شنبه از این بابت سخت ناراحت شد و در اتاق را شکست و مشاهده کرد که غذای روی چراغ هم سوخته است. این امر شنبه را بیشتر ناراحت کرد و از خانه بیرون آمد و به انتظار مراجعت زنش ایستاد. در همین موقع غنچه در حالی که بقچه حمامش را زیر بغل داشت از انتهای کوچه پیدا شد وقتی شنبه او را دید چنان فریادی کشید که غنچه از همانجا فرار کرد و شنبه نیز به دنبال او دوید چون غنچه از شوهرش میترسید همینطور که فرار میکرد به میان خیابان آمد و زیر اتومبیلی رفت و مجروح شد و عابرین او را به بیمارستان آوردند و اکنون وی بستری است.
18 بهمن 1341
در گفتوگو با جامجم آنلاین عنوان شد