، اوضاع داخلی این رژیم کاملا در هم ریخته است. گر چه از ظواهر امر می توان استیصال را مشاهده کرد اما نباید از این واقعیت نیز غفلت کرد که بازیگران عرصه سیاست تل آویو به هر شیوه ای متوسل خواهند شد تا از پیامدهای عمیق شکست در لبنان بکاهند و با برون رفت سریع از این بحران آب رفته را به جوی بازگردانند. بعد از حذف اجباری شارون از عرصه سیاسی رژیم صهیونیستی که می توان او را مبتکر تبدیل تدریجی مشت آهنین به شکلات های چوبی صلح در برابر زمین دانست ، جانشینان وی تصمیم گرفتند تا با حال و هوای حاکم بر تندروهای کاخ سفید همراه شوند و همانگونه که بوش و همراهانش تصور می کنند که با تحقیر اعراب و فرود آوردن ضربه های پی در پی می توانند زمینه را برای اجرای ساختار جدید خاورمیانه آماده سازند این امکان را فراهم آورند که با فرود آوردن ضربه دیگری به نهضت مقاومت مردمی در منطقه به تحقق سناریویی کمک کنند که سالیان متمادی است جزیی از آمال صهیونیست ها و دوستان امریکایی آنهاست . اولمرت و تیم همراه وی در این رابطه همانند بوش و همراهانش دچار یک اشتباه محاسبه استراتژیک شدند. حمله به لبنان با دو هدف صورت گرفت . هدف اول در هم شکستن جنبش سازمان یافته حزب الله و فروپاشیدن سدهای مقاومت به عنوان آخرین امید جهان عرب بود و هدف دوم دستیابی به رود لیطانی به عنوان آرزوی دیرینه رژیم صهیونیستی برای تامین امنیت اقتصادی است . این دو هدف هر دو با شکست روبه رو شد. برای برون رفتن از این شکست دوگزینه پیش روی صهیونیست هاست. گزینه اول پذیرش واقعیت ناکامی و ناتوانی این رژیم و گزینه دوم تصحیح خط مشی ها و اتخاذ راهکارهایی برای ادامه راه است. به طور قطع رژیم صهیونیستی راه دوم را برگزیده است . برای عملیاتی کردن این راه قربانی کردن چند بازیگر سیاسی کم هزینه ترین کاری است که می توان انجام داد. متهم شدن موشه کاتساو و وزیر دادگستری به انحرافات اخلاقی و سازماندهی مخالفت های داخلی با وزیر دفاع و رئیس ستاد مشترک ارتش ، روند تحولات داخلی این رژیم را بسویی سوق داده است که می توان احتمالات آتی را بر مبنای دو گزینه مورد بررسی قرار داد. گزینه اول بازگشت به دوران نشست آهنین است به گونه ای که در این چارچوب احتمال به دست گرفتن تدریجی قدرت از سوی خاخام های افراطی یهودی افزایش یافته است اما گزینه دوم پیگیری سیاست مشت و آبنبات چوبی صلح است که در این راستا پرز سیاستمدار کهنه کار و چپ گرایی که تجربیات زیادی در این زمینه دارد مطرح ترین چهره به حساب می آید. آنچه در این میان نقش تعیین کننده دارد روند پیچیده و حساس تحولات کنونی منطقه است . به طور قطع تکرار تجربه مشت آهنین با توجه به فقدان چهره های همطراز با شماردن دوجناح راستگرای حاکم بر رژیم صهیونیستی ضریب شکست احتمالی را افزایش می دهد به همین علت می توان بر این نکته تاکید کرد که رژیم صهیونیستی بیش از گذشته به چهره هایی چون پرز اعتماد خواهد کرد. بحرانی که اکنون برای چهره های مطرح لیکود و راست گرایان به وجود آمده است زمینه بازگشت چپگرایان را به عرصه سیاست تصمیم گیری رژیم صهیونیستی بیش از گذشته فراهم کرده است.

مجید یونسیان
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها