به بهانه پخش مجموعه «یک وجب خاک» از شبکه آی فیلم

یک کمدی اخلاقگرا

در ایام ماه مبارک رمضان شاهد نمایش مجموعه‌های تلویزیونی از شبکه‌های مختلف هستیم که بخش مهمی از آنها رگه‌های پررنگی از کمدی داشته و مضامین اخلاقی هم مکمل آن بوده‌اند.
کد خبر: ۹۴۸۰۱۳

از نمونه‌های متاخر می‌توان به دودکش یک و ادامه آن (پادری) هر دو ساخته محمد‌حسین لطیفی اشاره کرد که بسیار هم مورد توجه مخاطبان خود قرار گرفتند. این روال در سال‌های گذشته هم معمول بوده و می‌توان به نمونه‌های زیادی با کیفیت‌های مختلف اشاره کرد که یکی از آنها یک وجب خاک ساخته علی عبدالعلی‌زاده است که نزدیک به یک دهه پیش ساخته و روانه آنتن در ماه مبارک رمضان شده است.

خانواده آقای افشاری

یک وجب خاک به روال بسیاری از مجموعه‌های تلویزیونی سال‌های اخیر از یک الگوی فیلمنامه‌نویسی متداول در این‌گونه آثار بهره گرفته و با قرار دادن چند خانواده در کنار هم و اتصال آنها به یکدیگر، داستان خود را پیش برده است. در اینجا خانواده افشاری متشکل از او، همسرش (عالم خانم)، پسرش (حمید) و دخترانش (سوسن) و (مریم) و نیز دامادش (محسن)، مرکز ثقل فیلمنامه بوده و نویسنده برای محکم‌کاری دایی پرویز و پسرش (ایاز) را هم کنار این خانواده قرار داده تا بار کمدی کار را هم بالا ببرد. حال هر یک از این شخصیت‌ها خود داستانکی داشته که بخشی از قصه را به خود اختصاص می‌دهند . از بیکاری حمید و قصد ازدواجش با دختری به نام آرام گرفته تا نیت خیرخواهانه افشاری در به راه انداختن صندوق قرض‌الحسنه محلی و ورشکستگی و بدهکاری محسن که در نهایت او را به برداشتن کلاه پدر همسرش وا‌می‌دارد! در این بین برخی داستانک‌ها خوب از کار درآمده و با قصه اصلی جفت و جور می‌شوند، اما برخی اضافی نشان داده و کاملا در حاشیه قرار می‌گیرند.

تیپ‌های آشنا در یک وجب از خاک

در کمدی‌های تلویزیونی، اغلب فیلمنامه‌نویس‌ها به سراغ تیپ رفته و روی شناخت و سابقه ذهنی مخاطب از آنها حساب خاصی باز می‌کنند. یک وجب خاک و شخصیت‌هایش هم از این قاعده کلی مستثنی نبوده و بخش مهمی از شخصیت‌هایش براساس تیپ شکل گرفته‌اند. افشاری نمونه دم‌دستی و کاملا کلیشه‌ای آدم‌های خیر و نیکوکاری است که برای کمک به دیگران همیشه پیشقدم بوده و با وجود مشکلات مالی خودش هیچ‌گاه از کار خیر دوری نکرده است. با این همه، اغراق به شخصیت فوق لطمه‌ زده و کار را به جایی رسانده که مخاطب در برخی موارد حق را به خانواده افشاری می‌دهد! در رابطه با حمید هم کم و بیش شاهد چنین اتفاقی بوده و تیپ ـ شخصیتی را می‌بینیم که در اغلب مواقع منفعل و بلاتکلیف بوده و نشانه‌هایی از بزرگ نشدن عقلی را با خود یدک می‌کشد! تنها اتفاق در رابطه با حمید، غرور و تکبر او در نیمه دوم کار است که البته در آخر هم متنبه می‌شود. مریم هم همان دختر در آستانه ازدواج خانواده‌ای سنتی است که دل به مهندس قلابی (بهمن) بسته و از هر فرصتی هم برای ضایع کردن پسر دایی خود (ایاز) بهره می‌گیرد. محسن اما بهتر از بقیه از کار درآمده و رگه‌هایی از شخصیت‌پردازی در آن به چشم می‌خورد: جوان جاه‌طلبی که با پی بردن به ارزش زمین بلا‌استفاده خانواده همسرش قصد بالا کشیدن بخش مهمی از پول فروش آن را دارد. ایاز هم نمونه‌ای از جوان‌های تیپیکال کمدی‌های نود قسمتی تلویزیونی است که تحصیلات چندانی نکرده و هر بار هم که سر کاری می‌رود به واسطه نابلدی و از زیر کار در رفتن‌ها چند روزی بیشتر دوام نمی‌آورد! بخش مهمی از بار کمدی یک وجب خاک را این شخصیت به دوش می‌کشد که خیلی زودتر از تصور به دور تکرار افتاده و شوخی‌هایش به مرور جذابیت‌هایش را برای مخاطب از دست می‌دهد. بهمن هم با وجود برخورداری تام و تمامش از کلیشه‌ها به باور مخاطبان خود نشسته و یکی از عوامل جذابیت یک وجب خاک به حساب می‌آید.

افت کار در نیمه دوم

علی عبدالعلی‌زاده به اصطلاح مربیان فوتبال در نیمه دوم چندان موفق نشان نداده و قصه‌اش در این بخش خیلی زودتر از حد تصور از نفس می‌افتد. لو رفتن نقشه محسن برای به چنگ آوردن مبلغ واقعی فروش زمین توسط مهندس بهمن، نقطه عطف اصلی فیلمنامه یک وجب خاک است که داستان را وارد فاز تازه‌ای می‌کند. بخشی که در آن حمید، مریم و عالم خانم از شخصیت قبلی خویش فاصله گرفته و به اصطلاح پوست می‌اندازند. اتفاقی که در صورت درست درآمدن می‌توانست به نقطه قوت کار تبدیل شود، اما در عمل آنچنان که باید از آب درنیامده و این تغییرات صرفا نمودی بیرونی دارند و بس. اوج گرفتن بیماری دختر بیمار همسایه (پگاه) و نیاز مبرم او به پول برای معالجه، خانواده افشاری را با یک بزنگاه بزرگ مواجه می‌کند که یک سوی آن مرگ و زندگی پگاه و روی دیگر آن پول قرار دارد و سرانجام خانواده افشاری را به خود می‌آورد. پایان خوش یک وجب خاک هم تقریبا همان چیزی است که مخاطب انتظارش را داشته و از نیمه پخش سریال آن را حدس می‌زده است.

بازیگرانی امتحان پس داده

عبدالعلی‌زاده در انتخاب بازیگران یک وجب خاک که کم تعداد هم نبوده‌اند از فرمولی کلیشه‌ای و امتحان پس داده تبعیت کرده و نقش‌هایش را بر این اساس میان بازیگران تقسیم کرده است. رضا بابک با چهره مهربان و دوست‌داشتنی‌اش انتخاب مناسبی برای ایفای نقش افشاری خیر و مردم‌دوست بوده که به بهترین شکل نیز از بیان پخته‌اش در این نقش بهره گرفته است. ابوالفضل پورعرب هم با توجه به شیرینی ذاتی‌اش انتخابی هوشمندانه برای نقش بهمن بوده که شخصیتی بیرونی و به اصطلاح آرتیستیک دارد. برزو ارجمند در نقش حمید بازی خنثی و یکنواختی را به نمایش گذاشته که مخاطب را هر چه بیشتر از این شخصیت دور می‌کند. درست برخلاف آناهیتا همتی در نقش مریم که با وجود تکراری بودن نقش آن را باورپذیر و پذیرفتنی از کار درآورده است. یوسف تیموری و محسن قاضی‌مرادی در نقش‌های پرویز و ایاز بازی‌های روانی را به نمایش گذاشته و مکمل‌های بسیار خوبی برای هم بوده‌اند که بخش مهمی از شوخی‌های دلنشین کار هم از دل بازی آنها بیرون آمده است.

کسری همایونی افشار

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها