حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
همسرش نمیداند واقعا چه کرده که اینقدر ناراحت کننده بوده . فکرش را متمرکز میکند واز او میپرسد: به خاطر این که سر کارت زنگ زدم گفتم میوه بخری؟
شوهرش بدجوری چشم غره میرود و میگوید: خودت را به آن راه نزن و میرود دراتاق را میبندد و بوی سیگار از لای در بیرون میزند.زن بیچاره به فکر فرو میرود که چه کرده است. یکی یکی خاطرات روز گذشته و شب قبلش را مرور میکند.
یادش میآید وقتی خانه برادرش بودند در مورد خرید ماشین حرف میزدند. ماشین خریدن برادرش او را دلخور کرده است؟ آخر چه ربطی دارد.
من به هیچ جا نمیرسم
مرد اما آن سوتر در اتاق همان طور که نشسته لبه تخت و دارد پکهای محکم به سیگار خود میزند با خود فکر میکند: برادر زنم رفته برای خودش ماشین مدل بالا خریده. آن وقت زنم راه میرود میگوید ندارم ندارم. چند وقت پیش هم خدا میداند راست گفت که طلایش را گم کرده یا آن را هم فروخته و به برادرش داده.
باز به خودش فکر میکند و میگوید: من هیچ وقت پیشرفت نمیکنم. کسی از من حمایت نمیکند و قدرم را نمیداند.
اصلا من از اول بدبخت و بیچاره بودهام و شانس نداشتم. او با همین حرفها در فکر و خیالات توام با سوءظن و ناراحتی و نگرانی خود عمیقتر و عمیقتر فرو میرود و خانه در سکوتی غمبار غوطهور میشود.
فقط خواب
مرد مدتی است با این رفتارهای تند خانه میآید و شام نخورده میخوابد. نه دلش میخواهد کسی را ببیند و نه حتی همسرش را به اتاق خواب راه میدهد.
وقتی از او بپرسی، میگوید دیگران مقصرند، اما ته دلش خودش را هم گناهکار میداند که به اندازه کافی موفق نبوده است.
گاهی حتی دلش میخواهد این زندگی هرچه زودتر خاتمه یابد. همسر و فرزندانش این روزها خیلی در عذابند. او فقط میخوابد. خودش را مثل بچهها به مریضی میزند و اصلا سر کار هم نمیرود.
افسردگی
اگر مدتی است در زندگی احساس خستگی شدید و در کار خود احساس شکست و نالایقی میکنید، شاید افسرده شده باشید. قبل از این که همه شادی زندگیتان به غم بدل شود بهتر است کاری کنید.
دلخوریهای بیمورد، زود رنجی که غیر از خودتان کس دیگری آن را منطقی نمیداند، حس ناکامی و سرزنش خویشتن یا دیگران و سوءظن به حسن نیت بقیه افراد خانواده میتواند از علائم این بیماری باشد.
واقعیت این است که زندگی با شکستها و موفقیتهای کوچک و بزرگ معنی مییابد و این که به جای درس گرفتن از مشکلات پا سست کنیم روال عادی زندگی نیست. این دردها مثل سمبادهای است که به روح صیقل میدهد. تجربه زندگی ما را میافزاید تا بتوانیم موفقتر عمل کنیم.
اما اگر شدت ناراحتی به حدی است که ما را ناتوان میکند وقدرت مقابله، تصمیم گیری مناسب و حتی تمرکز را از ما میگیرد، احتمالا دچار افسردگی شدهایم.
مراقب علائم باشید:
ناراحتی و غم شدید و ناتوانی در لذت بردن از زندگی، آشفتگی خواب یا بیخوابی و پر خوابی و تغییرات در اشتها، مشکل در تمرکز و فراموشی، خستگی غیرطبیعی و احساس گناه و ملامت خویشتن و ناتوانی در انجام اموری که قبلا براحتی انجامش میدادیم، از جمله این علائم است.
لذت ببرید
هیچ موجود دیگری شبیه شما در جهان خلق نشده است. بدانید برای خدا بسیار عزیز هستید و هیچ کس نمیتواند تجربههای شما را تکرار کند؛ پس خودتان را دوست داشته باشید.
مطمئن باشید و بدانید هیچ چیز حتی بیماری و ناتوانی این ارزش را کم نمیکند.
امیدوار باشید
روزهای بد طی خواهد شد. هدفهایتان را کوچک کرده و با قدرت و کمک دیگران، آنها را دنبال کنید.
شادیهای کوچک
برای موفقیتهای خود با عزیزانتان جشن بگیرید و نگذارید بیماری به شما غلبه کند.
ورزش، راه حل خوب
ورزش و فعالیت بدنی هورمونهای شادیبخش را در بدن شما فعال میکند پس از این موهبت در دسترس کمک بگیرید.
خوب بخوابید
خواب غذای روح است، اگر لازم است از توصیههای پزشکی و تخصصی تغذیه کمک بگیرید و قرص خواب مصرف کنید، اما خواب را از خود دریغ نکنید.
از روانشناس کمک بگیرید
اگر کمک دوستان و روشهای مثبتاندیشی و توصیههای بالا به شما کمک نکرد،حتما به روانپزشک مراجعه کنید و نترسید. حتما بهبود خواهید یافت.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....