4 حادثه 4 خاطره

سال 94 همراه حوادث تلخ و شیرین برای ماموران و امدادگران رو به پایان است. حوادثی که خاطره آنها برای همیشه در ذهن آتش‌نشانان ، امدادگران اورژانس، ماموران پلیس و امدادگران هلال احمر باقی ماند. امدادگرانی که پس از هر حادثه خود را به محل می‌رسانند تا ناجی انسانی باشند.
کد خبر: ۸۸۹۴۵۵

نجات خانواده 6 نفره از دل آتش

چند روزی بود، مدیریت ایستگاه 47 آتش‌نشانی تهران را برعهده گرفته بودم و هنوز خودروی رئیس ایستگاه در اختیارم نبود. یک روز که در ایستگاه بودم، مردی با مرکز 125 تماس گرفت و وقوع یک مورد آتش‌سوزی را گزارش داد.

پس از اعلام آتش‌سوزی به ایستگاه، همکارانم با خودروهای آتش‌نشانی و خودم هم با سوار شدن به خودروی پرایدم به سمت محل حادثه حرکت کردیم. محل حادثه در تقاطع شهید رجایی و سیزده آبان قرار داشت. مسیری پر پیچ و خم و قدیمی که همین موضوع می‌توانست شروع عملیاتمان را با کمی مشکل روبه‌رو کند. سعی کردم خودم را زودتر از همکارانم به محل حادثه برسانم تا موقعیت حادثه را پیش از حضور آنها بررسی کنم. بر اساس اعلام ستاد فرماندهی خانه‌ای آتش گرفته بود و جان ساکنان آن در خطر بود. سرانجام خود را به خانه رساندم. با توقف در نزدیکی محل حادثه به سمت خانه مورد نظر رفتم.

مردی مقابل در خانه ایستاده و بر سر و صورت خود می‌زد و برای نجات شش نفر از اعضای خانواده‌اش که در میان دود و آتش گرفتار شده بودند، کمک می‌خواست. او را آرام کردم. با کمک وی، در خانه را که قفل شده بود، بازکردم. زمانی که وارد حیاط شدیم، شعله‌های آتش خانه را فرا گرفته بود و صدای کمک و ناله شنیده می‌شد. من تجهیزات لازم را همراه نداشتم که بتوانم پیش از آمدن دیگر آتش‌نشانان، شعله‌های آتش را خاموش کنم. با مشاهده سیلندر گاز در گوشه خانه مطمئن شدم آتش گرفتن آن منجر به حادثه شده است. پتویی را که کنج حیاط بود، خیس کردم و به سمت سیلندر گاز رفتم. هر لحظه احتمال انفجار آن و مرگ ساکنان خانه وجود داشت. در حالی که پتوی خیس را روی خودم انداخته بودم، وارد خانه شدم و شیر سیلندر گاز را بستم و آن را از محل خارج و خاموش کردم، اما خانه همچنان در محاصره دود و آتش بود. دوباره پتو ر ا خیس کردم و به دل آتش زدم. صدای چند زن و مرد از آنجا شنیده می‌شد. در میان فریاد کمک‌خواهی، صدای گریه نوزادی توجهم را جلب کرد. اول از آنها خواستم به من اعتماد کنند و نوزاد را تحویلم دهند. آنها زمانی که متوجه شدند آتش‌نشان هستم، نوزاد را به من دادند و توانستم او را از میان دود و آتش خارج کنم و نجات دهم. او را تحویل همان مردی دادم که در خیابان ایستاده بود.

همزمان همکاران آتش‌نشانم به محل رسیدند. در حالی که رمقی برایم نمانده بود و دود ناشی از آتش‌سوزی باعث شده بود به سختی نفس بکشم، به کمک دیگر آتش‌نشانان شتافتم و توانستیم چهار زن و یک مرد را که در میان دود و آتش گرفتار شده بودند، یکی پس از دیگری نجات دهیم و از ساختمان خارج کنیم. پس از پایان یافتن عملیات و خاموش کردن شعله‌های آتش، خوشحال بودیم که هر شش نفر را نجات داده‌ایم. آن شب که به خانه بازگشتم خدا را شکر کردم که آنها نجات یافته و زنده هستند.

علی‌اکبر فرمانی - رئیس ایستگاه 47آتش‌نشانی تهران

دستبرد پسر نوجوان به متکای پر از دلار

یک روز در دادسرا بودم که مرد میانسالی وارد شعبه شد و اعلام کرد طی چند ماه 45 هزار دلار خریده بوده تا آن را در روز نیاز بفروشد. او دلارها ر ا داخل یک بالش مخفی کرده بوده. او روزی که قصد برداشت دلارها ر ا داشته، متوجه شده به جای دلارها، کاغذ باطله قرار دارد و نمی‌داند این همه دلار را چه کسی به سرقت برده است.

اعضای خانواده‌اش از این‌که او دلارها را داخل بالش پنهان می‌کرده، اطلاعی نداشتند. سرقت دلارها ضرر مالی فراوانی به وی وارد کرده بود.

همزمان با تشکیل پرونده قضایی، دستور تحقیقات در این زمینه را صادر کردم. ماموران با ورود به خانه شاکی و بررسی ماجرای سرقت نظر دادند که سرقت به زور انجام نشده و باید یک فرد آشنا به این کار دست زده باشد. بنابراین این فرضیه که ممکن است این سرقت توسط یکی از اعضای خانواده شاکی انجام شده باشد، قوت گرفت.

ماموران ابتدا به تحقیق از همسر شاکی پرداختند و مشخص شد او نقشی در این سرقت نداشته است. در این مرحله ماموران به پسر 16 ساله این خانواده ظنین شدند و از او خواستند برای تحقیقات به پلیس آگاهی بیاید. اما پسر نوجوان زمانی که متوجه شد ماجرا لو رفته و نامش به عنوان تنها مظنون در پرونده سرقت قرار گرفته به جای حضور در پلیس آگاهی از خانه فرار کرد و ناپدید شد. خانواده‌اش با حضور در دادسرا و پلیس آگاهی ماجرای فرار او را اطلاع دادند. تحقیقات پلیس برای یافتن وی ادامه داشت تا این‌که پس از چند روز فرار زمانی که متوجه شد اشتباه کرده و خانواده‌اش قصد دارند از خطای او بگذرند تصمیم گرفت خود را تسلیم کند.

بنابراین به خانه بازگشت و همراه والدینش روز بعد به دادسرا آمد. پسر نوجوان از کاری که کرده شرمنده بود و رویش نمی‌شد به چهره والدینش نگاه کند. به تحقیق از او پرداختم که مدعی شد یک روز به‌طور اتفاقی مشاهده کرده پدرش دلار خریده و آن را داخل یک بالش پنهان می‌کند. او زمانی که متوجه محل نگهداری دلارها می‌شود، وسوسه شده و تصمیم می‌گیرد با سرقت آن خوشگذرانی کند. بنابراین یک روز در غیاب پدرش سراغ بالش پر از دلار رفته و هر چه دلار داخل آن بوده دزدیده و به جای آن کاغذ باطله گذاشته است.

بعد بخشی از دلارهای دزدی را به دوستش داده و دو نفری با هم یک موتورسیکلت گرانقیمت خریده بودند و با بخشی از دلارها برای دوستانش هدایای گرانقیمت خریده بود. باقیمانده دلارها را به مربی باشگاه بدنسازی پرداخت کرده بود تا وی برایش پودرهای بدنسازی بخرد تا از آن در کنار ورزش بدنسازی استفاده کند. گمان نمی‌کرده با سرقت دلارهای پدرش، خود و خانواده‌اش را دچار دردسر می‌کند.

با اعتراف‌ پسر نوجوان، بخشی از دلارهای سرقتی کشف و به شاکی بازگردانده شد و پسر نوجوان موتورسیکلت گرانقیمت را هم از دوستش تحویل گرفت و با فروختن آن پول را به پدرش تحویل داد.

علی‌اکبر عموزاد - بازپرس دادسرای عمومی و انقلاب ویژه سرقت تهران

دستبرد راننده آژانس مدرسه به خانه‌های دانش‌آموزان

اوایل سال 94 سرقت‌های سریالی از 13 آپارتمان در نقاط مختلف شهر گرگان به پلیس گزارش شد. ماموران زمانی که خانه‌ها را یکی پس از دیگری مورد بررسی قرار دادند متوجه شدند سرقت در این آپارتمان‌ها بدون تخریب قفل انجام شده و سارق به راحتی و با در دست داشتن کلید به خانه‌ها راه یافته و طلا، پول و وسایل کم‌حجم صاحبخانه‌ها را با خود برده است. این احتمال وجود داشت که سرقت‌ها توسط یک فرد آشنا با این خانه‌ها انجام گرفته است. بنابراین تحقیقات روی این فرضیه متمرکز شد، اما به نتیجه نرسید.

این در حالی بود که این سرقت‌ها منجر به آن شده بود که زنان و مردان صاحبخانه یکدیگر را در مظان اتهام قرار دهند و این سرقت‌ها باعث اختلاف و درگیری میان اعضای خانواده‌ها شده بود، حتی یکی از مالباختگان بر سر همین سوء ظن از یکدیگر جدا شدند. دایره تحقیقاتمان را گسترده‌تر کردیم تا شاید ردی از سارق مرموز و پایان اختلاف خانواده‌ها پیدا کنیم. تحقیقاتمان نشان می‌داد مالباختگان همگی فرزندان خردسال مدرسه‌ای دارند و فرزندان آنها در دو مدرسه درس می‌خوانند.

این در حالی بود که متوجه شدیم فرزندان آنها همیشه کلید خانه را برای بازگشت همراه داشته‌اند و راننده سرویس مدرسه آنها یک نفر است. همین سرنخ کافی بود تا ما را به سمت و سویی سوق دهد که ممکن است این بچه‌ها کلیدهایشان را در اختیار فردی آشنا قرار داده باشند که او دست به این سرقت‌ها زده باشند. بنابراین به گفت‌وگو با فرزندان مالباخته‌ها پرداختیم که تعدادی از بچه‌ها مطمئن بودند کلید خانه را به کسی نداده‌اند، اما بقیه گفتند یک بار کلیدشان را به راننده سرویس مدرسه داده‌اند و دوباره آن را پس گرفته‌اند یا کلیدهایشان در خودرو جامانده که هنگام بازگشت به خانه راننده سرویس آن را تحویلشان داده است. با کشف این سرنخ تحقیقات خود را روی راننده سرویس مدرسه متمرکز کردیم که معلوم شد او کارمند اداره‌ای بوده که به دلیل سرقت اخراج شده است. همین موضوع باعث شد اطمینان یابیم او در این سرقت‌ها نقش داشته است. بنابراین با هماهنگی قضایی او را بازداشت و به پلیس آگاهی منتقل کردیم. راننده سرویس مدرسه اظهارات ضد و نقیضی را بیان کرده و مدعی شد این سرقت‌ها را انجام نداده و نمی‌داند سارق خانه‌ها چه کسی است.

اوزمانی که متوجه شد راز سرقت‌هایش فاش شد به ناچار اعتراف کرد. با تحقیق از وی معلوم شد با فریب دانش‌آموزان کلید را از آنها گرفته و از این فرصت استفاده کرده و با اطمینان از این که والدین بچه‌ها سر کارشان هستند به خانه‌هایشان دستبرد می‌زده و هنگام بازگشت و انتقال دانش‌آموزان به خانه‌هایشان وانمود می‌کرده کلیدشان را داخل خودرو جا گذاشته‌اند و آن را دوباره به بچه‌ها تحویل می‌داده است. متهم پس از اعتراف به سرقت‌های سریالی‌اش روانه زندان شد.

سرهنگ محمدرضا اکبری - رئیس پلیس آگاهی استان گلستان

رودست زدن کلاهبردار میلیاردی به وام‌گیرندگان اتوبوس

اوایل مهر بود که مردی در حالی که پرونده شکایتی را در دست داشت وارد دفترم در دادسرا شد. او می‌گفت مدیر یک شرکت لیزینگ بوده که به رانندگان اتوبوس وام می‌داده، اما مردی سرش کلاه گذاشته و از او 9 میلیارد تومان وام گرفته و فقط چند قسط آن را پرداخت کرده و ناپدید شده و اکنون نمی‌داند مرد شیاد کجاست.

زمانی که به تحقیق از وی ادامه دادم، معلوم شد مردی با معرفی خود به عنوان این که نماینده تعدادی از اتوبوس داران است، می‌خواهد برای خود و همکارانش وام بگیرد تا آنها اتوبوس‌های فرسوده خود را از چرخه حمل و نقل خارج کنند و با خرید اتوبوس‌های جدید از آن در حوزه حمل و نقل و جا به جایی مسافران فعالیت کنند. بنابراین اوایل با اسناد و مدارکی که مربوط به ده فقره اتوبوس بود به دفتر شرکتم آمد. پس از بررسی مدارک خودروها متوجه شدم این مدارک واقعی بوده و می‌توانم به او اعتماد کرده و این وام را به او بپردازم. وی در قبال تشکیل پرونده مربوط به ده دستگاه اتوبوس از شرکتم وام شش میلیارد تومانی دریافت کرد. چند ماه اول اقساط را به درستی پرداخت می‌کرد که همین موضوع باعث شد به آنها اعتماد کنم. تحقیقات نشان می‌داد مرد شیاد بعد از آن که توانسته بود وام میلیاردی بگیرد، برای سه میلیارد تومان وام دیگر اقدام کرده بود، اما این بار وام‌ها به نام خودش نبود بلکه با ارائه اسناد و مدارک متعلق به 20 نفر دیگر به نام آنها وام را گرفته و در قبال آن فقط به این افراد 5 تا 10 میلیون تومان وام داده بود.

با ثبت اظهارات مدیر شرکت وام‌دهنده، افرادی که برخی از وام‌ها به نام آنها بود نیز برای تحقیقات احضار شدند. در این تحقیقات آنها گفتند فریب مرد شیاد را خورده‌اند و گمان نمی‌کردند نیت او کلاهبرداری بوده و اتوبوس و وامی در کار نیست.

دستور تحقیقات برای دستگیری کلاهبردار 9 میلیارد تومانی را صادر کردم تا این که در مرحله تحقیقات مشخص شد اسناد و مدارکی که متهم تهیه کرده بوده از روی نمونه اصلی آن جعل شده است. سرانجام پس از مدتی کلاهبردار فراری زمانی که سراغ مدیر یک شرکت لیزینگی دیگر رفته بود تا دست به کلاهبرداری‌های جدیدش بزند، شناسایی و دستگیر شد.

متهم با انتقال به پلیس آگاهی بازجویی شد و اعتراف کردکه با سندسازی به بهانه دریافت وام برای اتوبوس‌های خیالی، مدیر شرکت لیزینگ و تعدادی از متقاضیان وام را فریب داده و به کلاهبرداری 9 میلیارد تومانی دست زده و با این کار می‌خواسته یک شبه پولدار شود. در حالی که متهم بازداشت شده بود اعتراف کرد که پنج شش نفری با او در این کلاهبرداری همدست بوده‌اندکه آنها نیز تحت تعقیب پلیس قرار گرفتند و دستگیر شدند. با دستگیری این افراد و انتقالشان به پلیس آگاهی آنها بازجویی و مدعی شدند متهم دروغ می‌گوید و آنها نیز فریب خورده‌اند و از آنها کلاهبرداری شده و اظهارات ضد و نقیضی را مطرح کردند که حاکی از آن بود آنها از ماجرای کلاهبرداری‌های مرد شیاد باخبر بوده‌اند که برای همگی این افراد قرار قانونی صادر شد. این زنگ خطری است برای شرکت‌هایی که اقدام به پرداخت وام می‌کنند. آنها باید قبل از پرداخت وام واقعی بودن مدارک و صلاحیت لازم وام گیرندگان را بررسی کنند و اطمینان یابند که آنها قدرت دریافت وام‌های کلان را دارند، بعد اقدام به پرداخت وام به این افراد کنند. کشف این پرونده باعث شد مدیر شرکت از ورشکستگی نجات یابد و همکارانش در شرکت هم از خطر بیکاری نجات پیدا کرده و عید امسال با خیالی راحت در کنار خانواده شان باشند.

منصور هاشمیان - بازپرس دادسرای عمومی و انقلاب ناحیه 32 تهران راهور

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها