معمای پلیسی

سقوط مرگبار به دره

سروان میری روز تعطیل قصد داشت ماشین را تعمیر کند. تمام هفته با صدای موتور کنار آمده بود تا جمعه آن را تعمیر کند. در حال برداشتن آچار از انباری بود که صدای زنگ تلفن همراهش بلند شد. قبل از جواب دادن به تلفن فهمید تمام برنامه‌هایش بهم ریخته است. درست حدس زده بود، افسر کلانتری دربند بود. از سقوط مرموز مرد جوانی از کوه خبر داد. بازپرس خواست کارآگاه صحنه را بررسی کند.
کد خبر: ۹۳۰۴۰۴

سروان کفش مخصوص کوهنوردی پوشید و راهی کلانتری شد تا با راهنمایی یکی از ماموران به محل حادثه برود. خودرو را مقابل کلانتری پارک کرد و همراه سربازی راهی شد. صبح جمعه مسیر شلوغ بود و بعد از 45 دقیقه به محل حادثه رسیدند. تعدادی از کوهنوردان در محل جمع شده بودند. امدادگران آتش نشانی هم در محل حضور داشتند و منتظر دستور قاضی برای انتقال جسد بودند. رئیس کلانتری هم در محل حضور داشت. او در گزارش اولیه ماجرا گفت: مرد کوهنورد وحید نام داشت. مرد 29 ساله‌ای که مدیر چند فروشگاه زنجیره‌ای است. او هر هفته همراه همسرش برای کوهنوردی به کوه می‌آمدند که امروز صبح طبق برنامه هفتگی به اینجا آمدند که تعادلش را از دست داد و به پایین سقوط کرد. همسرش با امداد کوهستان تماس گرفت که امدادگران وقتی به دره رفتند با جسد مرد جوان روبه‌رو شدند.

او بر اثر شدت جراحات جان باخته بود. وقتی ما به اینجا آمدیم حس کردیم ماجرا کمی مشکوک است به همین دلیل صحنه را حفظ کردیم و با بازپرس جنایی تماس گرفتیم. آقاس بازپرس خواستند شما به اینجا بیایید و صحنه را بررسی کرده و گزارشی به دادسرا ارسال کنید.

سروان به لبه دره رفت. حدود 30 متر عمق دره بود و جسد به صورت طاق باز کنار سنگ‌های دره افتاده بود. با کمک آتش نشانان خود را به عمق دره رساند. آثار شکافی عمیق بر روی پیشانی و پشت مرد جوان دیده می‌شد. چشمانش نیمه باز بود. پشت سرش با سنگی بزرگ برخورد کرده بود. مرد جوان لباس ورزشی به تن داشت.

پس از بررسی جسد دستور انتقال آن را به بالا صادر کرد و با کمک طنابی که آویزان بود از دره سنگی بالا آمد. به دلیل باران سحرگاهی سنگ‌ها لغزنده بود و بسختی بالا آمد. از رئیس کلانتری خواست همسر وحید را برای تحقیق نزد او بیاورد. زن جوان آشفته همراه رئیس کلانتری نزد کارآگاه آمد. لیلا بی تابی همسرش را می‌کرد. کاراگاه با او به گفت‌وگو نشست:

ماجرا را توضیح دهید.

برای ماموران توضیح دادم.

دوباره کامل توضیح دهید.

هر هفته جمعه همراه وحید برای کوهنوردی به اینجا می‌آمدیم. امروز ساعت 5 صبح به کوه آمدیم. نم باران هم می‌بارید. از وحید خواستم به خانه برگردیم اما قبول نکرد. به این محل که رسیدیم من خواستم کمی استراحت کنیم .روی تخته سنگی نشستم و وحید لب دره رفت. ناگهان صدای رعد و برق آمد و صدای فریاد وحید با آن گره خورد. بعد هم رعد و برق هوا را روشن کرد. از ترس به سمت وحید برگشتم، اما خبری از او نبود. به لب دره رفتم و با او در انتهای دره رو به رو شدم. سریع درخواست کمک کردم. کسی نمی‌توانست به پایین برود. امدادگران که آمدند سریع پایین رفتند، اما دیر شده بود.

شما با همسرتان اختلاف داشتید؟

نه. ما عاشق هم بودیم. بعد از فوت پدر و مادرش در تصادف به من وابسته شده بود.

هر هفته این ساعت به کوه می‌آمدید؟

بله. چون او باید به فروشگاه‌هایش سرکشی می‌کرد.

سروان پس از بررسی اظهارات لیلا و صحنه سقوط وحید گزارش خود را نوشت.

پاسخ معمای پلیسی توطئه خانوادگی

سروان با اشاره به دو دلیل زیر پسر مقتول را به عنوان قاتل معرفی کرد:

1- ضربات از رو به رو و به سمت راست شکم وارد شده بود. پسر مقتول دست راستش در گچ بود و ضربه ها را او با دست چپ وارد کرده بود.

2- ضربات عمیق وارد شده بود ، پس قاتل دارای زور زیاد بوده است.

در مسابقه شماره گذشته 1018 نفر شرکت کرده بودند که 537 نفر پاسخ صحیح داده‌اند و از میان پاسخ‌های صحیحسعید سامان از کرج و محسن شادمانی از بندرلنگه به قید قرعه برنده شده‌اند.

شما خوانندگان گرامی با اشاره به دو دلیل اعلام کنید سقوط وحید عمدی بوده یا حادثه؟

پاسخ خود را همراه نام و نام خانوادگی به شماره 300011224 پیامک کنید.

وحید شکری

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها