بی شک ، هر حادثه تاریخی می تواند آموزنده باشد. اما حوادث تاریخی نیز همانند دیگر پدیده ها مراتب متفاوتی دارند و روشن است که میزان آموزندگی آنها به اهمیت شان بستگی دارد.
کد خبر: ۱۰۳۵۹۲
نهضت مشروطیت یکی از مهمترین رخدادهای تاریخ معاصر ایران است که به معنای دقیق علمی از مصادیق «نقطه عطف» محسوب می شود.
آگاهی از چنین رخدادی برای نسلهای پس از آن از اهمیت ویژه ای برخوردار است ، زیرا در آن انبان ، انبوهی از ذخایر تجربی گرانبها برای ملت ایران وجود دارد که درسهای فراوانی را فراروی فرزندان آن قرار می دهند.
ملت ایران در آن جنبش نشان داد که با همبستگی می توان سکوت ظلم را شکست و استبداد چند هزار ساله را وادار ساخت تا با دست خود، محدود بودن و مشروطه بودن خود را امضائ کند. همچنین ، نشان داد که می توان با سلطه و نفوذ اجانب درآویخت و برای رویارویی با استبداد و استعمار، مجلس تشکیل داد و قانون نوشت. اما این همه آن چیزی نبود که رفتار پدران ما به ما نشان داد.
بلکه عمل آنها به ما آموخت که دست به گریبان استبداد و استعمار بردن ، چه مشکلاتی را در پی خواهد داشت و جامعه ای که عزم خود را برای چنین اقدام بزرگی جزم می کند باید از چه میزان آمادگی و هوشیاری بهره مند باشد تا شاهد کارگر شدن دسیسه ها و تاکتیک های مخالفان داخلی و خارجی نهضت ، منسوخ شدن اهداف اولیه ، سر برآوردن هرج و مرج و ظهور دیکتاتوری نباشد.
افزون بر تجربه و عبرت های فراوانی که هر کدام از آنها می تواند در فراز و نشیب های مسیر صعب العبور استقلال و آزادی و پیشرفت ، چراغ راه یک جامعه پویا و تمدن ساز باشد، نهضت مشروطیت نقطه تلاقی و عرصه رویارویی جامعه ایران با مبانی تمدن غرب نیز بود و این ، باعث شد تا هویت و تمدن ما به چالش کشانده شوند و در حوزه نظر، مسائل گوناگونی در زمینه های فلسفه و کلام و فقه و شریعت و سیاست و اقتصاد و اجتماع سر برآورند.
مسائلی که به دلیل بنیادین بودن و استمرار و حضورشان در عصر حاضر، همچنان برای ما پر اهمیت اند.
بنابراین ، آگاهی از این رخداد همچنان مهم است. البته به همین علت ، درباره آن هم زیاد گفته و نوشته شده اما با این همه ، همچنان این پرسش اصلی پاسخ می طلبد که نسل ما چقدر از آن واقعه آگاهی دارد و این آگاهی تا چه اندازه از واقع نمایی برخوردار است؛ به نظر می رسد ذهنیت نسل ما بنا به دلایلی هنوز از حقیقت آنچه در سال 1385 هجری شمسی رخ داد، فاصله شایان توجهی دارد و پر کردن این فاصله ، نیاز مبرم به جهادی علمی ، دست کم در دو عرصه دارد: یکی بیان ناگفته ها و دیگری بازکاوی و نقد عالمانه گفته ها. چه ، بسیاری از گفته ها اگر چه وجهی از حقیقت را می نمایانند اما وجوه دیگری از آن را می پوشانند و ذهنیت ویژه ای را به وجود می آورند.
به علت اهمیت نهضت مشروطیت به عنوان یک تجربه پرعبرت و نیز به علت نیاز آیندگان به بهره برداری از این ذخیره تجربی ، ما نیازمند درکی شفاف و عالمانه از آن هستیم.
در راستای چنین ضرورت و چنین نیازی ، بر آنیم تا در شماره های بعد، برخی از نکاتی را که می توانند شایسته توجه پژوهشگران باشند، به اجمال مورد اشاره قرار دهیم.