به یاد جمشید ارجمند

بذری که او کاشت

در نمایشگاه مطبوعات چند سال پیش و هنگام پرسه‌زنی کنجکاوانه و مشتاقانه در غرفه نشریات سینمایی محبوب و ریشه‌دار و جدید، ناگهان چشمم به جمشید ارجمند افتاد؛ مردی از تبار دانش و اندیشه و سینما که عمر پربارش را برای ارتقای فهم و درک سینمایی مخاطبان جدی‌تر فیلم‌ها صرف کرد و با مجاهدت قلمی ‌طی سال‌ها مستقیم و غیرمستقیم، معلم و استاد بسیاری شد.
کد خبر: ۹۲۱۷۲۱

آن موقع تازه نوشتن چیزهایی درباره فیلم‌ها را شروع کرده بودم و جسته گریخته اینجا و آنجا می‌نوشتم و ادعای دانش سینمایی می‌کردم، اما در آن چند دقیقه گپ و گفت با ارجمند، به این نتیجه رسیدم که عرض هنر پیش یار بی‌ادبی است و من و مای جوینده و کم دانش ابتدای راه را چه به پیر دلداده و همه چیز دانی چون او و دیگر موی سپیدکردگان.

آنها که عشقشان به سینما لذتی ناب تر داشت و دوندگی شان برای بیشتر خواندن و فزون دانستن، آن هم در زمانی دور، پرشتاب تر و مستحکم تر از پیگیری نسل ما بود. آنها که فیلم‌های خوب و درخشان تاریخ سینما را به وقتش می‌بلعیدند و درباره‌اش می‌آموختند، فروتنانه با عشق و قلمی‌شیوا و پخته از آن می‌نوشتند و باعث یادگیری خیلی‌ها می‌شدند. حالا حساب کنید این شیفتگی برای جمشید ارجمندی که متولد خیابان لاله زار، روبه‌روی سینما کریستال خاطره انگیز بود، عشق سینما چه جایگاه و مراتبی داشت و او با چه فیلم‌هایی بزرگ شد.

ارجمند از آن دسته منتقدان درست و حسابی سینمای ما بود که الان دیگر، نمونه‌اش چون دری گرانبها و بسیار کمیاب است؛ رفیق و همدوره منتقدان و سینمایی‌نویسان بزرگی چون پرویز دوایی و کیومرث وجدانی. یکی از مهم‌ترین و ماندگارترین کارهای ارجمند این بود که سامانی به عرصه نقد فیلم در کشور داد و سال 45 مجمع منتقدان فیلم ایران را ایجاد کرد. خوبی او این بود که دانشش فقط منحصر و محدود به سینما نبود و اشراف خوب و غبطه برانگیزی بر عرصه‌های دیگری چون ادبیات و حقوق داشت. از نوجوانی با زبان فرانسه آشنایی داشت و بعدها با رفتنش به فرانسه برای تحصیل در رشته اقتصاد و تبلیغات جهانگردی، تسلطش به این زبان بیشتر هم شد و در ادامه کتاب‌های بسیاری را به فارسی ترجمه کرد، از جمله «دنیای کوچک دن کامیلو» و «تاریخچه رادیو و تلویزیون».

تالیفات ارجمند مثل «درباره چند سینماگر» و «فیلم ساختن» او هم از جمله کتاب‌های موفقی بود که چند بار تجدیدچاپ شد. بجز اینها، این شخصیت فرهیخته، به‌عنوان ویراستار هم فعالیت مستمری داشت و همواره شیوایی و عشق به زبان فارسی را در ویرایش آثار لحاظ می‌کرد و آن را پیش شرط ورود به این عرصه می‌دانست. جالب اینجاست که ارجمند از کشاورزی هم سررشته داشت و حتی در مقطعی به‌عنوان سردبیر فصلنامه‌ای در این خصوص هم فعالیت می‌کرد.

ارجمند که علاقه ویژه‌ای به مسعود کیمیایی و داریوش مهرجویی داشت و «قیصر» و «اجاره‌نشین‌ها» از جمله فیلم‌های موردعلاقه او بود، در اسفند سال 92 در مطلبی با عنوان «سال به سال دریغ از پارسال» که در مجله فیلم به چاپ رسید، نسبت به واکنش هایی چون خنده و دست زدن‌های بیجا در سالن سینمای مطبوعات واکنش نشان داد و این نکته را یادآور کرد که این حرکت برای ما قدیمی‌ها آشنا نیست و در گذشته اگر تماشاگری از فیلمی‌خوشش نمی‌آمد، سالن سینما را ترک می‌کرد. ارجمند در این نوشته، نکته‌ای مهم و آموزنده را مطرح می‌کند و ما را در مقایسه‌ای حسرت‌وار به روزهای محترمانه سینما در سال‌های دور ارجاع می‌دهد. او در ویژه نامه عید نوروز سال گذشته مجله فیلم هم، مطلبی با عنوان «تصویری از بهشت» را در رثای رفیق قدیمی‌اش، زنده‌یاد زاون قوکاسیان نوشت. ارجمند در آن نوشته، گفته بود این منتقد هروقت به او می‌رسید، فقط از سینما می‌گفت و شیفته‌وار درباره فیلم‌ها با هم حرف می‌زدند. ارجمند حالا به دوستش پیوسته و می‌توانند باز هم از سینما با هم صحبت کنند.

قلب منتقدی که یک عمر برای سینما می‌تپید، سرانجام صبح روز گذشته و در 77 سالگی از تپش ایستاد، اما ارجمند با نگاه، اندیشه، قلم و آثار ارزشمندش، برای همیشه زنده است. در پایان این نوشته، دوباره ذهنم به نمایشگاه مطبوعات چند سال پیش می‌رود و آن لحظات اولین دیدار با او. اگر می‌دانستم این واپسین دیدار با ارجمند هم است، چیزهای بیشتری از زمین پرمحصول او برداشت می‌کردم.

علی رستگار

فرهنگ و هنر

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها