هرچند این شما هستید که قرار است به نسبت جیبتان تصمیم بگیرید با چه وسیلهای خودتان را به مقصد برسانید، در چه مکانی اقامت کنید، چه بخورید و چطور تفریح کنید و به این ترتیب یک سفر ساده و کم خرج را تجربه کنید یا یک سفر تجملاتی و پر هزینه را.
این حداقلها برای افراد متفاوت، تعریف متفاوتی دارد. به همین جهت تجربه یک سفر ساده میتواند برای افراد هزینههای متفاوتی بتراشد.
اینبار مزاحم تلفنی تصمیم گرفته از مردم درباره این هزینهها بپرسد. «به نظرتان هزینههای یک سفر ساده در ایران چقدر است؟ منظور این است که اگر بخواهید یک سفر ساده را برای خودتان برنامهریزی کنید چقدر پول کنار خواهید گذاشت؟» سپس از آنها پرسیدیم آخرین سفرتان به کدام شهر بوده و چقدر هزینه داشته است؟ و اصلا به نظرشان هزینههای سفر در ایران کم است یا زیاد؟ در آخر خواستیم بدانیم به نظر آنها مسئولان و مردم برای کاهش این هزینهها چه اقداماتی میتوانند انجام دهند؟
شاید یکی از مشکلات سفر کردن در ایران این است که در ایام تعطیلات و وقتی مردم فرصت بیشتری برای سفر کردن دارند، همه چیز گرانتر از قبل میشود و هرکس سعی میکند به گونهای از این فرصت سفر مردمی برای کسب سود بیشتر استفاده کند. به همین دلیل بیشتر مخاطبان امروز مزاحم تلفنی از هزینههای بالای سفر کردن در ایران شاکی بودند و شاید دلیل اصلی آنکه بعضیها بیش از یکسال بود به سفر نرفته بودند هم همین هزینههای نامتناسب و سرسامآور بوده است.
مزاحم تلفنی اینبار سراغ مردم سمنان رفته است؛ شهری که از شمال به رشته کوه البرز و از جنوب به دشت کویر ختم میشود. بیشتر جاذبه گردشگری این شهر به مکانهای تاریخی و مذهبی تعلق دارد.
این شهر از سال 50، مرکز فضایی ایران بوده که پرتاب ماهواره امید و دیگر ماهوارهها و موشکهای دوربرد از این شهر اتفاق افتاده است.
همانطور که مزاحم تلفنی انتظار داشت پاسخگویان امروز هزینههای متفاوتی را به عنوان هزینه یک سفر سادهشان تخمین زدند، اما بیشترشان از بالا بودن این هزینهها نالان بودند.
334---26
«من همیشه با اتومبیل شخصی سفر میکنم و خیلی از هزینههای سفر مطلع نیستم.» میگویم مطمئنا سفر کردن با اتومبیل شخصی هم هزینههایی دارد، آیا از این هزینهها اطلاعاتی دارد؟ «فقط برای ماشین 500 هزار تومان کنار میگذارم، اما فکر نمیکنم بیش از 300 هزار تومان خرج شود.» میپرسم آخرین سفرش به کدام شهر بوده و چقدر هزینه داشته است؟ «به یکی از شهرهای خراسان رفتیم. فکر میکنم نزدیک سه میلیون برایمان هزینه داشت. البته سه نفر بودیم، آن هم بدون هزینههای اسکان، اصلا کمتر از سه میلیون امکان ندارد.» میپرسم آیا به نظرش این هزینهها زیاد است؟ «خیلی زیاد است. هرچند ما سعی میکنیم در رستورانهای خوب غذا بخوریم اما همیشه بهترینها، کاذبترین قیمتها را دارد.» میخواهم نظرش را درباره اقدامی که مردم و مسئولان میتوانند انجام دهند هم بگوید: «مردم باید اعتراض و اعتصاب کنند و مسئولان هم باید نظارت را افزایش دهند تا خدمات با قیمتی متناسب در اختیار مردم قرار گیرد.»
334---61
«به خیلی چیزها بستگی دارد، کجا برویم؟ چه بخوریم؟ با چه برویم و هزاران سوال دیگر. اما به نظر من کوتاهترین سفر هم هزینهاش زیاد است، چه برسد سفر به شهرهای دورتر.» بدون آنکه بپرسم از آخرین سفرش میگوید: «پارسال به مشهد رفتیم و فقط هزینه اسکان و بلیت سفرمان برای سه روز، 500 هزار تومان شد. 4 نفر بودیم.» با خوشحالی میگویم اینکه خیلی خوب است؛ اما از نظر او این مبلغ برای یک سفر معمولی زیاد است: «فکر میکنم برای یک سفر باکیفیت و کوتاه، به ازای هر نفر، 400 هزار تومان خرج خواهد شد. حالا اگر بخواهیم تفریحات خاصی داشته باشیم یا غذای خاصی بخوریم که چند برابر میشود.» از مسئولان میخواهد به فکر مسافران غریبه باشند: «اگر به شهری برویم و متوجه شوند آشنا نیستیم، ممکن است سوءاستفاده کرده و همه چیز را چند برابر حساب کنند. مسئولان میتوانند یک جای مشخص را تعبیه کنند تا مردم سوالات و راهنماییهایشان را از آنجا بگیرند.»
334---43
میگوید خیلی از هزینههای سفر آگاهی ندارد چون آخرین بار سه سال پیش سفر کرده است. میخواهم از همان سفر بگوید: «آخرین سفرمان به اردبیل بود. فکر میکنم یک و نیم میلیون برایمان هزینه داشت. اما اگر الان بخواهیم به سفر برویم، حداقل باید دو یا سه میلیون کنار بگذاریم.» میگویم آیا به نظرش این هزینه زیاد است یا کم؟ «متناسب با درآمد اکثریت نیست و به نظرم زیاد است.» میگوید نظری درباره اقدامات مسئولان ندارد و آنها هستند که باید این مشکل را حل کنند.
334---08
«به تومان بگویم؟» با خنده میگویم اگر به ریال بگویید یک صفرش را کم میکنم. منظورش چیز دیگری است. میگوید آیا باید حدودش را بگویم یا یک عدد بگویم: «300 هزار تومان نیاز است دیگر.» میگویم مقصدتان کجاست که اینقدر کمهزینه خواهید کرد؟ «بسته به مقصد و تعداد دارد، اما رفت و آمدش همین 300 هزارتومان میشود.» آخرین سفرش شمال بوده است: «400 هزارتومان برای دو نفر هزینه داشت. البته اقامتمان رایگان بود.» با وجود آنکه هزینهای کمتر از دیگران را تخمین زده است، میگوید این هزینه در ایران بسیار زیاد است: «الان بخواهیم یک سفر خارجی برویم، بلیت و اقامتش همینقدر میشود، تازه کشوری دیگر را هم میبینی. برای یک سفر داخلی این هزینه خیلی زیاد است.»
334---29
«بستگی به سفر دارد. من با رفیقهایم برای پنج روز رفتیم بندرعباس و فقط 300 هزار تومان خرج شد، اما یکبار هم به همین شهر رفتیم و 3 میلیون برایمان خرج تراشید. یکبار هم با ماشین به چابهار، یزد، کرمان و بندرعباس رفتیم، نفری 260 هزارتومان خرج داشت، با هزینه خورد و خوراک و مسافرخانه. البته بیشترش را پارک خوابیدیم. خیلی بستگی به سفر دارد. من هر هفته سفر میروم، اما این به خودمان بستگی دارد که چقدر بخواهیم خرج کنیم. اگر خود شخص بخواهد میتواند با هزینه کم هم سفر کند. اما خیلی سفر شیکی نخواهد بود و مطمئنا برای استراحت خیلی راحت نخواهید بود، اما در عوض جاهای دیدنی و تفریحی بیشتری را خواهید دید. هتلها و رستورانهای شیک بسیار گران است و هزینه سفر را بالا خواهد برد.» به شوخی میگوید: «البته اگر خانمها همراهتان نباشند و بازار نروید.»
334---28
«فکر میکنم شمال سه روزه، یک میلیون تومانی خرج داشته باشد.» آخرین سفرش را دو سال پیش رفته است: «دو نفر بودیم، 5.1 میلیون هزینه کردیم، البته با مکان و رفت و آمدهایمان.» میگوید این هزینهها برای کشوری مثل ایران زیاد است: «تحریمها به همه فشار آورده است. شاید در کشورهای دیگر و با درآمدهای آنها، این هزینهها طبیعی باشد، اما در ایران دخل و خرج با هم نمیخواند. هزینهها بالاست، تورم و آدم با حقوقش نمیتواند یک زندگی خوب برای خودش بسازد چه برسد به فرزند و همسرش.» میپرسم به نظرش مسئولان چه کاری میتوانند انجام دهند؟ «والا تاکنون که کاری نکردهاند، اما حداقل باید از جوانها و خلاقیتشان استفاده کنند تا اوضاع بهتر شود. الان مشکل فقط سفر نیست و خیلی مشکلات مهمتری وجود دارد.»
334---24
«بستگی به سفر دارد.» میگویم اگر الان قصد سفر داشته باشد، چقدر پول کنار میگذارد؟ «حداقل باید یک میلیون داشته باشیم.» آخرین سفرش به مشهد بوده است: «خانواده من مشهد زندگی میکنند و ما اکثرا به این شهر سفر میکنیم. آنجا هم که مهمان خانوادهایم.» از نظرش این هزینه زیاد نیست: «همه جهان همینطور است. در خانه هم که بمانیم همینقدر باید هزینه کنیم. در کل هزینهها همینطور و طبیعی است.»
334---58
«راستش نمیدانم» صدای جوانی دارد، میپرسم ازدواج کرده است؟ که جوابش مثبت است: «ما خیلی اهل سفر کردن نیستیم و به همین دلیل نمیتوانم نظری درباره هزینهها بدهم.» آخرین سفرتان به چه شهری بوده است؟ «شاهرود، آن هم پیش آشنایان رفتیم و خرجمان خیلی کم شد.»
334---70
«کلا بالاست. هم هزینه اسکان و هم هزینه رفت و آمد، با ماشین شخصی هم که برویم، بنزین گران است و هزینهاش زیاد میشود.» از آخرین سفرش میپرسم: «سال گذشته، تابستان به مشهد رفتیم. البته محل اقامتمان را از طریق محل کار همسرم رزرو کردیم و هزینهاش خیلی پایین بود، اما برای دو نفر یک و نیم میلیون هزینه شد. جای خاصی نرفتیم، غذای خاصی نخوردیم و تفریح هم نداشتیم.» میپرسم آیا مردم و مسئولان میتوانند کاری انجام دهند؟ «مردم نه اما مسئولان میتوانند؛ بنزین گران شده است که دست مسئولان است، هزینه هتلها و رستورانها را هم میتوان با نظارت پایین نگه داشت که متاسفانه این اتفاق نمیافتد و به مردم فشار میآید.»
334---71
«نمیدانم. یک سفر معمولی به شمال کلی هزینه دارد؛ چه برسد که بخواهیم یک سفر خاص به جایی متفاوت برویم و تفریحات خاصی را امتحان کنیم.» آخرین سفرش به شمال بوده است، آن هم ایام عید: «5.1 میلیون هزینه خوراک و بنزین ماشین شد.» میپرسم به نظرش این مقدار زیاد است؟ «برای شمال زیاد است. در کل سفر کردن در ایران بسیار گران است.» میپرسم آیا مسئولان میتوانند اقدامی انجام دهند؟ «مسئولان به مشکلات دیگر برسند، کافی است؛ مسائل مهمتری داریم که مسئولان باید به آن رسیدگی کنند.»
آزاده هاشمی منفرد