در سیاست هیچ متحدی نیست، تنها اهداف مشترک وجود دارد (برگرفته از دیالوگ فیلم).
فیلم پنجم از سری ماموریت غیرممکن نام سرکشان را برای خود برگزیده و منظورش از آن افراد و ماموران بیسرزمینی است که با هویتهای جعلی، مزدور سیاستگذاریها و ماموریتهای مخفی کشورها هستند و برای رسیدن به هدف از هیچ کاری رویگردان نیستند و در راه آن از همه چیز میگذرند و فرمانی را بر نمیتابند.
تام کروز مثل قسمتهای قبل در نقش یک مرد یک لشکر با قدرت مدیریت بحران فوقالعاده، ظاهر شده است و بازی بدی هم نداشته هرچند به نسبت قسمتهای قبل از تعدد و شدت صحنههای اکشن آن کم شده است. او هم مانند بسیاری از ستارگان پا به سن گذاشته هالیوود نمیخواهد قبول کند دورانش تمام شده، از این رو اگر شده به قیمت تهیهکنندگی و خرج خودش، هنوز میخواهد نقش اول و بزن بهادر فیلمها باشد و حتی برای اثبات تواناییهایش در بسیاری صحنهها از بدل هم استفاده نکند!
ماموریت غیرممکن 5 فیلم خوبی است؛ یک اکشن تمامعیار که دیگر مولفههای این ژانر را با خوشفکری و بدعت در خود جای داده و بهخوبی لحظات نفسگیری را خلق کرده است. حقههای قسمتهای قبل به عنوان راهحلهای باطلشده عنوان میشود و سطح حفاظتها بالا رفته است، در واقع ماموریت کمی غیرممکنتر شده است و اینها یعنی خوشفکری در فیلمنامه.
کریستوفر مک کوری بیشتر فیلمنامهنویس است و همکاریهای متعددی را با برایان سینگر، کارگردان داشته است. او با فیلمنامه «مظنونین همیشگی» که دومین کارش در سینما بود، مشهور شد و از فعالیتهای اخیرش میتوان به توریست، جک و ساقه لوبیا و والکری اشاره کرد. این فیلم سومین تجربه کارگردانی اوست و کار اخیرش هم فیلم جک ریچر با شرکت تام کروز بود.
مرد دیگری که نمیشود از آن نامی نبرد جیجی آبرامز است که آن را از سریالهایی چون لاست و فرینج میشناسیم و در فهرست تهیهکنندگان فیلم به چشم میخورد و سایههای تفکر او در فیلم مشخص است. فیلم در ابتدا اشارههایی به جریان سوریه و کمکهای روسیه دارد اما آن را دنبال نمیکند و به نظر میرسد تنها برای این که موضوع فیلم را بهروز نشان دهد، از آن استفاده شده است.
زمین فردا
کارگردان: بِرَد بِرد
بازیگران: جورج کلونی، بریت رابرتسن، رافی کسیدی، هیو لاری
زمین در حال نابودی است و علتش عملکرد بد انسانها در سایر ابعاد برخورد با زیستگاهشان عنوان میشود. عدهای از دانشمندان و نوابغ، زمینی دیگر و بسی پیشرفتهتر در بُعد دیگری از زمان را سامان دادهاند و حالا مثل فیلمهای اینچنینی طرفی نابودگر و سلطهطلب است و طرفی دیگر امیدی به اصلاح دارد و قهرمانانی وجود دارند که قرار است ناجی انسانها و زمین باشند.
فیلم مخلوطی از شعارهایی برای حفظ زیستگاه و تبلیغاتی برای دیزنیلند است. علت اصلی وضع نابهسامان زمین یک سری از فعالیتهای ناسا عنوان میشود؛ اما فیلم حرفش را مکتوم و ظریف پس میگیرد و این یعنی جوابیه هوشمندانه و تبلیغ زیرکانه.
زمین فردا ساخته کمپانی دیزنی است و چون دیگر ساختههای آن رویاپرداز. فیلم ادامهای بر رویاهای ژول ورن و بلندپروازیهای ادیسون و تفکر نیوتن است و ارجاعات زیادی در طول فیلم برای تکریم آنها آورده شده است.
برد بِرد کارگردان انیمیشنسازی است که بعد از ساخت قسمت چهارم فیلم ماموریت غیرممکن (پروتکل شبح) این دومین فیلم سینمایی او محسوب میشود. در کارنامه او انیمیشنهای موفق راتاتوی، شگفتانگیزها و غول آهنی خودنمایی میکند. نسبت به فیلم قبلی و کارنامه کارگردانی او این فیلم در خوشبینانهترین حالت یک ساخته متوسط برایش محسوب میشود و چیزی در آن برای مطرح کردن ندارد. حد بازیگران فیلم هم چیزی بیشتر از متوسط نیست و در این بین بیشترین افسوس برای جورج کلونی گزیدهکار و مشکلپسند است که در چنین نقشی ظاهر شده است.
زمین فردا را میتوان در طبقه سری فیلمهایی چون بچههای جاسوس قرار داد. داستان فیلم پیچیدهتر از آن است که کودکان متوجه کل آن بشوند و شاید تنها برخی رویاپردازیهای فیلم آنها را به وجود بیاورد، اما بیشک بزرگترها را فقط میخنداند.
میلاد حاتمی - جامجم