به گزارش جامجم جم، پویا فقط 17 بهار از زندگیاش گذشته بود. مادر و پدر آرزوهای زیادی برایش داشتند. میخواستند او درس بخواند و به دانشگاه برود. کاری پیدا کند و رخت دامادی بر تن کند، اما دوم اسفند سال 90 در خیابان صفری شهر سنندج در جریان درگیری، با ضربه چاقوی پسری 17 ساله به قتل رسید. متهم آن زمان بازداشت و مدتی بعد هم در دادگاه محاکمه و به قصاص محکوم شد. حکم صادره بعد از تائید در دیوان عالی کشور، به اجرای احکام ارسال و شمارش معکوس برای مرگ او آغاز شد. روز شنبه وقتی قاتل را به اتاق انفرادی بردند، فهمید که وقت اجرای حکم است. وسایلش را به همسلولیهایش داد و از آنها حلالیت گرفت. بعد از سوی یکی از ماموران به اتاق انفرادی رفت. فقط از خدا میخواست کمکش کند. با صدای اذان صبح به خودش آمد. با بیرون آمدن از سلول نمازش را خواند، وصیتنامهاش را نوشت، به سمت محوطه اعدام رفت. مادر و پدر مقتول با گذشت پنج سال از ماجرا هنوز لباس سیاه به تن داشتند. جوان اعدامی بسختی قدمهایش را برداشت و از روی چهار پایه بالا رفت. طناب دار برگردنش آویخته شد. فقط گفت شرمندهام و بعد سرش را به پایین انداخت. آن سوی دیوار صدای فریاد و التماس مادر اعدامی و اعضای خانوادهاش شنیده میشد. مسئولان زندان و مددکاران و گروه واحد صلح و سازش قضایی همچنان در تلاش برای گرفتن رضایت بودند. او فقط چند ثانیه با مرگ فاصله داشت. زمانی که پدر داغدیده پویا به سمت مرد اعدامی رفت، همه خیال کردند او حکم را اجرا میکند اما در مقابل چشمان بهت زده حاضران او طناب را از گردن پسر جوان بیرون آورد و فریاد زد برای رضای خدا او را بخشیدم. متهم روی زمین افتاد و سجده شکر بجا آورد و بعد به سلول بازگشت. خبر بخشیده شدن مرد اعدامی دهان به دهان چرخید و آن سوی دیوار بلند زندان صدای گریه و خوشحالی خانوادهاش بلند شد.
محیالدین ابوالقاسمی، پدر مقتول پس از بخشش گفت: از کارکنان دانشگاه علوم پزشکی کردستان هستم. خدمتم را با هدف نجات جان انسانها آغاز کردم. موفق شدم با اعطای فرصتی دوباره به قاتل فرزندم مهمترین رسالت جامعه کارکنان علوم پزشکی را محقق کنم تا ساعت یک بامداد یکشنبه همچنان تصمیم به گذشت نداشتیم، اما خوشحالم که خداوند صبر بزرگی به ما عطا کرد تا بتوانیم وی را ببخشیم.