پس از بینانگذاری رژیم صهیونیستی و ادعای سرزمینی آن در محیط امنیتی کشورهای اسلامی از قبیل فلسطین ، لبنان و سوریه ، فشار بر این کشورها در قالب حملات نظامی به منظور پذیرش برخی از الزامات ارضی و موجودیت این رژیم توسط کشورهای عربی خاورمیانه افزایش یافته است.
کد خبر: ۱۰۶۱۲۲
رژیمی که بقای خود را بر پایه توسعه طلبی ارضی ، نسل کشی ، تغییر بافت جمعیتی و حفظ برتری موازنه قوا براساس گسترش تسلیحات نامتعارف تعریف می کند. رژیم صهیونیستی به رغم فشارهایی که بر 3 کشور فوق وارد می سازد در برخی مواقع مجبور شده است از مواضع سیاسی - راهبردی خود عقب نشینی کند که حاکی از عمق آسیب پذیری رژیم صهیونیستی در برابر حداقل فشارهای منطقه ای و نه بین المللی و جایگاه تاثیرگذاری مقاومت جنبش حزب الله و حماس می باشد.رژیم صهیونیستی و ایالات متحده همواره با نگرانی از انتخابات آزاد فلسطین و همگرایی ای که حزب الله لبنان در این کشور ایجاد کرده است به صورت یک چالش سیاسی - امنیتی برای موجودیت این رژیم درآمده است و آنان با ایجاد جنگهای روانی و نامتقارن براساس قدرت نرم و لابی گری بر اتحادیه اروپا و امریکا خواهان تغییر در ساختار سیاسی فلسطین و لبنان و خلع سلاح کامل حزب الله لبنان شده اند که در این راستا در ماههای اخیر کشورهای اروپایی مدعی دمکراسی و حقوق بشر ، فشارهای مالی و سیاسی را به حزب الله لبنان و حماس وارد نموده اند. از طرف دیگر ، در بین سران هشت کشور صنعتی جهان موسوم به G8 در خصوص محکومیت و حتی ممانعت از تجاوزات رژیم صهیونیستی به فلسطین و لبنان شکاف عقیدتی و سیاسی در بین اعضای آن ایجاد شده که در این گروه ایالات متحده تلاش کرد با استفاده از ابزارهای سیاسی و اقتصادی مسیر اجلاس را از جنایات رژیم صهیونیستی به سمت موضوع هسته ای ایران و آزمایش های موشکی کره شمالی منحرف نماید، زیرا اقدامات صهیونیست ها به طور مستقیم مورد حمایت امریکا نیز قرار گرفته است و نومحافظه کاران معتقدند حمله به حماس و حزب الله می تواند بسترهای مناسب را برای نهادینه کردن طرح خاورمیانه بزرگ و تغییر ساختارهای سیاسی کشورهای اسلامی منطقه فراهم نماید.هدف امریکا و رژیم صهیونیستی از فشارهای سیاسی و تهدیدات نظامی سوریه نیز در جهت تسریع قطعنامه 1559 ، بلوکه کردن حسابهای مالی حماس و حزب الله و جلوگیری از حمایت های معنوی سوریه از آنان می باشد و این رژیم به منظور خلع سلاح جنبش مقاومت حزب الله براساس قطعنامه 1559 و رفع موانع توسعه طلبی ارضی خود تجاوزهای جدیدی را به لبنان برنامه ریزی و به اجرا درآورده است . حزب الله که در ابتدا یک سازمان شبه نظامی بود ، اکنون به یک جنبش بزرگ سیاسی ، اجتماعی و نظامی تبدیل شده و هیچ لبنانی نمی تواند اهمیت این جنبش را در دفع حملات نظامی رژیم صهیونیستی نادیده بگیرد، زیرا بزرگترین مانع را در برابر تهدید تمامیت ارضی این کشور بوجود آورده است و از طرفی تا موقعی که حزب الله فعال است صهیونیست ها نمی توانند فشار بر جنبش حماس را افزایش دهند. حزب الله لبنان جنبشی است که توانست ناکامی تاریخی رژیم های عربی را که در چهار جنگ پیاپی از سوی رژیم صهیونیستی شکست خورده بودند تلافی کند و رژیم صهیونیستی را در سال 2000 از جنوب لبنان اخراج نمایند. علاوه بر آن حزب الله دارای کارکردهای اجتماعی و سیاسی فراوانی است و نتایج انتخابات پارلمانی اخیر لبنان نیز حاکی از به نمایش درآمدن وزنه سیاسی این جنبش بود. روابط حزب الله لبنان با سوریه و حماس و ایران از اهمیت راهبردی برخوردار است به همین دلیل صهیونیست ها نیز تلاش می کنند این رابطه راهبردی را از طریق مطرح کردن اتهامات بی اساس به ایران و سوریه کمکهای این دو کشور را به این جنبش ها تضعیف نمایند.اگر ارتباط میان حزب الله و گروههای مبارز فلسطینی بویژه در مناطق اشغالی 1967 را اضافه کنیم یک محور اساسی ایجاد می شود و نیروهایی که در این محور قرار می گیرند از مهمترین حامیان ملت فلسطین محسوب می شوند که از منظر رژیم اشغالگر قدس و ایالات متحده این محور مانع به نتیجه رسیدن مذاکرات صلح خاورمیانه مورد نظر امریکا است . امریکا و رژیم صهیونیستی برای درهم شکستن محوری که حامی ملت فلسطین است ، قصد دارند حلقه های این زنجیر را تضعیف نمایند و از این رو فشار بسیار شدیدی برای قطع همکاری میان سوریه و حزب الله اعمال شده و تلاش می شود که دولت جدید لبنان این وظیفه را اجرا نماید. مقاومت های اخیر حزب الله و شکاف موجود مابین اعضای G8 و افزایش اعتراض های جهانی که دامنه آن حتی در میان صهیونیست های سرزمین اشغالی نیز گسترش یافته است ، بیانگر شکست پذیری امریکا و رژیم صهیونیستی در برابر قدرت ایمان و اراده جنبش های اسلامی است.