حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
یکی از اهالی با تلفن همراه خود، با پلیس و اورژانس تماس گرفت. دقایقی بعد امدادگران اورژانس در محل حاضر شده و پس از معاینه اعلام کردند مرد میانسال جان باخته است.
سروان میری خود را برای خواب آماده میکرد که صدای زنگ تلفن همراهش بلند شد. وقتی به صفحه تلفن نگاه کرد با دیدن شماره اپراتور پلیس 110 فهمید قتلی رخ داده است. پس از نوشتن آدرس محل قتل، راهی آنجا شد.
قتل در خانهای ویلایی در شمال تهران رخ داده بود. در ساعات پایانی شب خیابانها خلوت بود و خیلی زود به محل جنایت رسید.
تعدادی از اهالی در مقابل در ایستاده بودند و نظارهگر کار ماموران تشخیص هویت بودند. افسر کلانتری با مشاهده سروان خود را به او رساند و گفت: مقتول مدیر یک شرکت ساختمانی بود. حامد 46 سال داشت و با شلیک دو گلوله به قتل رسیده است. امروز همراه مدیر مالی شرکت و شریکش در خانه جلسه داشتند که این قتل رخ داد. ساعت 11 شب اهالی در تماس با پلیس 110 خبر از تیراندازی دادند. وقتی به اینجا آمدیم با پرونده قتلی روبهرو شدیم.
قتل توسط آنها انجام شده؟
نه، دو موتور سوار قتل را انجام دادند. او به مقابل در رفته بود که هدف گلوله قرار گرفت. به نظر میرسد با توجه به نحوه قتل، او قربانی انتقامجویی شده است.
زن و بچه ندارد؟
در مسافرت خارج از کشور هستند.
کسی قاتلان را ندیده؟
فقط مهمانان مقتول. آنها هم میگویند قاتلان دو موتورسوار نقابدار بودهاند.
سروان سپس سراغ جسد رفت. پیکر غرق در خون مقتول با صورت روی زمین افتاده بود. جای دو گلوله بر پشتش دیده میشد. حامد لباس راحتی به تن داشت و یک لنگه دمپایی پایش نبود. لنگه دمپایی در فاصله دو متری او بین ورودی ساختمان و جسد قرار داشت. سر مقتول به سمت در ورودی بود که نشان میداد او در حال رفتن به سمت در ورودی بوده است.
پزشک جنایی هم علت مرگ را اصابت دو گلوله به پشت مقتول اعلام کردو ادامه داد: مرد میانسال بر اثر شدت جراحات در دم جان باخته است. یکی از گلولهها به قلب او برخورد کرده بود. زمان قتل هم حدود یک ساعت و نیم قبل است.
سروان وارد ساختمان شد، هیچ آثاری از درگیری در داخل ساختمان دیده نمیشد. همه چیز مرتب و عادی بود. سروان بعد از بررسی ساختمان از افسر کلانتری خواست که مدیر مالی شرکت را برای تحقیق نزد او بیاورد. چند ثانیه بعد او همراه زنی آشفته وارد ساختمان شد و کارآگاه به تحقیق از او پرداخت.
امشب برای چه کاری به اینجا آمده بودید؟
مدیر شرکت حالش بد بود و امروز سرکار نیامد. قرار بود فردا یک قرار داد مهم را امضا کنیم برای مشورت و امضا اسناد در خانه قرار گذاشت که همراه معاون شرکت به اینجا آمدیم.
بعد چه شد؟
در حال صحبت درباره قرارداد بودیم که زنگ در به صدا درآمد. حامد گوشی آیفون را برداشت و گفت یکی از همسایهها با او کار دارد. به مقابل در رفت و صدای شلیک گلوله آمد. همراه معاون به مقابل در رفتیم. دو موتور سوار نقابدار سریع فرار کردند.
شماره پلاک را ندیدید؟
نه.
سروان سپس به تحقیق از معاون پرداخت که او هم حرفهای معاون مالی را تکرار کرد و گفت: بلافاصله وقتی حامد در را باز کرد دو گلوله شلیک شد.
شما در شرکت شریک هم بودید؟
بله. 40 درصد سهام داشتم. قرار بود 60 درصد بقیه را بخرم که حامد منصرف شد.
با هم اختلاف داشتید؟
اختلاف سلیقه داشتیم، اما جدی نبود.
سروان پس از بازجویی، افسر کلانتری را صدا زد و دستور بازداشت زن و مرد را صادر کرد و گفت: دو اشتباه آنها باعث شد قتل خیلی زود کشف شود.
پاسخ معمای پلیسی سقوط مرگبار به دره
سروان با اشاره به دو دلیل زیر همسر را به عنوان قاتل معرفی کرد.
1- در زمان رعدوبرق اول برق میزند بعد صدا میآید.
2- اگر سقوط کرده بود با صورت به زمین برخورد میکرد.
در مسابقه شماره گذشته 989 نفر شرکت کرده بودند که 563 نفر پاسخ صحیح دادهاند و از میان پاسخهای صحیح زهرا اصفهانی از تهران و آناهیتا معرفتی از کرمان به قید قرعه برنده شدهاند.
وحید شکری
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....