کبری وقتی به اتاقش رفت و روی تختش دراز کشید نمی دانست برادر شیشه ای اش بالای سر او خواهد آمد.
کد خبر: ۱۰۲۱۱۴۵
قتل خواهر توسط برادر شیشه ای

به گزارش جام جم آنلاین به نقل از رکنا، این مرد معتاد که خواهرش را در توهم شیشه کشته بود دیروز در حالی پای میز محاکمه ایستاد که خواهرزاده هایش برای او حکم قصاص خواستند. صبح چهاردهم آذر 94 دختر جوانی هراسان با کلانتری ستارخان تماس گرفت و از کشته شدن مادر 55ساله اش به نام کبری خبر داد.

وی گفت: دیشب دایی ام به نام اکبر به خانه مان آمد و شام خورد. من برای درس خواندن به خانه دوستم رفتم و شب را همانجا ماندم اما صبح وقتی به خانه برگشتم با صحنه وحشتانکی روبه رو شدم.

پلیس به خانه مورد نظر رفت و با جنازه خونین زن میانسال که با ضربه های چاقو از پا درآمده بود روبه رو شد. همزمان با انتقال جنازه به پزشکی قانونی ماموران کلانتری نواب با مرد میانسالی روبه رو شدند که با دست و لباس های خونی بی هدف در خیابان پرسه می زد. این مرد 47ساله به نام اکبر به ماموران گفت که خواهرش را کشته است. وی به پلیس آگاهی منتقل شد و به قتل خواهرش اعتراف کرد. اکبر دیروز در شعبه دوم دادگاه کیفری یک استان تهران به ریاست قاضی محسن زالی و با حضور دو مستشار پای میز محاکمه ایستاد. در این جلسه دو دختر قربانی در جایگاه ویژه ایستادند و برای دایی شان حکم قصاص خواستند. مادر قربانی اما گفت: حاضر به قصاص پسرم نیستم و اعلام گذشت می کنم.

خبرنگار رکنا می نویسد: وقتی اکبر روبه روی قضات ایستاد ادعای عجیبی مطرح کرد. وی گفت: سالها پیش به مواد مخدر اعتیاد داشتم و چند بار به زندان افتادم.بعد از جدایی از همسرم به کمپ ترک اعتیاد رفتم و مواد رمخدر را ترک کردم اما نمی دانم چرا مادر و برادرم در غذایم مواد مخدر می ریختند. من چند بار با آنها درگیر شده بودم به همین خاطر خانه پدری ام در کاشان را ترک کردم و به تهران آمدم. چند شب را در مرقد امام خوابیدم اما چون پول هایم تمام شده بود با خواهر بزرگم که در تهران زندگی می کرد تماس گرفتم. کبری که چند سال بود از شوهرش جدا شده و همراه دو دخترش زندگی می کرد دنبالم آمد و مرا به خانه اش برد. او از من پذیرایی کرد اما وقتی میوه خوردم تمام بدنم شروع به سوختن کرد.آنجا بود که فهمیدم کبری هم در غذایم مواد مخدر ریخته است. عصبانی شده بودم که کبری به رخت خواب رفت و خوابید. اما من آرام و قرار نداشتم. نوایی در گوشم زمزمه می کرد باید کبری را بکشم. به همین خاطر نیمه شب به آشپزخانه رفتم و با برداشتن کارد آشپزخانه خواهرم را کشتم. من همان موقع خانه را ترک کردم . در خیابان های بی هدف قدم می زدم و دنبال کلانتری می گشتم تا خودم را معرفی کنم که گشت پلیس سر رسید. من از قتل خواهرم پشیمانم و نمی دانم چرا دست به چنین کاری زده ام.

در پایان این جلسه هیات قضایی وارد شور شد تا رای صادر کند.

ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها