حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
سازمانها و نهادهای گوناگونی در ایجاد و نگهداری نشاط اجتماعی یک جامعه نقش دارند. در این میان شاید رسانهها نقش پررنگتری نسبت به دیگران داشته و شاید اینگونه بتوان گفت که نشاطِ جامعه از وظایف اصلی رسانههاست؛ بنابراین نباید به معدود برنامههایی که در این زمینه تهیه میشود، اکتفا کرد. در واقع باید معیار و ملاک درست و صحیحی از ابزارهای نشاط در جامعه و در جاهای مختلف وجود داشته باشد. در غیر این صورت (نبود معیار و ملاک درست و صحیح از ابزارهای نشاط) به سمتوسوی برنامه تبلیغی گرایش پیدا میکنیم؛ چراکه یکی از چند وظیفه اصلی رسانههای مکتوب، دیداری و شنیداری همانطور که گفته شد آن است که روحیه مردم را شاد و زمینههای نشاط اجتماعی را فراهم کنند.
نکته دیگر آن که وقتی صحبت از رسانه میشود، منظور یک مفهوم کلی است. یعنی از موسیقی، جشنها، مساجد، هیأتها، موزهها، پارکها، خیابانها، امکانات تبلیغی سرد و گرم، کتابها و مجلات شروع شده تا به ابر رسانه که تلویزیون است، ختم میشود. نکته و نقطه مشترک در همه اینها آن است که هر کدام بنا به ظرفیت و جایگاه خود باید در تقویت باور شادی و نشاط اجتماعی فعال باشند؛ مثلا در یک مسجد این باور شکلگرفته و سامان داده شود که مومن شاد و امیدوار است، البته شادیهای ماندگار نه زودگذر. در ارتباط با ابر رسانهها به عقیده من شادیها باید گزنده بوده و بهمثابه تلنگری برای اصلاح جامعه باشد.
جان کلام این که مدیران برنامهساز برای آن که توان جامعه را مضاعف کنند، باید برنامههای امیدبخش تولید و از شادیهای کاذب تا حد امکان دوری کنند. توجه به این موضوع از آنجا ضرورت پیدا میکند که محتوای برخی برنامهها یک بار مصرف است. برای نمونه، شبی که استاد جمشید مشایخی همراه همسر خود در برنامه «خندوانه» حاضر شد، آنقدر صمیمیت میان این دو بزرگوار بود که به بینندگان منتقل شد. در واقع شادی و نشاط از خانه به تلویزیون و از تلویزیون به منازل انتقال یافت. این کار بسیار زیبایی بود که در برنامهای مانند خندوانه اتفاق افتاد. از طرفی، اگر نتوانیم از ظرفیتهای موجود در رسانههایمان بخصوص رادیوتلویزیون بدرستی استفاده کنیم چهبسا مردم بهسوی شادیهای کاذب ازجمله تمسخر قومیتها گرایش پیدا کنند.
دکتر محمدحسین سروش
مدرس گویندگی و اجرا
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....