بدرود گلادیاتور

حتی این خداحافظی باشکوه در ورزشگاه المپیک رم هم موجب نشد نگاه اهالی فوتبال در دنیا به موضوع وداع فرانچسکو توتی تغییر کند. زدنک زمان، سرمربی پسکارا این مراسم را نوعی مراسم ترحیم بزرگ تلقی کرد و گفت: ذره‌ای انرژی مثبت در این مراسم دیده نمی‌شد. من مراسم خداحافظی توتی را نه یک جشن، بلکه مراسم ترحیم دیدم.
کد خبر: ۱۰۳۶۲۷۹

اگر او خودش تصمیم گرفته باشد کفش‌هایش را بیاویزد، مشکلی نیست ولی اگر او در این مورد تصمیم‌گیری نکرده باشد، یک تراژدی خواهد بود. فکر می‌کنم توتی باز هم می‌خواست ادامه دهد. حرف‌های توتی نشان می‌دهد زمان اشتباه نکرده است. او درست می‌گفت. اگر لجبازی لوچیانو اسپالتی نبود، توتی باز هم در این راه قدم می‌زد؛ اما او حالا یک بازنشسته‌ است. عنوانی که توتی از آن بدش می‌آید: هیچ وقت دوست نداشتم یک بازنشسته خطابم کنند؛ اما حالا دیگر یک فوتبالیست نیستم. این دیوانه‌کننده است. وقتی در پیست ورزشگاه راه می‌رفتم و برای تماشاگران دست تکان می‌دادم، حالم اصلا خوب نبود. رفتارم در اختیار من نبود. کنترل احساس در چنین شرایطی تقریبا غیرممکن است.

وقتی در دقیقه 54 بازی رم مقابل جنوا، تابلوی تعویض بالا رفت تا توتی به جای محمد صلاح وارد زمین شود، ورزشگاه منفجر شد. تماشاگرانی که برای قدردانی از وفاداری 28 ساله اسطوره خود به ورزشگاه آمده بودند. توتی از 13 سالگی به تیم جوانان رم پیوست و از 16 سالگی تا یکشنبه‌شب (25 سال) در تیم اصلی بازی کرد.

ایتالیایی‌ها راه بدرقه را خوب می‌دانند؛ اما کاری که آنها برای توتی کردند فوق‌العاده بود. 72 هزار تماشاگر حاضر در ورزشگاه، ایستاده برای توتی دست زدند و همراه او اشک ریختند. بعد از برد 3 بر 2 رم، بازیکنان و کادر فنی، تونل افتخار تشکیل دادند تا توتی دوباره وارد زمین چمن شود. وقتی همسرش ایلاری بلازی، دستان پسر (کریستین) و دخترش (شانل) را رها کرد تا در آغوش پدر قرار گیرند و توتی در آغوش آنها اشک بریزد، اولین سکانس این درام غم‌انگیز بود و وقتی دختر یک ساله‌اش (ایزابل) را به آغوش کشید و با او دور افتخار زد تا او ببیند پدر در این ورزشگاه چقدر محترم است، دومین سکانس بود. ورزشگاه المپیک رم، یکشنبه پر از عشق خالص بود. تماشاگران فقط با احساسشان با توتی حرف می‌زدند. او دور ورزشگاه راه می‌رفت و اشک می‌ریخت و برای تماشاگرانی که بارها با گل‌های زیبایش، شادشان کرده بود، دست تکان می‌داد. مقابل آنها تعظیم می‌کرد و برای آخرین بار در لباس رم با آنها روبه‌رو می‌شد و تماشاگران هم ثابت کردند ارزش این همه وفاداری را داشتند. وقتی توتی به مرکز زمین رفت و بازوبند کاپیتانی رم را بر بازوی ماتیا آلماویوا، کاپیتان تیم زیر 15 سال رم (که همه از او به عنوان توتی دوم یاد می‌کنند) بست و او را بوسید، بغض ورزشگاه برای چندمین بار شکست تا ورزشگاه المپیک رم بی‌اختیار غرق در غم شود. غمی بزرگ و ترس از این که مبادا دیگر تاریخ رم، اسطوره‌ای مانند توتی را به خود نبیند. آنها بازیکن بزرگ زیاد داشتند، بازیکنانی که در کنار همین توتی توانستند قهرمانی سال 2001 را برای رمی‌ها به ارمغان بیاورند؛ اما هیچ کس برای تماشاگران رم، توتی نمی‌شود.

توتی در مراسم از همه تشکر کرد. از هواداران و از خانواده‌اش که مهربانانه در کنارش بودند،از پدر، مادر، برادر و دوستان. او از این گفت که دوست داشت با ترانه یا شعری زیبا با تماشاگران سخن می‌گفت، اما استعدادی در شعر و شاعری ندارد. با این حال، توتی با اشک‌هایش و با حالت صورتش با همه تماشاگران حرف زد. او در آخر به آنها گفت می‌خواهم تنهایم نگذارید. جمله‌ای که ثابت می‌کند بازیکنان در زمان بازنشستگی، احساس مرگ می‌کنند.

مراسم باشکوه یکشنبه، تجلیل از افسانه رم در 25 سال اخیر بود. او سه سال برای تیم جوانان و 25 سال برای تیم اصلی رم بازی کرد. بارها شادی را به هواداران هدیه داد و در یکی از تاریخی‌ترین شادی‌های بعد از گل، با هواداران تیمش سلفی گرفت تا عمق عشق به آنها را نشان دهد، با این حال این افسانه هم یکشنبه‌شب به صفحه آخر رسید تا غمی بزرگ به دل هواداران بنشیند. آنها که عادت داشتند شماره 10را به تن توتی بزرگ ببینند ، حالا باید صبر کنند تا شاید کریستین روزی آن را بپوشد.

توتی: هنوز آماده وداع نیستم

فرانچسکو توتی اسطوره رم که در مجموع 786 بازی برای رم انجام داد و 307 گل زد، در سخنرانی مراسم خداحافظی‌اش از فوتبال حرف‌هایی پر از احساس و البته تلخ به زبان آورد. او این متن را از روی نوشته خواند.

به عنوان یک کودک مرا در رم پذیرفتید و حالا در قامت یک مرد شما را ترک می‌کنم. از شما هواداران متشکرم. از باشگاه ابدی زندگی‌ام هم تشکر می‌کنم که به من فرصت تحقق رویای همیشگی‌ام یعنی بازی در لباس «جالوروسی» را داد. من به این باشگاه تعلق دارم و همیشه یک رمی می‌مانم. متأسفانه آن لحظه‌ای که امیدوار بودم هرگز فرانرسد، آمده است. شما حامی من بودید، در مواقع سخت به من انرژی دادید و به همین دلیل می‌خواهم از تک‌تک‌ شما تشکر کنم. این روزها در خلوت خودم دیوانه‌‌وار گریه می‌کردم! فراموش کردن این 25 سال غیرممکن است. من از همه تشکر می‌کنم. از شما هواداران، خانواده و دوستانم. در این مدت سعی کردم حرف‌هایم را با پاهایم بزنم و با توپ که اسباب‌بازی دوران کودکی من بود. حالا روزگار روی شانه‌ام زده تا بگوید که دیگر باید کنار بروم. دیگر بزرگ شده‌ام. از فردا، دیگر باید یک آدم بالغ باشم. از فردا بوی چمن نمی‌دهم. با دیدن زمین چمن آدرنالینم بالا نمی‌رود. چرا دارم از این خواب خوش بیدار می‌شوم؟ حس بچه‌ای را دارم که مادرش او را از خواب بیدار می‌کند تا او را به مدرسه بفرستد. آن کودک دوباره سعی می‌کند به خواب برود تا ادامه آن رؤیا را ببیند اما دیگر هرگز به آن رؤیا برنمی‌گردد. این رویا برای من تمام شد. دوست دارم به دوران بازیگری‌ام مانند یک افسانه فکر کنم... و این بدترین بخش آن است. حالا همه چیز واقعا تمام شده است. من پیراهنم را برای آخرین بار از تن خارج می‌کنم، آن را به زیبایی تا می‌کنم. رمی زاده شدن و طرفدار رم بودن باعث افتخار است. کاپیتان این تیم بودن مایه غرور بود. شما همیشه در زندگی‌ام بوده‌اید و خواهید بود. شاید دیگر نتوانم از فوتبال بازی کردن لذت ببرم اما قلبم همیشه با شما خواهد بود.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها