وجود همین آگهی باعث می شود با رئیس سازمان بهشت زهرا تماس بگیریم. رضاییان با اشاره به وجود یک میلیون و 400 هزار قبر در بهشت زهرای تهران می گوید: ما نه از کسی کارت شناسایی می خواهیم و نه برای کسی که مرده ، نوع مراسم فرقی می کند. اینجا سرای آخرت است و همه فقط یک پارچه سفید با خودشان می برند. انجام تشریفات ومراسم لوکس فقط برای بازماندگان است.
وی می افزاید: ما به هیچ فرد یا گروهی اجازه این نوع فعالیت را نداده ایم ، اما وجود چنین آگهی هایی می تواند نشان دهنده این باشد که از این به بعد باید شاهد چنین تشریفاتی باشیم.
ما بجز گروه های مداحی که در بهشت زهرا فعالیت می کنند، به سایر شرکتها رسما اجازه فعالیت نداده ایم. شاید برایتان جالب باشد که در بسیاری از مواقع خود ما از دیدن این آگهی ها متعجب می شویم ؛ مثلا چند وقت پیش ، فردی آگهی داده بود که به «به یک مقبره خانوادگی نیازمندیم». ما با این فرد تماس گرفتیم و برای او توضیح دادیم که مقبره خانوادگی را باید از ما بخرد و کسی مقبره خانوادگی اش را برای فروش نمی گذارد که او بتواند بخرد.
برای آرامش خودمان ، نه رفع تکلیف
نمی دانیم آیا کسی با این فرد تماس گرفته است یا نه. آیا وجود چنین آگهی ای به معنای آن نیست که باید نظارت دقیقی بر آگهی هایی که قرار است در روزنامه ها چاپ شوند داشته باشیم یا این که باید منتظر باشیم تا این کار در همه روزنامه ها باب شود. یادش به خیر، مادربزرگ که هر پنجشنبه سر قبر پدر و مادرش می رفت ، می گفت: وقتی به اینجا می آیم احساس می کنم از دنیا کنده شده ام و برای لحظاتی آرام می گیرم. با آنها حرف می زنم ، درد دلی می کنم و وقتی از بهشت زهرا بر می گردم ، آرام می شوم. مادر بزرگ می گفت: رفتن سر قبر آنها برای آرامش خودمان است ، نه رفع تکلیف و آبپاشی روی یک سنگ سرد.