عربستان و اسرائیل؛ از ادعای جدایی تا اتحاد عملی

این روزها بحث درخصوص روابط اسرائیل و عربستان بسیار شنیده می‌شود.
کد خبر: ۹۳۰۶۲۱

با سفر انور عشقی، بازنشسته نظامی سعودی به سرزمین‌های اشغالی در راس یک هیات و دیدار با مقام‌های اسرائیلی و از جمله دیدار با جسیکا استاینبرگ، روزنامه‌نگار یهودی این روابط که از دهه‌های گذشته به‌صورت پنهانی وجود داشت، آشکارتر شد. همین آشکارتر شدن روابط پنهانی سبب شده تا زمزمه‌هایی مبنی بر مخالفت با رویکرد جدید سران ریاض در نزدیکی به تل‌آویو، در داخل جامعه عربستان شنیده شود. در عین حال همین زمزمه‌ها هم سبب شده تا مقام‌های عربستانی برای مقابله با پیامدهای احتمالی این ترک‌تازی، ظاهر قضیه را حفظ کنند و مخالفت خود را با این حرکت‌ها اعلام و تلاش‌ها برای بهبود روابط با اسرائیل را حرکت‌های خودسرانه بخوانند. حرکت‌های خودسرانه آن هم از سوی یک ژنرال بازنشسته نظامی و امنیتی!

مخالفت یا سیاه‌نمایی

این مخالفت‌ها از یک سو و روابط پشت پرده از سوی دیگر سبب شده تا مواضع اعلامی از سوی ریاض بیشتر یک سیاه‌نمایی تلقی شود تا مواضع واقعی.

در همین رابطه‌عبدالله المعلمی، نماینده عربستان در سازمان ملل، ضمن حمله به کسانی که برای عادی‌سازی روابط با رژیم صهیونیستی تلاش می‌کنند، مدعی شد که آنان نماینده عربستان نیستند و حق ندارند از زبان کسی سخن بگویند.

این اظهار مخالفت‌ها در حالی است که خانم استاینبرگ در دیدار با عشقی بر لزوم برقراری رابطه بین اسرائیل و عربستان براساس اشتراکات تاریخی بین حجاز و یهودی‌ها سخن گفت. وی از پنج مکان مقدس یهودی در حجاز شامل دره حاصلخیز کشتزارهای خرما در خیبر، قلعه خیبر، قصر روسای قبایل یهودی در این منطقه و همچنین شهر طُیما و بئر الحداج نام برده و از لزوم باز شدن درهای این کشور به روی جهانگردان یهودی نیز سخن گفت.

با فرض این‌که روزی یهودیان و اسرائیلی‌ها بتوانند از عربستان دیدار کنند، خانم استاینبرگ برای شروع، این پنج مکان مقدس یهودیان را برای دیدار از آنها بر شمرد. همچنین به گفته وی، هنوز نسل‌های گذشته و بزرگان حجاز، یهودی‌هایی را که پیش از تشکیل اسرائیل در این جامعه زندگی می‌کردند به یاد دارند.

جیمز دارسی در مطلبی در این باره به نوشته‌های کمال الصلیبی،‌ اندیشمند معروف و فقید لبنانی اشاره می‌کند و این‌گونه نتیجه می‌گیرد که با گذشت 30 سال از مصاحبه صلیبی درباره ریشه یهودیان در عربستان، ظاهرا نگرانی‌ها بر طرف شده و زمینه‌های نزدیکی اسرائیل به عربستان فراهم می‌شود.

کمال صلیبی 30 سال پیش در مصاحبه با مجله آلمانی اشپیگل، فرضیه مهاجرت یهود به جنوب را مطرح کرده و گفته بود که یهودیان هیچ‌گاه ساکن سرزمین فلسطین نبوده اند، بلکه در مناطقی از سرزمین عسیر مانند تهامه و السراه، اقامت داشتند و از اینجا راهی مصر نشدند، چون مصرایم ذکر شده در تورات،روستای مصرمه در جنوب غربی جزیره العرب است.

دارسی می‌نویسد: در گذشته عربستانی‌ها از هجوم یهودیان به کشورشان و طمع آنها به منابع نفتی خود واهمه داشتند اما امروز یهودیان در فلسطین سکنا گزیده و اسرائیل خود نیز به منابع نفتی کافی دسترسی دارد و این دو نگرانی عربستان در ارتباط با اسرائیل از بین رفته و می‌تواند زمینه‌های بهبود روابط باشد. این تحولات در حالی است که دولت عربستان از درون، زمینه‌های نفوذ یهودیان را در کشور فراهم کرده است. وزارت کار این کشور در سال 2014 یهودیت را برای نخستین بار به‌عنوان دین رسمی مهاجران یا کارگران خارجی به رسمیت شناخت.

اشتراکات ایدئولوژیک و استراتژی منطقه‌ای

عربستان و اسرائیل، دو بازیگری در منطقه هستند که دارای اشتراکات عملکردی در ایدئولوژی هستند. ایدئولوژی حاکم بر عربستان، وهابی است که بر اساس صدور کینه و خصومت به اقصی نقاط جهان برنامه‌ریزی شده است.

صهیونیسم نیز ایدئولوژی غالب بر جامعه اسرائیل است. تفکری غاصبانه‌ که بر اساس دروغ، نیرنگ، دسیسه، خیانت، جرم، قتل و... استوار است.

قرابت‌های وهابیت و صهیونیسم

وهابیت سعودی مانند تعامل صهیونیست‌ها با یهودیت، بخش‌هایی از اسلام را که در جهت منافع سیاسی و توسعه‌طلبانه خود بود، از دین جدا کردند.

وهابیت نیز مانند صهیونیسم در زمان تاسیس خود، رویکرد ترور مخالفان را در پیش گرفته و ادهم بن دواس، حاکم عارض (ریاض کنونی) را ترور کردند، آنها عثمان بن حمد بن معمر، حاکم العیینه را نیز در حال خواندن نماز در مسجد ترور کردند.

نژادپرستی

هر دو گروه دارای انگیزه‌های عمیق نژادپرستانه هستند و نسبت به غیر خود نیز کینه شدیدی دارند. در مکتب صهیونیسم عناصر دیگر نجس، برده، زنازاده و برده صهیونیسم خوانده می‌شوند که بعد از مرگ نیز در دوزخ هستند. همین رویکرد در وهابیت سعودی نیز وجود دارد.

تروریسم‌پروری

این ویژگی به صورت افراطی در هر دو گروه وجود دارد. سعودی‌ها در سراسر جهان از افراطیون حمایت می‌کنند و اسرائیلی‌ها تمرکز خود را در داخل سرزمین‌های اشغالی و اطراف آن از جمله سوریه و عراق معطوف کرده‌اند.

فلسطینی‌ها با خودروهای بمبگذاری شده منفجر می‌شدند درعین‌حال صهیونیست‌ها بمب‌ها را در میان عرب‌ها و مسلمان‌ها می‌انداختند و تمامی این شیوه‌های تروریستی برای کوچاندن اجباری فلسطینی‌ها بود. همین رویکرد الان از سوی وهابیت در عراق، سوریه، افغانستان، سومالی، یمن و ... دنبال می‌شود.

سوء‌استفاده از پوشش دینی

هر دوی این جریان‌ها از دین به عنوان ابزاری برای پیشبرد برنامه‌های سیاسی خود سوء‌استفاده می‌کنند. هیچ‌کدام از این جریان‌ها از متن و بدنه یهودیت یا اسلام برنیامده‌اند.

استفاده از تهدید و تطمیع برای پیشبرد اهداف

صهیونیسم و وهابیت هر دو پول و تروریسم را در خدمت انتشار افکار و دیدگاه‌های باطل خود قرار داده‌اند، آنها تروریسم فکری واقعی را در تمامی مناطق تحت نفوذ خود دنبال می‌کنند.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها