شاید آنچه در یک سفر بیش از هر چیز اهمیت داشته باشد، همسفرانت باشند. شاید به همین دلیل است که خیلیها تنها سفر کردن را به سفرهای دستهجمعی ترجیح میدهند. همسفر خوب میتواند یک سفر ساده و حتی در شرایط سخت را تبدیل به سفری عالی کند و همسفر بد هم ممکن است بهترین و زیباترین سفر را به بدترین سفر عمرت مبدل کند.
در سفر جمعی احتمال بروز بحث و اختلافنظر بیشتر است، ممکن است تفاوت افکار جمع را دچار سردرگمی کند، اما در عین حال خوبیهای مخصوص به خودش را دارد. مطمئنتر و خیالت راحت است که در صورت بروز مشکل کسانی را در کنارت داری که مراقبت باشند و در شرایط سخت حمایت کنند. شاید این دلایل کوچک، اما بسیار مهم بود که باعث شد بیشتر همصحبتان امروز مزاحم تلفنی سفر جمعی را ترجیح دهند. همصحبتانی از شهر بروجرد.
بروجرد شهری در استان لرستان که از یک سو در رشته کوههای زاگرس محصور شده است. رشته کوههایی که نقشی مهم در توسعه آن داشته است. شاید برایتان جالب باشد که بدانید این شهر «پایتخت انیمیشن ایران» سال 1389 انتخاب شده است. همچنین به دلیل قدمت آن و آثار تاریخی و گردشگری زیبایش احتمالا مقصد خوبی برای گردشگران مختلف خواهد بود.
مزاحم تلفنی از مردم این شهر پرسید: «آیا دوست دارید تنها سفر کنید یا دستهجمعی؟» یا این که کدام سفرها را دوست دارید تنها بروید و کدام را با جمع؟ دوست دارید این جمع خانوادهتان باشد یا دوستانتان؟ در آخر هم آنها را به چالش کشیدیم و پرسیدیم: «آیا دوست دارید با افراد مسن همسفر شوید» و اصلا «سفر کردن با افراد مسنتر از خودتان خوب است؟»
خیلیها سفر جمعی را انتخاب کردند و ترجیح میدادند افراد مسن خانواده را در کنارشان داشته باشند. دلایلش متفاوت بود و شاید برایتان جذاب باشد تا با خواندن این گفتوگو از دلایلشان سر دربیاورید.
329...42
«من دختری تنها هستم. البته چهار خواهر و برادر هستیم، اما پدر و مادرمان را از دست دادهایم و فقط با بنیاد شهید سفر میکنیم چون فرزند شهید هستیم.» و این یعنی هیچ گاه به تنهایی سفر نکردهاید؟ «تنها سفر کردن را دوست ندارم. ما همیشه با گروه بنیاد شهید سفر میکنیم و جمعی سفر کردن را دوست دارم.» میگویم دوست دارید بیشتر به کجا سفر کنید؟ «سوریه، مکه، مشهد و شهرهای زیارتی را دوست دارم.» اصلا فرد مسنی در خانواده ندارند چون پدربزرگ و مادربزرگش را زود از دست داده است: «با افراد مسن غریبه هم دوست ندارم، سفر کنم. سفر خانوادگی بهتر است.»
148...42
«دستهجمعی یعنی با خانواده؟» میگویم حالا خانواده باشد یا دوست فرقی ندارد: «جمعی با خانواده خوب است، اما دوستان نه.» چرا با دوستان دوست ندارید سفر کنید؟ «الان دیگر جمع دوستان مثل قدیم نیست و دوست خیلی صمیمی ندارم که باهم سفر برویم. باید دو نفر در سفر شبیه به هم باشند تا سفر خوبی از آب درآید.» تنها سفر کردن چطور؟ «تنهایی نه. همه سفرها با خانواده بهتر است.» سفر کردن با افراد مسن را هم دوست دارد: «آره دوست دارم وقتی خانواده هستند افراد مسن هم باشند آنها هم عضو خانواده هستند.» میگویم دردسر و مشکل ایجاد نمیکنند؟ «آنها یک عمر زحمتمان را کشیدهاند و باید جبران کنیم.»
142...42
«میدانید اتحاد مردم بروجرد بسیار بالاست و در همه مشکلات درکنار یکدیگر هستند. ما همیشه درکنار یکدیگریم و سعی میکنیم در سختیکنار افراد باشیم.» میخواهم کمی درباره سفر صحبت کند: «تنها سفر کردن را دوست ندارم. البته این به سن افراد هم مربوط است. من خودم 67 سال سن دارم و ممکن است مشکلاتی برایم پیش آید و دوست دارم بچهها در کنارم باشند. حتی یک بار با دوستانم به مشهد رفتیم و سرمای شدید خوردم که اگر دوستان درکنارم نبودند مشکلات زیادی برایم ایجاد میشد. همین مسائل برایم تجربه شده است که تنهایی سفر نروم» میگوید بیشتر دوست دارد با افراد مسنتر از خودش سفر کند و اگر بتواند به افراد کمک کند، خوشحال میشود.
127...42
«همیشه تنها سفر کردن بهتر است.» میگویم جالب است چون اولین نفری است که چنین جوابی میدهد: «همیشه تفاوت نظر وجود دارد و این نظر شخصی من است» و آیا به این معناست که تمایل ندارد با خانواده و دوستان سفر کند؟ «خانواده نه، اما با دوستان شاید سفر کنم.» و این که آیا دوست دارید با افراد مسن سفر کنید؟ «آدمهای آرامی هستند. اگر اهل دل باشند سفر کردن با آنها خیلی هم خوب است.»
241...42
«هیچ وقت دوست ندارم تنهایی سفر کنم و همیشه با خانواده سفر میکنم.» تعجب میکنم چرا تنها سفر کردن را دوست ندارد؟ «خوشم نمیآید دوست دارم زن و فرزندانم همراهم باشند.» میپرسم آیا دوست دارد با افراد مسن سفر کند؟ «برای من شرایط سنی فرقی ندارد با افراد کوچک مثل خودشان رفتار میکنم و با بزرگها هم رفتاری مشابه دارم و با هرکس
آنطور که بهتر است، رفتار میکنم.» میگویم شرایط سفر فرق دارد و ممکن است دردسر ایجاد کنند: «هر چیز و هر کس شرایط خاص خودش را دارد و من با این شرایط کنار خواهم آمد.»
954...42
«تنها سفر کردن را بیشتر دوست دارم.» میگویم بیشتر دوست دارید چه سفرهایی را تنها بروید؟ «سفر که زیاد نمیرویم برای سفر کردن باید پول داشته باشیم ولی درکل اگر به انتخاب خودم باشد، دوست دارم تنها سفر کنم، البته سفر با دوستان نزدیک هم خوب است» و علت این انتخاب چیست؟ «آدم راحتتر است و هر کار دلش بخواهد میتواند انجام دهد. وقتی جمعی سفر میکنیم اختیار دست خودمان نیست و همه در کارها اظهارنظر میکنند و به آدم خوش نمیگذرد.» با افراد مسنتر هم دوست ندارد سفر کند، اما علتش را نمیگوید شاید میترسد به گوش افراد مسن خانوادهاش برسد.
140...42
هنوز سوالم تمام نشده است جواب میدهد: «دستهجمعی» چقدر با اطمینان: «تنها سفر کردن دردسرش بیشتر است و ممکن است ماشین خراب شود یا مشکلی پیش آید و اگر دستهجمعی سفر کنیم، کسی برای پشتیبانی هست.» میپرسم بهتر است این جمع شامل دوستان باشند یا خانواده؟ «خانوادگی بهتر است البته سفر کردن با دوست خیلی صمیمی هم خوب است.» درباره آدمهای مسنتر نظر مثبتی دارد: «آدمهای مسنی که در خانواده ما وجود دارند، دلشان جوان است، آدمهای راحتی هستند و سفر کردن با آنها بسیار خوب است.»
856...42
«بیشتر مواقع جمعی سفر میکنیم و خودم سفر دستهجمعی را بیشتر دوست دارم» و این جمع خانوادگی باشد بهتر است یا دوستان؟ «فرقی ندارد با هر دو گروه خوش میگذرد» و این یعنی با تفاوتها مشکلی ندارید؟ «من کنار میآیم.» در مورد افراد مسن هم همین نظر را دارد: «دوست دارم همراهمان باشند چون آنها هم دوست دارند سفر کنند و این حق را دارند که کنارمان باشند. ما هم از تجربیاتشان استفاده میکنیم و وجودشان در سفر لازم است.»
472...42
«من فقط دستهجمعی میتوانم سفر کنم چون مریضم و اگر تنها باشم برایم مشکلساز میشود.» اگر میتوانستید تنها سفر کنید آیا تنها سفر میکردید؟ «نه دوست ندارم چون با بچهها بودن بهتر است» و در این انتخاب در کنار دوستان بودن بهتر است یا خانواده؟ «خانواده دلسوزترند و با بیماریام کنار آمدهاند.» هرچند پاسخ سوالم را میدانستم، اما درباره سفر با افراد مسن هم میپرسم: «من خودم احتیاج به مراقبت دارم و مطمئنا سفر با چنین افرادی برایم ایجاد مشکل خواهد کرد و سفر کردن با بچههایم برایم بهتر است.»
428...42
«دستهجمعی همیشه بیشتر خوش میگذرد.» میگویم همیشه اینطور نیست و ممکن است در سفرهای دستهجمعی تفاوت نظر پیش آید و خوشی تبدیل به ناخوشی شود: «اگر ما گذشت داشته باشیم آنها هم گذشت دارند و مشکلات به وجود نخواهد آمد.» آیا هیچ گاه سفر تنهایی نداشتهاید؟ «سفر تفریحی نه، اما گاهی برای کارهای پزشکی به تهران آمدهام و چون نمیخواستم مزاحم کسی باشم، تنها آمدهام، اما سفرهای تفریحیام همیشه جمعی بوده است.» خانواده و دوست برایش فرقی ندارد: «البته تنها یک بار با دوستان شوهرم همسفر شدهام؛ آن سفر هم خوب بود و بسیار خوش گذشت. اگر آدم کمی گذشت داشته باشد همیشه سفر خوب است و خوش میگذرد.» با افراد مسن تاکنون سفری نداشته است: «مسنترین فردی که در سفر همراهمان بوده است مادر و پدرم بودهاند و چون تجربه دیگری ندارم، نمیتوانم نظری درباره سفر با افراد مسن بدهم.»
407...42
«خوب دستهجمعی بهتر است و بیشتر خوش میگذرد. آخر آدم تنها چه میتواند کند و حداقل در کنار دیگران چیز تازهای یاد میگیریم و مطمئنا بیشتر خوش میگذرد.» میان این جمعها هم خانواده را به دوست ترجیح میدهد هرچند دلیلش نداشتن دوست صمیمی است. او هم سفر کردن با افراد مسن را دوست دارد: «خیلی از سفرهایم را با افراد مسنتر از خودم رفتهام. هم از اطلاعات و تجربهشان استفاده میکنیم و هم درکنارشان همه چیز خوب است.»
آزاده هاشمی منفرد
مرور بزرگ ترین جنجال های تاریخ جام جهانی (8)