حوادث؛ باشد یا نباشد؟

دیرزمانی است در میان اخبار رسانه، تحلیلگران مسائل اجتماعی و روان‌شناسان بر سر انتشار اخبار مربوط به حوادث و رخداد‌های مختلف انسانی و طبیعی، بویژه اخبار و پیشامد‌های جنایی، دیالوگ و چالش کلامی‌پایان‌ناپذیری درگرفته است.
کد خبر: ۹۳۰۳۷۵

در یک سوی مجادله مستمر، گروهی جای می‌گیرند که صریح و قاطع اعلام می‌دارند «دانستن حق مردم است» و ناگزیر می‌باید همه حقایق را صرف نظر از نوع و پیامد آن به اطلاع همگان رساند. اینان در تبیین چرایی دیدگاه خویش بر دو نکته تاکید می‌ورزند،آنان معتقدند که در دنیای امروز وظیفه و رسالت اصلی رسانه اطلاع‌رسانی و روشنگری است و نه جهت گیری معرفتی و سمت و سو بخشیدن به اذهان و کنش‌های شهروندان، و اما نکته دوم مورد تاکید این گروه نیز که کاملا همسو با نکته و برهان نخست است، اذعان به توانایی و ظرفیت ذهن مخاطبان در پردازش اطلاعات و تشخیص نیک و بد خویش است، آنان معتقدند مخاطبان امروزین رسانه قبل از آن‌که تحت تاثیر بار هیجانی نهفته در محتوای اخبار حوادث قرار گیرند و دچار تلاطم روان‌شناختی و آشوبناکی هیجانی و احساسی شوند، با بهره گیری از دانش و تجارب پیشین اندوخته شده به نظام خبر پردازی خود اطلاعات دریافتی را پردازش می‌کنند و براساس آن تصمیم می‌گیرند که چگونه واکنشی «درونی ـ بیرونی ـ شناختی ـ هیجانی» از خود نشان دهند. اما در تقابل با اندیشه و طرز تلقی این گروه، اندیشمندان و محققانی قرار دارند که انتشار اخبار حوادث آسیب‌زا و حتی مخرب می‌دانند، اینان معتقدند که اخبار حوادث بویژه اگر به صورت عریان انتشار یابد و از آن زهرگیری نشود، موجب سوگیری ذهنی می‌شود و ذهن و ضمیر مخاطب را دستخوش دلواپسی و بیمناکی و ناامنی می‌سازد، حتی شماری از طرفداران این گروه پا را از این فراتر می‌گذارند و می‌گویند مطالعه مستمر اخبار حوادث بویژه حوادثی که در آن شخص و یا اشخاصی در معرض آسیب جدی قرار می‌گیرند موجب تجربه «ترومای نیا بتی» می‌شوند، منظور از ترومای نیا بتی آن است که خواننده در ذهن خویش با فرد آسیب دیده همذات پنداری می‌کندو علائم جسمی‌و روانی متعددی (نظیر تشویش شدید، از جا پریدن، کابوس‌های مکرر، هراس، تپش قلب و بیم از رخداد شدید)را تجربه و شاید، این گروه همچنین شواهدی ارائه می‌دهند که نشان از آن دارد که مطالعه اخبار حوادث جنایی، نرخ وقوع کجروی و رفتار‌های پرخاشگرایانه و تشرهای بین فردی را فزونی می‌بخشد.خلاصه نکته آن‌که این گروه از صاحبان حرف و نظر معتقدند انتشار اخبار حوادث این نگرش و باور را در اذهان مخاطبان شکل می‌دهد که دنیای محل زیست ما جای ناامنی است و به دیگران نمی‌شود اعتماد کرد و همواره باید ترسید و چشم انتظار برخورد حوادث دلهره‌آمیز بود.حال این سوال پیش می‌آید که واقعیت کدام است؟ کدام یک از دو رویکرد و دیدگاه پیش صحت دارد؟

اجازه دهید قبل از ارائه پاسخی روشن به این پرسش از یافته‌های یک پژوهش تجربی کنترل شده یاد کنم که چندی پیش توسط کارشناسان دو حوزه رسانه و روان‌شناسی معاونت اجتماعی ناجا به سامان رسید،در این پژوهش شماری از ثروتمندان تهرانی به‌صورت تصادفی (رندم) انتخاب شدند، پس چند ویژگی آنان از جمله احساس امنیت، اعتماد اساسی و میزان هوشیاری در برابر محیط مورد سنجش قرار گرفت.

پس از آن شهروندان مورد مطالعه به‌صورت کاملا تصادفی به دو گروه تقسیم شدند، 1ـ گروه آزمایشی، 2ـ گروه کنترل (این دو گروه از حیث سنی، تحصیلی، موقعیت اجتماعی، اقتصادی و شغلی و... همتاسازی شدند.)

برای مدت دو هفته، دوباره ویژگی‌های مورد سنجش در پیش آزمون (یعنی احساس امنیت، اعتماد اساسی و هوشیاری) بار دیگر به‌عنوان پس آزمون در هر سه ویژگی مورد مقایسه قرار گرفت. نتایج آن شگفت‌انگیز بود. مطالعه اخبار حوادث به‌صورت معنادار احساس امنیت و اعتماد اساسی گروه آزمایش را کاهش و هوشیاری آنان را افزایش داده بود (درحالی که نمرات گروه کنترل در پیش آزمون و پس آزمون یکسان بود.)

بنابر این در پاسخ به پرسش مطروحه در آغاز این بند می‌توان اذعان داشت هم این و هم آن:واقعیت در میان این دو رویکرد است. بنابراین به زعم و باور من گرچه شهروندان حق دارند از رخدادها آگاه شوند تا برآن اساس ذهن، رفتار و جهتگیری خود را تنظیم نمایند، ولی «برجسته‌سازی» مکرر اخبار حوادث و انتشار غیرپردازش شده آن نه تنها بر ایمنی و اعتماد شهروندان کمکی نمی‌کند بلکه موجب بدبینی و شاد نزیستن آنها می‌گردد.

به بیان دیگر اگر در پی آن هستیم که با انتشار اخبار حوادث شهروندان را از «حق دانستن» برخوردار سازیم، ناگزیر ضروری است که نخست: در انتشار این‌گونه اخبار و البته سایر خبر‌ها، از اصول دقت و صحت غفلت نورزیم، دوم:از بزرگنمایی، برجسته‌سازی، کاربسته‌ای یکدست، تهییج و تشجیع غیر ضروری و سایر فنون تبلیغاتی و عملیات روانی بپرهیزیم، سوم: در نشر این‌گونه اخبار «زمینه» و «زمانی» را لحاظ کنیم و روشنگری و دلسوزی را بر القای ترس و ارعاب ارجح بداریم و سرانجام در صورت انتشار اخبار حوادث، بویژه حوادث پر اهمیت و پرشمول، از تحلیل چندگانه آن غفلت نکنیم، چه این‌که انتشار اخبار حوادث در یک رسانه بدون ارائه تحلیل‌های جامعه‌شناختی، روان‌شناختی و جنایی‌تر از آن، رسانه را در حد نشریات «زرد» تنزل می‌دهد. در این میان باید در کنار این اخبار از تحلیل‌های کارشناسان استفاده کرده تا نقش پیشگیری پررنگ‌تر باشد که این موضوع در تپش رعایت شده است.

سردار دکتر منتظرالمهدی - معاون اجتماعی نیروی انتظامی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها