فاصله رو به تزاید نسلها که از آن به عنوان شکاف هم یاد شده است چیزی نیست که با اقدام و یا برنامه ریزی یک یا چند دستگاه فرهنگی و تبلیغی بتوان بر آن غلبه کرد اگر اصل موضوع را بپذیریم که ظاهرا مخالف جدی ندارد و اغلب صاحب نظران از جامعه شناسان و سیاسیون
کد خبر: ۹۸۹۰
کشور با گرایشهای مختلف کم و بیش بدان اذعان دارند لاجرم بزرگی آن را هم پذیرفته ایم ؛ لذا هر تمهیدی برای درمان این معضل باید متناسب با گستردگی آن باشد خانواده به عنوان گسترده ترین و جدی ترین نهاد جامعه همان نقطه ای است که آبستن فاصله شد و در همان جا مولود شکاف به دنیا آمد، در خانواده بود که اغلب پدرها و اکثر مادرها در التهابات گوناگون سیاسی و اجتماعی و حتی اقتصادی غوطه ور شدند و فراموش کردند که دور از چشم آنها فرزندان هم هستند که در حال نشو و نموند، گویا ما بزرگترها در یک غفلت تاریخی به تهیه آب و نان کودکان بسنده کردیم و حتی توضیح ندادیم که دلیل افعالمان، سکوتمان و فریادمان چیست؛آنان در یک غربت ذهنی ، خود به تجزیه و تحلیل روزگار پرداختند و اینک که چشم باز کرده ایم تصویری از دنیا به دست می دهند که با تصویرحک شده در سینه های ما فرسنگ ها فاصله دارد تفاوت ذائقه آنها با احساس ما اگر از ابتدا به رسمیت شناخته می شد امکان تعامل با آن و پرورش و زدودن آفاتش وجود داشت و مشکل همین جا بود که نسل بزرگتر و انقلاب کرده تصور کرد که باید آنچه او می بیند و برداشت می کند و می خواهد نسل جدید هم ببیند و برداشت کند و بخواهد در هر حال اکنون هم بهترین و اصلی ترین محلی که باید عرصه ای برای جبران مافات شود، همان خانواده است راه گفتگو و تعامل و تفاهم میان بزرگترها و کوچکترها اگر در خانواده میسر نباشد در هیچ جای دیگری تحقق پیدا نخواهد کرد، همه نهادها و ارگان های فرهنگی با فرض انجام کار دقیق و درست معنوی تنها مکمل کار در خانواده هستند. در واقع جامعه ، حاکمیت و نخبگان باید از طریق خانواده با نسل جدید وارد گفتگو شوند احترام به آنها و شخصیت دادن به جوانان و نوجوانان در خانواده باید آغاز شود اگر تحکم و استبداد رای در خانواده ها جای خود را به تبادل نظر و تاثیر و تاثر منطقی ندهد، با آفت ریشه دار شده شکاف و شقاق در جامعه کاری نمی توان کرد، آزادی معقول و منطقی در خانواده امکان تحقق دارد و در همان جاست که می شود راه و رسم آزاد زیستن متعهدانه را به فرزندان آموخت باید بپذیریم که بسیاری از محدودیت هایی که ما برای فرزندانمان قائل هستیم ، سلیقه ای است و امکان صرف نظر کردن از آنها وجود دارد، اگر در مواضع درست و اصولی ، آزادی بچه ها را مخدوش نسازیم ، راه جلوگیری از آزادی های مخرب کاملا فراهم می شود در حالی که ما در خانواده و جامعه اغلب هزینه سخت گیریهای غیرمنطقی را می پردازیم که بیشتر ناشی از خودمحوری و استبداد است تا پایبندی به اصول و ارزشها. به هر منوال سخن اصلی در این است که برای مقابله با آسیبها و ناهنجاری های رو به تزاید اجتماعی هیچ راهی جز تحکیم اصولی و کارشناسانه پایه های خانواده نیست ، اگر کارشناسان و آسیب شناسان اجتماعی ، تعلیم خود را از خانواده آغاز کنند و محل خانه مامن آرامش بخشی برای جوانان و نوجوانان باشد، نطفه بسیاری از ناهنجاری ها قبل از تکوین مضمحل می شود پس بیاییم در یک فراخوان ملی نهضت تحکیم خانواده را سامان دهیم و به هر وسیله ممکن در احیا و پرورش محیط خانه ها بکوشیم.