زن جنوبی؛ نجیب و سازگار...

اقلیم و جغرافیا تاثیر مستقیمی در خلق و خوی آدم‌ها دارد. اگر اهل سفر بوده و به مناطق مختلف کشورمان رفته باشید حتما این تفاوت را دیده‌اید. همچنان که آب و هوا سفره غذایی مردم را تحت تاثیر قرار ‌داده و پوشش آنها را شکل می‌دهد بر رفتار و گفتار آنها هم بی‌تاثیر نیست.
کد خبر: ۱۰۱۸۳۷۹

از میان همه اقلیم‌ها و مردمانی که در سرزمین پهناورمان زندگی می‌کنند، من جنوبی‌ها را بیشتر دوست دارم و در یک کلام به نظرم زنان جنوبی جزو بهترین آفریده‌های خداوند هستند. این را چون زن هستم نمی‌گویم برایش دلیل دارم. با زنان جنوبی نشست و برخاست کرده‌ام و مهربانی‌ و سادگی آنها بشدت مرا تحت تاثیر قرار داده است.

بوشهری‌ها؛ صبور و آرام

مردان این خطه بشدت مغرور و تا حدودی متکبر هستند، آنها حتی این تکبر را در مراودات
بین خانوادگی هم بروز می‌دهند و مدعی است که بندرت پیش می‌آید مرد خانواده بعد از صرف غذا از همسرش تشکرکند! زنانی که در این استان ساکن هستند اصلا به این موضوع فکر نمی‌کنند تا آن را ببینند یا از آن دلخور شوند، اما زنانی که به استان‌های دیگر و کلانشهرها مهاجرت می‌کنند به مرور متوجه این موضوع می‌شوند، اما باز هم به پدران و برادران خود اعتراضی ندارند، اما اگر مجرد هستند همین باعث می‌شود که با مردی غیربومی ازدواج کنند! اما مرد بوشهری ذاتا این نکته را می‌داند که تکیه‌گاه خانواده‌اش است و باید تا جایی که در توان دارد، تلاش کند و امورات خانواده را به بهترین شکل ممکن اداره کند. مردان بوشهری به زنان و دختران خود که شاغل هستند این اجازه را می‌دهند درآمدشان را خرج خودشان کنند؛ لباس، طلا و... بخرند، اما زن بوشهری سخت دل در گرو خانواده دارد، مگر دلش می‌آید که به مردش کمک نکند. مگر دلش می‌آید، او را در تامین مخارج زندگی تنها بگذارد، دوش به دوش او می‌آید.

زن بوشهری هیچ وقت توقع ندارد مثلا شوهرش ظرف‌های شام را بشوید و یا خانه را جارو کند، دلش خوش است که در ساعات فراغت کنار همسرش بنشیند و با او قلیان برازجانی بکشد و آرام طوری که به مردش بَر نخورد از کار و بارش بپرسد. کم پیش می‌آید زن بوشهری لبخند را از صورت خود حذف کند هرچند خسته یا دلمرده باشد. محال است زن بوشهری در خانه‌اش را به روی مهمان ببندد و با دار و ندارش از او پذیرایی نکند.

زن بوشهری از دوربین و عکس فراری نیست؛ می‌نارش را بر سر می‌بندد، لبش را با لبخند زیبا می‌کند و با چشمانی شاد رو به دوربین می‌خندد.

آبادان؛ زندگی جریان دارد

مرد آبادانی اگر به بزرگنمایی عادت دارد و همه چیز را زیر ذره‌بین می‌گذارد، بزرگش می‌کند، به آن رنگ و لعاب می‌دهد و برایت از یک ماجرای کوچک قصه‌ای بزرگ و پرماجرا می‌سازد و تو از شنیدن این داستان‌های برگرفته از واقعیت خسته نمی‌شوی، زن آبادانی چادر دور کمر می‌بندد و بدون حرف و حدیثی به دل عمل و کار می‌زند. وقتی به آبادان می‌روی کم‌حرفی زنان و پرحرفی مردان تو را دچار نوعی سردرگمی می‌کند. مگر می‌شود این همه سکوت در کنار این همه حرف و صدا! مردان آبادانی اما تکبر مردان بوشهری را ندارند؛ کمی، فقط کمی انعطاف بیشتری دارند بخصوص اگر جوان‌تر باشند و بخصوص اگر عاشق همسرشان باشند. دنیا را جمع می‌کنند و می‌گذارند مقابل زنشان تا او کمی بیاساید. مردان آبادانی عاشق ژست گرفتن مقابل دوربین هستند، آنها عینک ری‌بن را بر چشم می‌گذارند، لباس‌هایی با رنگ تند و گرم می‌پوشند و هنوز هم به سبک و سیاق قدیم مثل هنرپیشه‌ها مقابل دوربین ژست می‌گیرند و خاطره‌سازی می‌کنند.

برای زن آبادانی آنچه مهم است زیبایی در عکس است، فتوشاپ را قبول ندارد، اصل عکس باید زیبایی آنها را تائید کند. زنان آبادانی هم مانند مردان این شهر از دوربین عکاسی هراسی ندارند، آنها دوست دارند عکسشان را ببینند و آنچه در این تصاویر از همه واضح‌تر دیده می‌شود برق چشمان آنهاست. برقی که زندگی دارد.

کمی آن‌طرف‌تر؛ بندرعباس

زن بندرعباسی اما برقع دارد. پوشیده است و آنچه تو را گیر می‌اندازد چشمانی است که دیده می‌شود و پرسان است و کمی متعجب و گاهی کمی ترسان. صورت دیده نمی‌شود، اما رنگ‌های لباس‌ها تو را گیر می‌اندازد، رنگ‌هایی که در پس چادر مشکی یا رنگی خودنمایی می‌کند. دستانی با پوستی تیره که به زیورآلات بدلی یا طلایی زینت شده و این کنتراست، زیباترین نقاشی را شکل می‌دهد. گاهی تو فرصت پیدا می‌کنی تا نقاشی‌های حنایی روی دستان را نگاه کنی و گاهی هم زنی را پیدا می‌کنی که اجازه می‌دهد این همه رنگ را در قاب عکسی جای دهی. زن بندرعباس هم کم‌حرف است و ساکت با نگاهی خیره. مردان این دیار هم کم‌حرف هستند، انگار ترجیح می‌دهند آنچه که در ذهن دارند در دل نگه دارند و به کلام
تبدیل نکنند.

مرد بندرعباس بشدت از حریم‌اش حفاظت می‌کند، دلش نیست که زن به سرکار برود یا در تامین مخارج زندگی کمکش کند، می‌خواهد مرد بودنش همه‌جانبه باشد. زن همان بهتر که در خانه بماند و برای اهل خانه مادری همسری یا خواهری کند.

مردان و زنان جوان بندری اما تلاش می‌کنند این سبک زندگی را نرم و آهسته تغییر دهند. بندرعباس پر از غریبه‌هایی است که برای تجارت و کار به این شهر رفت و آمد می‌کنند، پر از گردشگرانی که می‌آیند تا چند روزی در کنار دریای عمان نفسی تازه کنند و بروند و زنان و مردان بندری می‌دانند که باید از خود و حریم خانواده خود در میان این رهگذران محافظت کنند.

اما مردم بندرعباس می‌دانند که این رهگذران آنها و سبک زندگی‌شان را دوست دارند و قرار نیست به آنها آزاری برسانند. برای همین این روزها بیشتر مسافرانی که به بندرعباس می‌روند دلشان را به سلفی‌هایی که از خود می‌گیرند، گرم می‌کنند و به مردم این شهر بندری لبخند می‌زنند بدون این که بخواهند آنها سهمی در این سلفی‌ها داشته باشند.

طاهره آشیانی - روزنامه نگار

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها