باز زرقاوی دیگری خواهد آمد و چه بسا بدتر! امریکایی ها می دانستند زرقاوی وهمدستانش کجا هستند و آنها را نگه داشته اند تا در زمان مناسب مثلا در زمان افشای جنایاتشان در حدیثه با کشتنشان از خبر مرگشان بهره برداری سیاسی کنند.
کد خبر: ۹۹۹۹۳
قطعا می توان گفت : زرقاوی دست نشانده مستقیم امریکا بوده است و با هماهنگی کامل گروه القاعده با سرویس اطلاعاتی امریکا کشته شده است.
این مطالبی است که پس از کشته شدن ابو مصعب الزرقاوی در سایتهای مختلف و محافل خبری و اجتماعی و سیاسی زبان به زبان نقل می شد. طرح همیشگی تئوری توطئه در این جا نیز به خوبی عیان است . جدا از حرف و حدیثهایی در باره که بودن زرقاوی و چگونگی پیدایش این نوع عوامل مخرب چهره اسلام و مسلمانان ، باید این را نیز مد نظر قرار داد که قدرتهای بزرگ علاوه بر هنر پروراندن چنین اعجوبه ها ، هنر دیگری نیز دارند وآن چگونگی استفاده تصادفی از چنین اعجوبه ها خود متولد شده است . همراه کردن آنان با منافع خود و استفاده از چنین عوامل متحجر که به راحتی سر از بدن انسانها جدا می کنند دستاویزی بسیار عالی برای قدرتهای بزرگ برای ابقا و توجیه حضور خود در کشور های اشغال شده است. حضور امریکا در افغانستان به سبب وجود گروه متحجر طالبان و بن لادن و در عراق به سبب زرقاوی موید این مدعا است . هویت زرقاوی هنوز مبهم است. اسم مستعاری که وی برای خود برگزیده بود از نام زادگاه وی یعنی زرقا شهری فقیرنشین در حومه امان پایتخت اردن اقتباس شده است . می گویند نام واقعی وی احمد فضیل نزال الخلایه است و در 20 اکتبر 1996 در شهر زرقا، شهری فقیرنشین در اردن به دنیا آمده بود. پدرش افسر بازنشسته ارتش اردن بود.به بیوگرافی زرقاوی که کی بود وچه کرد و چگونه کشته شدو همسر وی که بود و فزرندان وی و.... کاری نداریم و اصلا وارد این مقوله نخواهیم شد. سعی داریم منافعی که این افراد دانسته و یا ندانسته و بر اثر کج فهمی و تحجر برای قدرتهای بزرگ به ارمغان اورده اند بپردازیم.
امریکا پیش از حمله نظامی به عراق چندین بار طرح حمله به مخفیگاه ابومصعب الزرقاوی را لغو کرده بود
رندولف هولنات یکی از خبرنگاران باسابقه امریکایی چند روز پیش گفته بود واشنگتن قبل از حمله به عراق از محل زرقاوی اطلاع داشته بود . هولنات افزود : امریکاپیش ازحمله نظامی به عراق چندین بارطرح حمله به مخفیگاه ابومصعب الزرقاوی را لغوکرده بود . به گفته وی امریکا زرقاوی رارهاکردچراکه به نظرمی رسدبوش برای حمله به عراق به زرقاوی نیازداشت تابتوانداین حمله راتوجیه کندو بعدها به سبب اقدامات وی ، توجیهی منطقی برای حضور نظامیان امریکایی درعراق داشته باشد . جدای از حرف و حدیثهادرباره کشته شدن مشکوک زرقاوی که چگونه این اقدام انجام گرفت .بیان این نکته خالی از لطف نیست که گفته شود ، شاید تاریخ مصرف این مهره به سر آمده بود . این مهره پس از اشغال عراق به دست نظامیان امریکایی و انگلیسی با متشنج کردن اوضاع عراق سعی وافری داشت جنگهای قومی به راه اندازد دقیقا مطابق با خواست اشغالگران امریکایی و انگلیسی عمل می کرد . اطمینان از رابطه مستقیم و دست نشانده بودن این مهر ه را شاید نتوان به یقین اثبات کرد ولی اشغالگران نظارگر تحرکات این مهره بودند و از اشوبهایی که وی در عراق به راه انداخته بود سود می بردند و به جای اینکه هجمه هایی علیه اشغالگران باشد ضد مردم عراق بکار گرفته شده بود. از قبل همین درگیریها حضور اشغالگران در عراق توجیه پذیر می نمود چراکه وجود ناامنی و ناتوانی نظامیان جدید عراق دستاویز کاملی را به اشغالگران می داد تا حضور خود را عراق توجیه کنند . بهرحال مرگ زرقاوی بیش از همه دستمایه پیروزی اشغالگران امریکایی در عراق قرار گرفته وکاهش محبوبیت جرج بوش را تا حد زیادی جبران کرده است . همزمانی مرگ زرقاوی با تکمیل دولت مالکی دستاوردی بزرگ برای حاکمیت جدید عراق است اما امریکا به عنوان سردمدار طرح عراق نوین بیش از همه احساس غرور می کند. از این رو برخی ناظران همچنان این پرسش مهم را مطرح ساخته اند که آیا امریکا تاکنون قادر به از میان بردن زرقاوی نبوده است؛ و آیا زرقاوی و امثال زرقاوی دست پرورده های پنهانی سرویس هاس جاسوسی سی آی ای وموساد نیستند که هر گاه تاریخ مصرف آن ها به پایان می رسد پاکسازی می شوند؛ نظام موزاییکی و شکننده عراق ونبود بلوغ سیاسی وامنیتی وفرهنگی در این کشور که به سبب سالها دیکتاتوری صدام بوجود امده است و دولت نوپای مالکی از یک سو وحضور اشغالگران بیگانه در این سرزمین از سوی دیگر ، همچنان بستر استمرار خشونت را فراهم می آورد.بخصوص اینکه جانشینی مصری زرقاوی نیز تعیین شده است .جالب اینکه هنوز هویت چنین شخصی را دستگاههای اطلاعاتی مصر تایید نکرده اند و گفته اند چنین شخصی در مصر وجود خارجی ندارد. شاید کسی یا گروهی شبیه گروه زرقاوی دو باره بوجود اید. این به نیاز و منافع کنونی امریکا در عراق وابسته است . با این همه باید اگر به فرض گروههایی نظیر القاعده و اشخاصی نظیر زرقاوی و بن لادن اگر دست پرورده سیاستگذاران امریکایی نباشند می توان گفت : آنان که شعار مقابله با کفر امریکایی ومقاومت علیه اشغالگری را می دهند در عمل با سیاست های امریکا همگرایی دارند و در واقع آب به آسیای نظام سلطه می ریزند تا آنجا که به سودمندی احتمالی زرقاوی برای امریکایی ها برمی گردد ، ظاهرا محمل و بهانه خوبی به دست آنها افتاده تا هرجا که قرار است مخالفتی سرکوب شود فورا ان را به اشخاصی نظیر زرقاوی نسبت می دهند و دلیلی مشروع تحت چارچوب مبارزه با تروریسم در کشور های دیگر برای خود پیدا می کنند.