حکیم فرزانه حاج ملاهادی سبزواری پس از 77سال عمر با برکت در عصر روز 28 ذیحجه سال 1289 قمری دعوت حق را لبیک گفت.او سال 1212 در سبزوار متولد شد.
کد خبر: ۸۷۰۸۷
8 ساله بود که تحصیل خود را آغاز کرد. در 10 سالگی پدرش میرزا مهدی را که از مومنان سبزوار بود از دست داد ولی در اراده اش خللی وارد نیامد و به تحصیل خود ادامه داد. سپس برای تکمیل تحصیلات ، راهی مشهد شد و 10 سال در جوار بارگاه رضوی اقامت گزید. آنگاه به اصفهان رفت ودر درس بزرگان آن حوزه عالم پرور همچون آیت الله کوشکی و مرحوم کلباسی حاضر شد و احساس کرد گمشده خود را یافته است . 8 سال در اصفهان تلمذ کرد و سال 1242 به مشهد باز گشت و به تدریس پرداخت و شاگردان زیادی پرورش داد که از آن جمله است آخوند ملامحمدکاظم خراسانی صاحب کفایه الاصول. از سبزواری آثار متعددی باقی مانده که مشهورترین آن منظومه و شرح منظومه سبزواری است . او طبع شعر نیز داشت لذا با ذوق لطیف خود یک دوره فقه را در قالب نظم ریخت که عنوان «النبراس فی الاسرارالاساس» را دارد.
سبزواری ، حکیم جهانی
در حال حاضر آرا و عقاید سبزواری در حکمت ، میان دانشمندان مشهور جهان مطرح است. پروفسور ایزوتسو استاد دانشگاه مک گیل کانادا معتقد است که او «بزرگترین متفکر عصر اخیر ایران» و «بزرگترین فیلسوف ایرانی در قرن 19 بوده است . پس از مرگ آن دانشمند فرزانه ، پیکرش در بیرون دروازه سبزوار به نام دروازه نیشابور (معروف به فلکه زند) دفن شد و میرزا یوسف مستوفی الممالک در سال 1300
آرامگاهی برای وی احداث کرد که همچنان با کیفیت سابق موجود است.
ویژگی های اخلاقی یک حکیم
در سالمرگ حکیم بزرگوار مرحوم حاج ملا هادی سبزواری (28
ذیحجه) ، آشنایی با بعضی از خصوصیات اخلاقی او خالی از لطف نیست :
1- فقیرنوازی و سخاوت : او باغ انگوری داشت که هنگام برداشت میوه ابتدا سهمی را میان نیازمندان تقسیم می کرد و سپس دوستان و طلاب را به باغ دعوت می کرد تا حاصل دسترنج او را مصرف کنند.
2- ساده زیستی : او تمام عمر در یک خانه بسیار ساده زیست و از بیت المال استفاده نکرد چراکه یک جفت گاو و یک باغچه داشت و خرج سال خود را از زراعتی که خود انجام می داد به دست می آورد. سبزواری در باغچه اش گندم و پنبه و... می کاشت و سالی 30 خروار غله و 10بار پنبه از زمین خویش برداشت می کرد و 40تومان سود می برد که قسمتی از آن را به امرارمعاش خود اختصاص می داد و بقیه را میان فقرا و نیازمندان تقسیم می کرد.
3- استقلال از ارباب قدرت : ملاهادی به اشراف حتی شخص شاه بی توجه بود. نقل است که روزی ناصرالدین شاه در سبزوار به خانه وی آمد و او با غذای ساده خود از شاه پذیرایی کرد و در مقابل اصرار شاه بر این که خواسته ای از او داشته باشد او هیچ چیزی از شاه قبول نکرد.