حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
این موضوع را ما به خشونتهای تکرارپذیر و جنایات سریالی ربط میدهیم. میزان بیرحمی افراد در جنایات سریالی هم میتواند به درون خانه و کودکی و به فرهنگ قسمتی از مردم جامعه مربوط شود. زمانی که فرهنگ جامعه به سمتی میرود که معنویات کمرنگتر میشود و فرایض دینی کمتر مورد اهمیت قرار میگیرد، محبت و مهربانی و دوستی از بین خواهد رفت و جامعه به سمت مادیگرایی پیش میرود. در چنین فرهنگی، انسانیت و هویت کماهمیت خواهد بود و جرم و جنایت بیشتر میشود، چهبسا انسانهایی در این موقعیت از ناراحتی دیگران احساس لذت کنند و این موضوع را وسیلهای برای آرامش خود بدانند.
موضوع قابل اهمیت دیگر، نبود امکانات تفریحی برای یک جامعه است. زمانی که جوان یک جامعه هیچ گونه امکانات و وسیله شادی ندارد که خود را از راه درست تخلیه کند، ناخودآگاه به سمت موارد مخربی میرود که ممکن است به آینده خود و اطرافیانش آسیب برساند. این یک موضوع طبیعی است. هر فردی که در زندگی بیانگیزه باشد، از جرم و جنایت نمیترسد و حتی از آن لذت میبرد. این فرد را حتی نمیتوان از مجازات پس از ارتکاب جرم ترساند چرا که او یک زندگی پوچ را تجربه کرده و بدتر از این موقعیت برایش فرقی ندارد. باید در باره مجازاتها بیشتر فکر کنیم و تجدید نظر داشته باشیم. اکثر مجازاتهای ما تنبیهی است. مجرمی که از لحاظ وجدانی، عذابی را درک نمیکند، زمانی که یک فرد را میکشد به این نتیجه میرسد که بالاخره اعدام خواهد شد. پس فرقی ندارد یک نفر را بکشد یا ده نفر را، اما اگر مجازاتها در جهت بهبود افراد باشد و فرد، امیدی به زنده ماندن داشته باشد، شاید از سریالی بودن خیلی از جنایتها کاسته شود.
امانالله قرایی مقدم
جامعهشناس
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....