جام جم آنلاین : اسرائیل با حمایت امریکا امیدوار است با اعمال نفوذ در لبنان رژیم سوریه را
منزوی و سرنگون کند.
کد خبر: ۱۰۴۳۰۲
اسحاق دوشر ، مورخ ، که اقوام نزدیک او در جنگ جهانی دوم در آلمان مردند و اقوامش در
اسرائیل زندگی می کردند ، در آخرین مصاحبه خود پس از جنگ 6 روزه 1967 گفت:«توجیه یا
اغماض در برابر جنگهای اسرائیل علیه اعراب خدمتی بسیار بد به اسرائیل است و در واقع به
منافع طولانی آن لطمه می زند». او ضمن مقایسه اسرائیل با پروس گفت : آلمانی ها تجربه خود را در
این عبارت تلخ خلاصه کرده اند:«می توانید در پیروزی خود را به کشتن دهید».
در اقدامات امروز اسرائیل می توانیم بسیاری از عناصر غروری را که منجر به نابودی می شود
مشاهده کنیم: تفرعن امپریالیستی تحریف واقعیات ، آگاهی و تفاخر به برتری نظامی خود ، خود را
محور درستی و حق انگاشتن و نابود کردن ساختارهای اجتماعی کشورهای ضعیف تر براساس این انگاشت و اعتقاد به برتری نژادی خود. در مقابل اسارت یا مرگ فقط یک نظامی اسرائیلی ، به کشتن صدها فرد بی گناه در غزه و لبنان اهمیت نمی دهد و در این زمینه امریکا از اقدامات آن حمایت می کند.
هدف اسرائیل از حمله به غزه نابود کردن حماس به این علت است که به خود جرات داده در
انتخابات برنده شود. «جامعه بین المللی» ناظر منفعل رنج مردم غزه بر اثر مجازات دسته جمعی
اسرائیل بود هنوز کشتار ده ها غیرنظامی بی گناه ادامه دارد. این کشتارها اهمیتی برای رهبران
هشت کشور صنعتی نداشت و به همین دلیل کاری در این زمینه کردند. بی اعتنایی اسرائیل به عواقب اقدامات نادرست خود همیشه مورد حمایت واشنگتن بوده است. در این مورد منابع آنها هماهنگ است.
امریکا و اسرائیل می خواهند با تبدیل لبنان به کشوری تحت الحمایه اسرائیل و امریکا مطابق الگوی اردن ، رژیم سوریه را منزوی و سرنگون کنند. آنها می گویند اصلا طرح اولیه این کشور همین بود. این حقیقت دارد که لبنان معاصر ، هنوز تا حد زیادی همان مخلوق ساختگی امپریالیسم فرانسه است که از آغاز بود ، یعنی نواری ساحلی از سوریه بزرگ که پاریس آن را از سوریه جدا کرد تا دست نشانده ای منطقه ای داشته باشد که اقلیت مارونی آن را اداره کند. بافت فرقه ای لبنان هرگز اجازه نداده است سرشماری دقیقی از مردم این کشور انجام شود زیرا این نگرانی وجود دارد که آشکار شود حق اکثریت مردم آن که مسلمان هستند ، در نظام سیاسی کشور از آنان دریغ شود. تنش های سیاسی که رنج آوارگان فلسطینی آن را تشدید می کرد ، در دهه 1970 به صورت جنگ داخلی جلوه گر شد و راه را با تایید ضمنی امریکا برای ورود نیروهای سوریه و استقرار آنها هموار کرد البته در ظاهر به عنوان سپری بین جناحهای درگیر و بازدارنده در برابر تسلط اسرائیل که با جنگهای 1978 و 1982 (زمانی که هنوز
حزب الله وجود نداشت) در حال شکل گیری بود.
قتل رفیق حریری باعث تظاهرات گسترده طبقه متوسط لبنان شد که خواهان اخراج سوری ها
بودند در همان حال سازمان های غربی رسیدند تا به پیشرفت «انقلاب لبنان» کمک کنند.
قدرت این تظاهرات ، با حمایت تهدیدهای واشنگتن و پاریس ، آنقدر بود که سوریه را وادار به
خروج و ایجاد دولتی ضعیف در بیرون کند.
اما جناحهای لبنان آماده باقی ماندند. حزب الله خلع سلاح نشده و سوریه سقوط نکرده بود.
واشنگتن یک پیاده به دست آورده بود اما «قلعه» همچنان از تصرف آن به دور مانده بود. من در
ماه می که ارتش اسرائیل وارد بیروت شد و دو «تروریست» عضو یک گروه فلسطینی را کشت در
بیروت بودم. گروه فلسطینی با شلیک راکت به اسرائیل پاسخ داد. از هواپیماهای جنگی اسرائیل
با شلیک بیش از 50 بمب به روستاهای جنوب لبنان و مقر حزب الله نزدیک مرز ، این جنبش را
مجازات کردند. هدف تهاجم اخیر اسرائیل گرفتن «قلعه» است. آیا موفق خواهد شد؛ جنگ استعماری طولانی مدت در پیش است زیرا حزب الله ، مانند حماس ، از حمایت مردمی برخوردار است و نمی توان به کار آن به عنوان یک سازمان «تروریست» خاتمه داد. مردم جهان عرب ، به نیروهای آن به عنوان مبارزان راه آزادی می نگرند که در مقابل اشغالگر استعماری مقاومت می کند.
9 هزار فلسطینی به عنوان زندانی سیاسی در گولاگ های اسرائیل اسیر هستند. به این دلیل است
که نظامیان اسرائیلی دستگیر می شوند. در گذشته زندانیان با نظامیان مبادله شده اند. مقصر دانستن سوریه و ایران برای تهاجم کنونی اسرائیل احمقانه است تا وقتی مساله فلسطین حل نشده و اشغال عراق خاتمه نیافته ، منطقه روی صلح نخواهد دید. استقرار نیروی «سازمان ملل» برای جلوگیری از حزب الله اما نه اسرائیل اندیشه ای بی معنی و مسخره است.