تراژدی دختری که شاید فلج شود

درد کشیدن با جیب خالی؛ دخترت روی تخت بیمارستان با مرگ دست‌و پنجه نرم‌کند، نگران فلج شدنش باشی و پولی هم برای درمان نداشته باشی. دختری که یک عمر با پول کارگری بزرگش کرده‌ای، ورزشکارش کرده‌ای، آن هم در حد تیم ملی و مربی ولی حالا کسی نباشد دستت را بگیرد، یک چشمت به خدا باشد که او را از تو نگیرد و یک چشمت دنبال هزینه‌های میلیونی، به دنبال کمکی باشد تا. این داستان سارا عبدالملکی است؛ بازیکن تیم ملی راگبی، بازیکن و مربی هندبال.
کد خبر: ۸۷۷۷۰۰

شب 29 دی‌ماه سارا از کرمانشاه به تهران برمی‌گشت که تصادف کرد. مادرش مریم ابوترابیان به سپید می‌گوید: «برای استعدادیابی به کرمانشاه رفته بود. هم مربی هندبال است و هم بازیکن و داور این رشته.» مهم‌ترین عنوانی که سارا دارد، عضویت در تیم ملی راگبی است. خبرهای خبرگزاری‌ها تائید می‌کنند که او بارها به اردوی تیم ملی دعوت شده و برای این تیم بازی کرده است.

سارا در این تصادف تا مرز مرگ رفته و برگشته است. اورژانس بعد از تصادف او را به بیمارستانی در قزوین برد. به گفته ابوترابیان در آن بیمارستان اعلام کردند بیمار زنده نیست: «دور از جانشان گفتند مرده و برایش فوتی زده بودند ولی دیدند زنده است و با شوک سارا را به زندگی برگرداندند. کسانی که در بیمارستان بودند،‌ گفتند اگر می‌خواهید دخترتان زنده بماند او را به تهران ببرید. ما هم همان موقع به تهران آمدیم. به هر بیمارستان دولتی که زنگ زدیم، گفتند تخت نداریم. ما هم فقط می‌خواستیم دخترمان زنده بماند. به هیچ‌چیز دیگری فکر نکردیم و او را به بیمارستان آسیا آوردیم.» سارا زنده است اما آسیب‌دیدگی‌ها زیاد است. مادرش می‌گوید: «ضربه مغزی شده بود. مهره چهار و پنجش شکسته و در نخاعش فرو‌رفته. دنده‌هایش هم شکسته و یک قسمت از ریه‌اش را سوراخ کرده. عفونت ریه‌اش خیلی بالاست. شانه راست و دست راستش پلاتین می‌خواهد. نصف پیشانی‌اش هم رفته. در این وضعیت ما بیشتر از همه نگرانیم که قطع نخاع شود. دکترها گفته‌اند احتمال قطع نخاع وجود دارد.»

سارا عبدالملکی دانشجوی رشته تربیت بدنی است و روز سی‌ام ‌دی ماه باید در امتحانات آخر ترم شرکت می‌کرد اما ماشین وسط راه واژگون شد و باعث شد او در بخش ICU بستری شود. تا به امروز نزدیک به 50 میلیون تومان هزینه بیمارستان سارا شده است. این هزینه برای خانواده او بیش از حد سنگین است. ابوترابیان می‌گوید که تا یک ریال این پول را با قرض گرفتن تهیه کرده است: «پدرش کارگر است. در این چند سال هم خودش پولی نمی‌‌گرفت. این همه سال تیم ملی بود و حقوقی بهش نمی‌دادند. تازه یک سالی بود که سر کار می‌رفت و هزینه دانشگاهش را پرداخت می‌کرد. در همه این سال‌ها پول رفت‌وآمدش به تیم ملی را هم خودمان می‌دادیم. من و پدرش همه کار می‌کردیم که دخترمان به جایی برسد. خودش هم دختر فعالی بود و می‌خواست روی پای خودش بایستد. هم کار می‌کرد،‌هم درس می‌خواند و هم ورزشکار بود. اما الان برای درمانش از 50 نفر قرض گرفته‌ایم. چندبار جراحی‌اش کرده‌اند. چند جراحی دیگر هم می‌خواهد. هزینه جراحی‌اش به کنار. دربه‌در به‌دنبال پول هستیم. نه خانه‌ای داریم و نه ماشینی که بفروشیم. همه اثاث خانه را هم بفروشیم، چیزی نمی‌شود که بخواهم هزینه درمانش را بدهیم.»

خود ابوترابیان هم بیمار است. او جزو بیماران خاص است و پیش از این 22 بار جراحی کرده با این حال می گوید: خودم مهم نیستم. حاضرم همین الان بمیرم ولی سارا خوب شود. فقط خدا کند فلج نشود. من فکر آینده هم هستم. اگر من یک چیزی‌ام بشود، کی می‌خواهد از او مراقبت کند.»

سارا به شرطی به شرایط عادی برمی‌گردد که ضایعه نخاعی نداشته باشد. البته در راه بهبود او تامین هزینه‌های مالی هم مهم است. «جام بانوان» ضمن آرزوی سلامتی برای این بانوی ورزشکار امیدوار است خیرینی پیدا شوند که با کمک‌هایشان خانواده سارا عبدالملکی را از این شرایط بغرج نجات دهند.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها