معمای پلیسی

سرقت در شب بارانی

از نیمه‌های شب بارندگی شدیدی در تهران آغاز شده و سیلابی در خیابان‌ها به راه افتاده بود. سروان ساعت 7 صبح راهی اداره آگاهی شد.
کد خبر: ۱۰۱۷۶۰۷

خیابان‌ها ترافیک و همه را غافلگیر کرده بود. کارآگاه در حال گوش دادن به رادیو بود که صدای زنگ تلفن همراهش بلند شد. وقتی به تلفن پاسخ داد، اپراتور پلیس آگاهی از سرقتی مرگبار در حاشیه شهر خبر داد. دزدان نیمه‌های شب به انبار یک کارخانه دستبرد زده و پس از قتل نگهبان از آنجا سرقت کرده بودند.

سروان به سمت جنوب شرق تهران تغییر مسیر داد. به سختی شهرک صنعتی و کارخانه را پیدا کرد. باران کمتر شده بود. کارت شناسایی را به نگهبان کارخانه نشان داد و با راهنمایی او به سمت سوله‌ای در غرب کارخانه رفت. خودرو را سریع پارک کرد و سریع وارد سوله شد. تیم جنایی زودتر از او در محل حاضر شدند و تحقیقات خود را آغاز کردند. به هم ریختگی در سوله دیده نمی‌شد.

افسر کلانتری با مشاهده سروان به سمت او آمد و در گزارش خود به سروان گفت: مقتول نگهبان شرکت بود که با ضربه‌های چاقو به قتل رسیده است. دزدان در حال سرقت از انبار بودند که نگهبان سر می‌رسد و آنها مرتکب قتل او می‌شوند. ضربات به شکم و کمر او وارد شده بود. با توجه به نوع ضربات به نظر می‌رسد قاتل بیش از یک نفر بوده است. آنها پس از غافلگیر کردن نگهبان ضربات مرگبار را وارد کردند.

چه چیزی از انبار سرقت شده است؟

در این کارخانه ظروف نقره پرداخت می‌شود. یک محموله نقره آماده ارسال بود که دزدان فقط آن را سرقت کرده‌اند. ارزش این محموله بیش از 400 میلیون تومان بوده است.

راه ورود سارقان به چه صورت بوده است؟

در قسمت پشتی کارخانه دری متروکه بوده که قفل آن شکسته و وارد محوطه شده بودند. در انبار را هم به شیوه‌ای مشابه شکسته‌اند. قفل های شکسته کنار در توسط ماموران بررسی صحنه جرم پیدا شده است. آنها را با دیلم شکسته‌اند.

چه کسی متوجه سرقت شده بود؟

این کارخانه دو نگهبان شیفت شب دارد. یکی از آنها حسین نام داشت که به قتل رسیده است. نگهبان دوم، سعید نام دارد که او وقتی متوجه غیبت طولانی دوستش شد به جست‌وجو پرداخت و با جسدش در انبار روبه‌رو شد.

سروان سپس به بررسی سوله پرداخت. نوع سرقت نشان می‌داد دزدان فقط دنبال محموله نقره بوده‌اند و برای سرقت آن وارد انبار شده بودند. دکتر که معاینه جسد را تمام کرده بود در حال جمع کردن وسایلش گفت: هفت ضربه چاقوی عمیق به بدن مقتول وارد و مقتول بر اثر شدت جراحات و خونریزی شدید در دم جان باخته است.

جسد در فاصله سه متری در انبار روی زمین افتاده و لباس‌هایش خشک بود و جوی خون در دو سمت جسد دیده می‌شد. سروان در حال بررسی جسد بود که مدیر کارخانه وارد انبار شد. مردی سالخورده که با دیدن جسد حسین اشک از چشمانش جاری شد.

سروان پس از آرام شدن مرد سالخورده به تحقیق از وی پرداخت. مدیر کارخانه گفت: حسین 12 سال در این انبار کار می‌کرد. ابتدا در بخش غذاخوری بود. پاکدستی و صداقتش باعث شد به بخش نگهبانی منتقل شود. متعهد بود و همیشه تلاش می‌کرد وظیفه‌ای را که به او محول شده به بهترین نحو انجام دهد.

میزان اموال سرقتی مشخص است؟

به طور دقیق نمی‌توان گفت، اما مطمئنم محموله نقره سرقت شده است. ارزش آن بیش از 400 میلیون تومان بود. دیروز این محموله به کارخانه منتقل شد و قرار بود فردا تحویل صاحبش شود.

به نظر می‌رسد سرقت داخلی و با اطلاعات یکی از کارگران کارخانه بوده است. به کسی مشکوک نیستید؟

نه. من به همه کارگران اعتماد دارم. ما طوری رفتار کرده‌ایم که کسی کمبودی در زندگی نداشته باشد.

کارگران برای تکمیل تحقیقات به بازجویی پرداخت. مردی تنومند که لباس فرم نگهبانی به تن داشت.

دیشب چه اتفاقی افتاد؟

من و حسین نگهبان شیفت شب بودیم. بارانی شدیدی می‌بارید و هر لحظه بر شدت آن افزوده می‌شد. حسین مدعی بود نوری را در محوطه دیده است. به او گفتم اشتباه می‌کنی. هرچه من انکار می‌‌کردم او اصرار داشت. بالاخره تصمیم گرفت گشتی در کارخانه بزند. حدود یک ساعت از ترک اتاق نگهبانی گذشته بود و او باز نگشت. نگران شدم. به همین خاطر به جست‌وجو در محوطه پرداختم که متوجه باز بودن در انبار شدم. به ماجرا مشکوک شدم. وارد انبار که شدم با جسد حسین روبه‌رو شدم. جسدش غرق در خون بود. سریع خودم را اتاقک نگهبانی رساندم و موضوع را به پلیس و مدیر کارخانه اطلاع دادم.

وقتی وارد انبار شدی با مورد مشکوکی روبه‌رو نشدی؟

نه همه چیز عادی بود. البته عادی یعنی کسی نبود.

پیش از این از کارخانه سرقت شده بود؟

نه. برای اولین بار بود.

کارآگاه پس از بازجویی از سعید او را بازداشت کرد تا قبل از فرار همدستانش آنها را شناسایی و دستگیر کند.

پاسخ معمای شامگاه مرگ در پارک

سروان میری با اشاره به دو دلیل زیر راز قتل را فاش کرد.

1 ـ کوتاه بودن بند یکی از کتونی‌ها نشان داد که پاره شده است. از سوی دیگر قاتل با وسیله‌ای رشته‌ای قصد خفه کردن مقتول را داشت که ناکام مانده بود.

2 ـ قاتل مدعی بود که جسد را جابه‌جا کرده در حالی که رد موتور در کنار جسد دیده می‌شد. پس تغییری در محل آن نداده بود و لباسش در زمان قتل خونی شده بود.

در مسابقه شماره گذشته 861 نفر شرکت کرده بودند که 107 نفر پاسخ صحیح داده و از میان پاسخ‌های صحیح مرجان زاده‌وند از اسفراین و حجت کاشی از آستارا به قید قرعه
برنده شده‌اند.

وحید شکری

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها