ترانه برومند نمایشنامه‌نویس، نویسنده و مترجم:

حرفه‌ای نبودن دلیل افت نمایشنامه‌هاست

متولد تهران‌است. می‌گوید: «نخستین‌بار این دستان شعر بود که در 5 سالگی تقدیرم را رقم زد» عشق موروثی‌اش به زبان وادبیات فارسی او را به تحصیل در این رشته ترغیب کرد و به نگارش داستان کوتاه و شعرش غنا بخشید... چند سالی پس از اتمام کارشناسی این رشته، با توجه به علاقه‌مندی‌اش به سینما، در عرصه مطبوعات سینمایی فعال شد و همین امر دریچه‌ای بود تا تحصیلات تکمیلی‌اش را در رشته ادبیات نمایشی ادامه دهد. اولین نمایشنامه او به نام «گرهی در تار و پود یک نقش» که از متون برگزیده جشنواره تئاتر فجر 1387 شناخته ‌شد، بعد از انتشار توسط انتشارات نمایش، به وسیله گروه‌های مختلف تئاتری در تهران و دیگر شهرهای ایران اجرا شده است. از دیگر نمایشنامه‌های شاخص او در این سال‌ها می‌توان به «زندگی او»، «هشت» و «نیلوفر مرداب»و «راه رفتن روی آب» اشاره کرد. او همچنین صاحب مجموعه داستانی به نام «سحر تصویر» است و مجموعه شعری به نام «پاره‌های یاد تو» دارد که سال گذشته توسط انتشارات نگاه منتشر شده است. از کارهای دیگر او می‌توان به ترجمه متون ادبی ـ نمایشی‌ای چون «میز کنار پنجره»، «میز شماره هفت» اثر ترنس راتیگان، «ناتاشا» ولادیمیر ناباکوف و «خیابان هراس» اشاره کرد. با ترانه برومند درباره نمایشنامه و نمایشنامه‌نویسی و ویژگی‌ها و مشکلاتِ پیشِ روی نمایشنامه‌نویسی ایران به گفت‌وگو نشستیم.
کد خبر: ۸۶۶۸۵۳

به اعتقاد شما جایگاه متن یا اصطلاحا نمایشنامه در کلیت نمایشی که اجرا می‌شود، کجاست؟

گذشته ازگونه‌های مختلف نمایش که اجرای بعضی از آنها لزوما متکی به هیچ متنی نیست، تصورم این است که در جهان متنوع متن‌ها اگر کارگردانی اثری را انتخاب می‌کند به آن معناست که آن اثر بیش از آثار دیگر به جهان‌بینی او نزدیک بوده و آن‌قدر به لحاظ فرم و محتوا با آن ارتباط برقرار کرده که تصمیم گرفته دریافتش را از آن به شکل بدیعی بازنمایی کند. پس این یعنی هرآنچه از آن لحظه به بعد روی صحنه ساخته و پرداخته می‌شود در خدمت متن است و ایجاد فضایی که به درک بهتر آن بینجامد. یعنی گروه اجرا وقتی در کارشان موفق بوده‌اند که مخاطب اثر را به کشف و شهودی دعوت کنند که فراتر از خوانش فردی خود آنها از متن باشد.

درواقع اجرای خوب چیزی نیست مگر خوانشی خلاقانه و بصری از سمت کارگردان و بازیگران و بقیه عوامل به صدایی که مخاطب اثر حس کند به تنهایی قادر به چنین پرداختی در ذهنش نبوده است. در غیر این صورت یا کار بیهوده‌ای است یا مخرب... من شخصا با این جمله کلیشه‌ای که نمایشنامه فرم ادبی‌ای است که با اجرا کامل می‌شود، موافق نیستم.

چرا موافق نیستید کمی بیشتر توضیح می‌دهید؟

نمایشنامه خوب دارای ارزش‌های مستقلی است؛ درست است نمایشنامه‌نویس متنش را با توجه به محدودیت‌های صحنه طوری می‌نویسد که به‌سادگی در آن فضا و مکان قابل اجرا باشد، اما به‌عنوان یک فرم ادبی کامل است چنانچه بسیاری از شاهکارهای ادبیات جهان در این قالب خلق شده‌اند و بسیار خواندنی و پرتیراژند. خوشبختانه نمایشنامه خوب هم در جهان کم نیست.

فکر می‌کنید کارگردان‌ها می‌توانند نقشی در ارتقای سطح کار نمایشنامه‌نویسان داشته باشند؟

بله حتما! من فکر می‌کنم اگر کارگردان‌ها از ابتدا با دانش و بینش سراغ متنی بروند که احتیاج به دخل و تصرف و... نداشته باشد و تمام انرژی‌شان را صرف نوآوری و ترفندهای خلاقانه کارگردانی کنند، نه‌تنها باعث ارتقای سطح کارگردانی در مملکت می‌شوند، بلکه گزیده‌گزینی‌شان در متن باعث ارتقای سطح کاری نویسندگانمان نیز می‌شود.

شما به‌عنوان کسی که سال‌هاست نمایشنامه‌نویسی کرده‌اید، بزرگ‌ترین ضعف نمایشنامه‌های ایرانی را چه می‌بینید؟

به نظر من نوشتن از یک کاغذ سفید و یک قلم شروع نمی‌شود. راه طولانی پیش از این لحظه باید سپری شود. درست مثل تدارک یک جشن است، آلات و ادوات زیادی باید مهیا شود تا به بهترین و باشکوه‌ترین شکلش برگزار شود. پس از دانش و حکمت و تکنیک و صناعت زبان گرفته تا قریحه و دیالتیکی که نمایشنامه به جهت آن در حال شکل‌گیری است باید در نویسنده وجود داشته باشد تا دست به قلم شود. حالا تصور کنید که همه این عناصر در یک نمایشنامه‌نویس وجود داشته باشد، اما وقت نگارش که می‌رسد باید نمایشنامه‌ای بنویسد که برای رسیدن به اجرا از مجرای یک جشنواره بگذرد پس همه چیز آن نمایشنامه تحت‌الشعاع اهداف آن جشنواره قرار می‌گیرد و... یکی دیگر از مهم‌ترین مسائلی که باعث ضعیف بودن نمایشنامه‌هایمان شده تخصصی و حرفه‌ای نبودنش است. یعنی مادامی که این فن یک شغل نباشد و کسب درآمد درستی در پی‌اش نباشد قطعا شاهد افت کیفیت آن خواهید بود، چرا که هرچه نوشته می‌شود یا دچار شتابزدگی است و برایش وقتی صرف نشده یا به دست کسی نوشته شده که تخصصی در این کار ندارد... نتیجه‌اش این می‌شود که با انبوهی تولیدات بی‌کیفیت یا کم‌کیفیت مواجه می‌شویم و کارهای ارزشمند بین این همه گم می‌شود.

نگاهی به عناوین نمایش‌های روز نشان می‌دهد بیشتر متونی که برای اجرا انتخاب می‌شود و متونی از نمایشنامه‌نویسان خارجی هستند. دلیل این استقبال را چه می‌دانید؟ اصلاً به این قضیه اعتقادی دارید؟

در این که سبقه نمایشنامه‌نویسی ایران در مقایسه با جهان خیلی کم است و نمایشنامه‌نویسی در ایران بسیار جوان به حساب می‌آید، تردیدی نیست، اما تک‌تک عناصر نمایشنامه‌نویسی، اعم از شخصیت‌پردازی، گفت‌وگونگاری و بسط و پرداخت ایده و حتی ریزه‌کاری‌های مربوط به توصیف زمان و مکان که در نمایشنامه‌نویسی از آن به توضیحات صحنه یاد می‌شود در ادبیات منثور و منظوم ما پیشینه پرمایه‌ای دارد با این تفاوت که ظرف بیان آن متفاوت است؛ بنابراین برای نمایشنامه‌نویس ایرانی یادگیری تکنیکی که داستانش را در قالب آن تعریف کند نه‌تنها سخت نبوده و نیست که نیم‌نگاهی به نمایشنامه‌هایمان نیز کم‌وبیش مؤید همین موضوع است؛ اما آنچه باعث می‌شود از نمایشنامه‌های خارجی بیشتر استقبال ‌شود به غیر از تفاوت کمیتی نمایشنامه‌ها‌ی خوب ایرانی در قیاس با مابه‌ازای جهانی‌اش، به عوامل مختلفی بستگی دارد از جذابیت تفاوت فرهنگی و اجتماعی گرفته تا رفع کنجکاوی مخاطبی که دوست دارد بداند در نمایش اکنون جهان به لحاظ تکنیکی و محتوایی چه می‌گذرد و از همه مهم‌تر اینکه نمایشنامه‌های خارجی برای رسیدن به چاپ یا اجرا راه هموارتری را سپری کرده و زودتر به ثمر می‌نشیند.

با توجه به این‌که شما مدتی خارج از کشور به سر برده‌اید، مشابهت‌ها و تفاوت‌های تئاتر در خارج و داخل کشور را رصد کرده‌اید؟

مقایسه تئاتر ما با آنچه بر صحنه‌های برادوی و حتی آف برادوی می‌گذرد مقایسه نابه‌جایی است؛ مثل این است که تولیدات سینمایی پرهزینه هالیوود را با تولیدات بزرگ خودمان مقایسه کنیم. یعنی بودجه‌ای که برای تولید آن اجراها اختصاص پیدا می‌کند، قابل قیاس با بودجه‌های تولید اجرا در ایران نیست، به همین دلیل خروجی نمایش‌ها در آن کشورها، بسیار با عظمت و بی‌نقص است. اما در جواب سوال شما می‌توانم بگویم که تئاتر هنر لوکسی محسوب می‌شود و مخاطبینش می‌دانند و پذیرفته‌اند که برای دیدن آن باید تمام تشریفاتش را از پیش‌خرید بلیت ‌گرفته تا پرداخت بهای نسبتا بالای آن و حتی پوششی درخور شأن سالن تئاتر رعایت کنند.

شما از نویسندگانی هستید که کارتان نمایشنامه‌خوانی شده است، اگر امکان دارد، کمی راجع به نمایشنامه‌خوانی بگویید، این‌که به اعتقاد شما نمایشنامه‌خوانی چه امتیازی بر اجرای صحنه‌ای دارد و برعکس؟

ایده نمایشنامه‌خوانی در دنیا برای جذب کارگردان و تهیه‌کننده مطرح شده است. یعنی نمایشنامه‌نویس می‌نشیند و برای گروه محدودی از متخصصان مثل کارگردانان و تولیدکنندگان نمایش، کارش را می‌خواند. به این شکل کار معرفی شده و راه برای به اجرا رسیدنش روی صحنه هموار می‌شود، اما از آنجا که همه چیز که به ایران می‌رسد به دلایلی راهش تغییر می‌‌کند، کارکرد نمایشنامه‌خوانی هم تغییر کرده و چیزی شده شبیه یک اجرای رادیویی روی صحنه که البته کم‌کم نورپردازی و گریم و طراحی لباس هم به آن اضافه شده است. خلاصه این که، اجرای صحنه‌ای نشسته‌ای است که کارکردش دیگر در راستای ارتقای و معرفی متن نیست و مضحک‌ترین قسمت‌اش این است که گاهی کارگردان متن را هم کوتاه کرده و بنا به ذائقه‌اش صحنه‌ها را تقسیم‌بندی می‌کند تا با موسیقی ذائقه مخاطبان را تلطیف کند و... خب این هم لطف خودش را دارد، اما اسمش نمایشنامه‌خوانی نیست اسمش اجرای نشسته‌ای از یک متن نمایشی است و مزیتش این است که حداقل کاری که ممکن است هرگز اجرا نشود حداقل به شکلی خوانده شده و مردم از وجودش خبردار شده‌اند.

مهرداد نصرتی و اعظم حسن تقی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها