جوانی مدیر، مدبر، مومن و کارآمد که به معنای واقعی کلمه بر قلبها حکومت میکرد.آن روز من در پادگان دوکوهه بودم که خبر شهادتش را شنیدم و باور کنید هنوز هم داغ آن لحظه را در قلب خود احساس میکنم. او فرمانده دلاور لشکر بود و من یک بسیجی؛ اما فاصلهای میان او با کسی احساس نمیشد. لبخند همیشگی او نمیگذاشت که از دردهای درونش بویی ببریم. بعدها این درد دلش خیلی برایم درسآموز و آرامبخش بود.
فرمانده شهیدمان میگفت: «زمان بازرگان به من برچسب چریک فدایی زدند و زمان بنیصدر هم برچسب منافق! هر قدمی که در راه خدا و بندگان مستضعف او برداشتیم برچسب بارانمان کردند. حالا روزی ده برچسب دشت میکنیم. اما عزیزان من دلسرد نباشید. حاشا که بچه بسیجی میدان را خالی کند.»