همه فرآورده های بشر، اعم از این که مادی باشند یا معنوی ، معلول نیازهای مادی و معنوی بشراند تا هنگامی که بشر به چیزی احساس نیاز نکند در پی خلق آن برنمی آید.
کد خبر: ۱۰۳۷۶۵
بنابراین غایت مخلوقات بشر این است که بتوانند به آن نیازی که برایش به وجود آمده اند، پاسخ مناسب بدهند. در غیر این صورت وجودشان نه تنها بیهوده و عبث ، بلکه باعث اختلال در روند زندگی انسان ها خواهد شد.
برای نمونه ، پوشاک برای ستر و مقابله با سرما و گرما است ، کشاورزی برای تامین تغذیه است ، علم پزشکی برای تامین سلامت است و به همین ترتیب ، همه پدیده ها و علوم دیگر هر کدام برای تامین یکی از نیازهای انسان اند. اگر پوشاک نتواند پوشش بدن و دفع سرما و گرما را تامین کند و یا علم پزشکی نتواند بیماری ها را درمان کند، خاصیت ذاتی و غایی خود را برای بشر از دست می دهند. علم تاریخ نیز مولود نیاز انسان ها است و باید دید آن نیاز چیست؛ اولا انسان ذاتا موجودی حقیقت جو و دانشجو است. وجود انسان با دانش معنا پیدا می کند.
به تعبیر مولوی :جان نباشد جز خبر در آزمون / هر که را افزون خبر جانش فزون جان ما از جان حیوان بیشتر/ از چه؛ زان کو فزون دارد خبر ثانیا تاریخ ، هویت ساز است.
انسان با دانش تاریخ و آگاهی از اخبار گذشتگان ، در جستجوی اصل و ریشه خود و درصدد استمرار چیستی و هویت خویش است. ثالثا انسان برای تنظیم رفتار زمان حال و همچنین تدوین طرح و راه آینده زندگی خویش نیازمند تجربه های گذشتگان و عبرت گیری از راز موفقیت ها و شکستهای آنان است. بنابراین ، بزرگترین رسالت تاریخ و بزرگترین نیاز انسان ها به تاریخ ، رساندن حقیقت وقایع و سیمای دقیق و واقع بینانه گذشته به آیندگان است. در این صورت است که انسان ها می توانند با دانش درست ، دریافت درستی از هویت خود پیدا کرده و بر پایه این واقعیات راه حال و آینده را به درستی بپیمایند و در غیر این صورت ، انسان ها با داده های غلط تاریخی ، شناختی معوج و هویتی بدلی پیدا کرده و روشن است که بر پایه چنین توهماتی هیچ راهی به درستی پیموده نخواهد شد. در یک نمونه کوچک ، اگر شما آدرسی را از یک نفر بپرسید و او دانسته یا نادانسته ، آدرس غلط به شما بدهد، ممکن است در نتیجه این داده نادرست ، شما از یک توفیق مهم زندگی خود محروم بمانید و یا به یک بحران بزرگ گرفتار شوید. حال تصور کنید که اگر یک مورخ ، از رخدادهای مهمی که در تکوین هویت یک جامعه و جهت گیری های نظری و عملی آن برای امروز و آینده موثر است ، آدرس ناقص یا عوضی بدهد، چه پیامدهای ناگوار می تواند در پی داشته باشد. انقلاب مشروطیت یکی از حوادث مهم و سرنوشت ساز تاریخ ایران است.
اکنون که صد سال از آن رخداد عظیم می گذرد، به جاست که منابع تاریخی این واقعه را از این منظر مورد تامل و ارزیابی قرار دهیم که آنها تا چه اندازه توانستند روایتی منصفانه و سیمایی واقع نما از آن واقعه را به آیندگان منتقل سازند و مورخانی چون ناظم الاسلام کرمانی ، مجدالاسلام کرمانی ، یحیی دولت آبادی ، احمد کسروی ، مهدی ملک زاده ، محمدمهدی شریف کاشانی و...چه مواضع فکری و چه گرایش سیاسی داشته اند و این مواضع و گرایش ها چه تاثیری بر تاریخ نگاری آنها داشته است.