حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
خانواده چه نقشی در موفقیت شما داشت؟
پدرم سالها قبل وقتی 9 ماهه بودم، فوت کرد و مسئولیت خانواده را مادرم به عهده گرفت. مادرم همیشه از من حمایت کرده و هر چیزی را که برای موفقیت در ورزش و دوومیدانی لازم داشتم، برایم فراهم کرد تا به اهدافم برسم. هرچه دارم از مادرم و دیگر اعضای خانوادهام است. دو سال قبل که نمیتوانستم آنطور که باید در شیراز تمرین کنم، تصمیم گرفتم به گرگان بروم و نزد آقای گرگانی، تمرینهایم را ادامه بدهم. مادر، خواهر و برادرم به نوبت به گرگان میآمدند و پیشم میماندند که تنها نباشم. همین حمایتها بود که به من توانایی داد تا رکورد صد متر با مانع را که 40 سال بود در ایران ثابت مانده بود، تغییر داده و در مسابقات دیگر هم رکوردم را ارتقا بدهم.
از گفتههای شما چنین میتوان نتیجه گرفت که انسجام خانوادگی شما خیلی خوب است حتی در غیاب پدر! و اعضای خانواده از یکدیگر حمایت میکنند. چطور این انسجام خانوادگی شکل گرفت؟
مادرم به ما یاد داد که همیشه از یکدیگر حمایت کنیم. یک برادر و دو خواهر دارم که از من بزرگترند. مادرم باعث شد تا خواهرها و برادرم نگاه حمایتی به من داشته باشند. برادرم جای پدر را برایم پر کرده است.آنها هیچوقت به مادرم معترض نشدند که چرا به من توجه میکند و خودشان هم در این حمایت دخیل شدند و همه به من کمک کردند تا به آرزوهایم برسم.
گروهی از جوانها معمولا به دنبال بهانههایی هستند که اهداف خود را رها کنند. شما وقتی خیلی بچه بودید پدر خود را از دست دادید، برای بعضیها همین بهانه کافی است که آنها را متوقف کند، به نظر شما با این بهانهها چه باید کرد؟
معتقدم هر کسی اگر در زندگیاش هدف و انگیزه داشته باشد، هیچ بهانهای نمیتواند او را از خواستهاش دور کند. برای من آرزو و هدف خیلی مهم است. همیشه به این فکر میکردم که چرا رکورد صد متر با مانع 40 سال است تغییر نکرده و دوست داشتم این رکورد را جابهجا کنم. حمایت خانواده، انگیزهام را بیشتر کرد تا از موانع سر راهم عبور کنم و به هدفم برسم. در اولین گام به شهری رفتم که 1600 کیلومتر از شهر خودم، از خانوادهام، دانشگاهم، دوستانم و ... دور است. دو سال همه اینها را تحمل کردم تا بتوانم به اهدافم که تغییر رکوردها بود، دست پیدا کنم. با هر پیروزی، خانواده و دوستانم خوشحال میشدند و همین باعث میشد با انگیزه بیشتری به کارم ادامه بدهم.
هدفگذاریهای شما برای ورزش دو و میدانی انگیزه درونی خودتان بود یا خانواده به آن جهت داد؟
وقتی بچه بودم در مهدکودکی ثبتنام شدم که بیشتر ورزشها را به بچهها آموزش میدادند. در مسابقات مهدها در رشته ژیمناستیک در استان دوم شدم، همین باعث شد که ژیمناستیک را ادامه بدهم. سوم دبستان بودم که معلم ورزش مدرسه بهمن پیشنهاد کرد در مسابقات دوومیدانی ناحیه شرکت کنم، چون تجربه چنین ورزشی را نداشتم، با مادرم مشورت کردم و او وسایل لازم را برایم تهیه کرد و گفت در این مسابقه شرکت کن. در آن مسابقه اول شدم و بعد به مسابقات استانی، کشوری و... راه پیدا کردم و تا امروز همچنان این ورزش را ادامه دادهام.
چقدر به خودتان سخت میگیرید، چون آدمهایی که در زندگی هدف مشخصی دارند،لازم است ریاضتهایی را تحمل کنند؟
وقتی تصمیم گرفتم به گرگان بروم در واقع از دلخوشیهای زیادی چشم پوشیدم. از دانشگاه از همنشینی با دوستانم و حتی در ایام عید، فرصت نداشتم در کنار خانوادهام باشم. همه این سختیها را تحمل کردم تا به اهدافم برسم. خدا را شکر که روز به روز به هدفهایم نزدیکتر میشوم و به برخی از آنها دست پیدا کردهام و امیدوارم در آینده به بقیه آرزوهایم برسم. هدفم گرفتن مدال المپیک است، امسال نمیدانم چه میشود، اما برای چهار سال آینده قول صددرصد میدهم که مدال میآورم.
چگونه میتوان در کنار پول و شهرت، سالم زندگی کرد؟
به نظرم همه چیز هم جنبه مثبت دارد هم منفی. شهرت بد نیست، اگر بدانی چگونه آن را مدیریت کنی. در صفحه اینستاگرامم مردم به من خیلی انرژی مثبت میدهند و من از آن فقط برای پیشرفت کارم استفاده میکنم. مدیریت پول و شهرت، مهارتی کاملا شخصی است که باید آن را یاد بگیریم. هر چیزی وقتی ناسالم و خطرناک میشود که از آن سوءاستفاده کنیم. بهتر است در هر شرایطی برای خودمان محدودیتهایی در نظر بگیریم و به آنها پایبند باشیم.
طاهره آشیانی
جامجم
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....