او که فکر میکرد از شکار طبل تو خالی داعش، منافع زیادی نصیبش میشود، وقتی دید از داعش، لقمه دندانگیری نصیبش نمیشود و از طرفی بین ترکیه و روسیه هم به همین خاطر، فاصله زیادی بهوجود آمده، دست از شکار طبل کشید و با روسیه آشتی کرد. پس از این آشتی، از آن طرف در کاخ کرملین به مناسبت این اتفاق میمون و فرخنده، بین حاضران شیرینی زبان پخش شد و از این طرف هم اردوغان، در ترکیه همه را به «نان داغ، شکلات داغ!» مهمان کرد!
اما حالا اردوغان که روزی از درِ دروازه هم رد نمیشد و هنگام سخنرانی نماینده اسرائیل در اجلاس داووس، این اجلاس را ترک کرد، در حال رد شدن از سوراخ سوزن و آشتی کردن با اسرائیل است. البته برخی دوستانِ ملت ترکیه به اردوغان پیغام و پسغام میدهند که این دوستی برای ترکیه عواقبی بدتر از دوستی با داعش دارد ولی فعلا گوش جناب اردوغان به این حرفها بدهکار نیست ... در کلیله و دمنه داستان دیگری وجود دارد با این مضمون: پرندهای دید عدهای سنجاب که از سرمای زمستان میلرزند، با دیدن کرمی شبتاب، گمان کردند آتش پیدا کردند و کرم شبتاب را گرفتند و رویش هیزم ریختند به این امید که گرم شوند.
پرنده از روی شاخهها، به سنجابها میگفت کرم شبتاب نور دارد ولی گرما ندارد، ولی سنجابها به حرفش گوش نمیدادند و عاقبت هم برای ساکت کردن پرنده، او را از بین بردند، اما در نهایت هیچ سنجابی از نور کرم شبتاب، گرم نشد! حالا اردوغان که از اسرائیل توقع گرم شدن دارد، احتمالا عاقبتش چیزی شبیه این حکایت کلیله و دمنه میشود.
البته مدتی قبل شک و شبهه درباره مدرک تحصیلی اردوغان بحث روز بود ولی بالاخره معلوم نشد مدرک ایشان درست است یا جعلی است ولی به هر حال امیدواریم سیاستهای غلط ایشان کار را به جایی نرساند که واژه «اردوغان» یا «اردوغانایز!» با معانی خاص و متفاوت به فرهنگ لغت آکسفورد اضافه شود!
علی زراندوز