در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
ما یک مرحله دیگری را میتوانیم در سیاستهای روسیه فعلی تفکیک کنیم و آن گرفتن جزیره کریمه و بازپسگیریاش از اوکراین بود.
بعد از اینکه تحرکاتی از اوکراین شاهد بودیم که به سمت غرب حرکت کرد و به عنوان یک خط مقدمی برای روسیه قلمداد شد روسیه جزیره کریمه را گرفت و با انجام یک انتخابات جزیره کریمه به روسیه انضمام پیدا کرد. به دلیل اینکه جزیره کریمه از لحاظ راهبردی و استراتژیک بسیار مهم است؛ همانطور که میدانید دو استراتژی در دنیا مطرح بوده است، استراتژی بحری که آمریکاییها بیشتر در مورد آن کار میکنند و یگانهای دریایی و زمینی و هواییشان را با استفاده از دریاها به حرکت درمیآورند، روسها بیشتر با تکیه بر نیروهای زمینی بر آن استراتژی اعتقاد دارند. جزیره کریمه از این بعد بسیار برای روسیه اهمیت داشت که میتوانست راهبردش را به استراتژی بحری آمریکا متصل کند، لذا به خاک روسیه انضمام داد و این آغاز درگیریهای جدیدی بین روسیه و غرب و بالاخص آمریکا شد و آنها تهدید کردند و بعد سعی کردند تحریمهایی را اعمال کنند تا فشار فزایندهای به روسیه وارد شود تا این کشور تسلیم شود، اما مشخص بود که روسیه حتی اگر جنگ جهانی سوم رخ میداد از بازگرداندن کریمه استنکاف میکرد اما در فشار تحریمهای آمریکا و غرب که قصد داشتند این کشور را منزوی کنند اقدام به حرکت جدیدی کرد و آن حرکت در حقیقت حضور فعالتر در سوریه در کنار ایران بود، این استراتژی بخوبی حرکت دفاعی روسیه را به حالت تهاجمی تبدیل کرد. در حقیقت ورود روسیه به سوریه اجازه نداد روسیه در آن حالت انزوا و سکون باشد و لذا نقش فعال خودش را نشان داد، همکاری روسیه و ایران در سوریه به عنوان یک مدل جدید تعریف شد و در این مدل روسیه موفق بوده است، این تحرکات نشان میدهد روسیه به یک نقطه رسیده یا میرسد که میتواند یک مدل همکاری جدیدی را با جمهوری اسلامی ایران و سایر کشورها تعریف کند و علاوه بر اینکه میتواند از آن حالت فشار آمریکا و اروپا بکاهد میتواند با همکاریهای اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و نظامی قدرتمندتر از قبل شود. تصور میکنم در حال حاضر پوتین این مدل را در پیش گرفته و با آن حرکت میکند.
تصور میکنم روسیه در حال پیوند زدن ابعاد اقتصادی و نظامی با کشورهایی است که همکاریهای نظامی دارد و این یک مدل جدیدی است که به نظرم میتواند جمهوری اسلامی ایران کمک بسیاری به آن داشته باشد، در این مورد برای ما هم روسیه بازار خوبی است. در عین حال ما هم میتوانیم در مجامعی که روسیه نقشآفرینی میکند در حق وتوی آن بهرهمند شویم و این کشور هم میتواند از عمق استراتژیک و نفوذ ما به یک تفاهم و همکاری بهرهمند شود. به اعتقادم همانطور که این همکاریها در سوریه مثبت بوده میتواند در چارچوب همکاریهای دوجانبه نیز در ابعادی از جمله اقتصادی، گردشگری و صنایع مختلف هم توسعه پیدا کند.
در سوریه اشتراکات بسیاری با روسیه داریم و همکاریهای ایران و روسیه نتایج مثبتی داشته است؛ سوریه در یک قدمی فروپاشی قرار گرفته بود اما در حال حاضر به صحنه بازگشته و این موضع نشان میدهد که میتوانیم در موضوعات بینالمللی همکاریهای بسیار خوبی داشته باشیم.
در مورد آینده روابط روسیه و آمریکا نیز باید گفت، هر چند ترامپ در اظهاراتش به گونهای نشان میدهد که تقابل با روسیه را از دستور کارشان خارج کردند اما به معنای این نیست که همکاریها آنقدر گسترش پیدا کند که این دو کشور را در همه موضوعات کنار هم ببینیم. موضوعاتی در سطح بینالملل وجود دارد که لاجرم این دو کشور در همان حالت جنگ سرد باقی خواهند ماند و ممکن است هزینههای جنگ سردشان را در خوشبینانهترین شرایط کاهش بدهند اما موضوعات راهبردی و شکافهایی که وجود دارد آنقدر عمیق و گسترده است که در یک دوره چهارساله ترامپ امکان بازسازی همه آنها نباشد اما به نظر میرسد مدل تقابلهایشان تغییر پیدا کند و ممکن است در بعضی از مدلها کاهش هزینه داشته باشند، این موضوع را نیز باید در نظر داشت که در آمریکا ترامپ قدرت مطلق نیست که هر اقدامی بخواهد انجام دهد، کنگره و موضوعات دیگر نیز نقشآفرینی میکنند، بسیاری از کارخانجات اسلحهسازی و سایر سیستمهای اقتصادیشان پیمانهایی بستند که باید آن پیمانها عملیاتی شود و ترامپ قادر نیست تمام راهبردهای آمریکا را به طور یکجا تغییر دهد، البته میتواند کمرنگتر یا پررنگتر کند اما قادر به تغییر جدی راهبردها نخواهد بود.
به هر صورت جنگ سردی که بین دو کشور آمریکا و روسیه اتفاق افتاده بود در بحث اوکراین به اوج خودش رسیده و در بحث سوریه بسیار خودش را نشان داد اما اینکه ترامپ از موضوع اوکراین میگذرد و آیا اتحادیه اروپا که نقطهنظرات خاص خودشان را در مورد روسیه دارد ترامپ راهش را از اروپا جدا میکند یا اینکه آیا قدرت آمریکا در ناتو ضعیفتر میشود یا ناتو را رها یا فعالانهتر برخورد خواهد کرد موضوعات مهمی است که تاثیرگذاری مستقیم در روابطش با روسیه خواهد داشت. آیا روسیه در بعد سلاحهای اتمی و در بعد فضا میتواند همکاریهایی را در مسیر کاهش بودجههای نظامی و تسلیحاتی و فضایی در مسیر خاص آمریکا عملیاتی کند و یا بالعکس آمریکا چنین کاری را انجام خواهد داد،موضوعات بسیار پیچیده است و البته باید تاثیرگذاری کشورهای اقماری روسیه و آمریکا را نیز در مواضع این دو کشوردر نظر داشته باشیم، بنابراین بحث رابطه بین آمریکا و روسیه یک معادله یک مجهولی نیست که قابل حل باشد مولفههای بسیار زیادی تاثیرگذار است؛ معادلهای با دهها مجهول که هرکدام از آنها تاثیرات خاص خودشان را میتوانند بگذارند و به نظرم بسادگی نمیتوان این را تحلیل کرد و در کوتاهمدت نمیتوانیم تعریف روشن و مشخصی از روابط بین ترامپ و پوتین داشته باشیم.
عباسعلی منصوریآرانی - کارشناس ارشد مسائل دفاعی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: