امنیت در قلب آسمان

امنیت پرواز یکی از آن دست موضوعاتی است که بارها و بارها مورد استفاده فیلمسازان جهان قرار گرفته و اندک نمونه‌هایی هم در ایران همچون: پرواز پنجم ژوئن و ارتفاع پست اثر ابراهیم حاتمی‌کیا داشته است.
کد خبر: ۸۵۲۹۶۹

«آسمان من» ساخته محمدرضا آهنج که ابتدای سال روی آنتن شبکه افق رفته و مجددا از شبکه سه سیما به آنتن پخش سپرده شده، شاخص‌ترین نمونه تلویزیونی در این باب است که به سراغ صنعت هواپیمایی کشور رفته و بخش امنیت پرواز را محور داستان‌های خویش قرار داده است. شغل خاص و پرخطری که می‌تواند داستان‌های جذابی را شکل داده و مخاطبان را به بهترین شکل با خود همراه سازد. به همین خاطر هم در مجموعه‌ای از این جنس، فیلمنامه اهمیت فوق‌العاده‌ای داشته و نقشی کلیدی در جذب حداکثری مخاطبان دارد.

هومان فاضل به عنوان نویسنده فیلمنامه آسمان من کار دشواری را پیش روی داشته و باید علاوه بر حفظ وجوه واقعگرایانه کار به نیاز اصلی مخاطب که چیزی جز قصه‌گویی نیست هم پاسخ شایسته‌ای می‌داد. در عین حال از دادن اطلاعات مستند به مخاطب هم غفلت نکرده و لابه‌لای آن به چگونگی تشکیل گروه امنیت پرواز و دلایل آن اشاره می‌کرده است.

پس از پیروزی انقلاب و در روزهای ابتدایی جنگ تحمیلی برخی از اعضای گروهک منافقین با توجه به تدابیر امنیتی نسبتا اندک در فرودگاه‌ها اقدام به ربودن هواپیما می‌کنند تا از این طریق به نظام جمهوری اسلامی ضربه وارد کنند. به همین خاطر هم به دستور امام خمینی(ره)، سپاه پاسداران مامور تشکیل گروه امنیت پرواز شد که در انجام وظایف محوله نیز بسیار موفق نشان دادند.

فاضل در نگارش فیلمنامه که هر سه یا چهار قسمت آن داستانی مجزا دارد از قصه‌های واقعی بهره گرفته و آن را اندکی با تخیل خویش ترکیب کرده است؛ موضوعی که به یکی از ارکان موفقیت «آسمان من» در مواجهه با مخاطبان تبدیل شده و فرم جذاب‌تری به آن بخشیده است.

در قسمت‌های ابتدایی مخاطب به خوبی با التهاب‌های سیاسی اواخر دهه 50 و تحرکات گروهک منافقین آشنا شده و سپس شاهد ربودن یک هواپیمای پر از مسافر توسط آنها به مقصد فرانسه می‌شود. او در این قصه چند اپیزودی به خوبی شخصیت‌هایش را برای مخاطب تعریف و هویتشان را آشکار کرده و پس از آن وارد بخش پرهیجان داستان می‌شود. چهار رباینده هواپیما تیپ‌شخصیت‌هایی هستند که مدام از آرمان‌های سازمان منافقین گفته و به نوعی مسخ در این آرمان‌های پوشالی هستند.

در این بین طوفان ضدقهرمانی است که به این شعارها بدبین شده و در این راه نامزدش را هم از دست داده است. ظرافت‌های زیادی در این اپیزود چه به لحاظ شخصیت‌پردازی و چه به لحاظ گسترش داستان به چشم می‌خورد که برای مخاطب تلویزیونی جذاب به نظر می‌رسد. طوفان به عنوان شخصیت‌محوری این بخش یک قربانی تمام‌عیار است که فدای آرمان‌های پوچ یک گروهک سیاسی شده و حال و آینده‌اش را سوزانده است. کشته شدن نامزدش نیز ایده مناسبی برای نزدیک شدن مخاطب به طوفان است که به چند لایه شدن این شخصیت و پیچیدگی‌های آن کمک شایانی کرده است.

3 شخصیت اصلی داستان

فاضل با توجه به همین امر طوفان را رها نکرده و در یکی دیگر از بخش‌های کار نادر خسروی را در فرانسه سراغ او فرستاده و ما را با طوفانی روبه‌رو می‌کند که پس از 28 سال قصد بازگشت به وطن را دارد. پایان غم‌انگیز زندگی طوفان و کشته شدنش به دست پلیس فرانسه در کافه‌ای که طوفان در آن چند نفری را گروگان گرفته، تاثیرگذار از آب درآمده و کام مخاطب را به مانند نادر خسروی تلخ می‌کند.

محور داستان‌های مربوط به زمان حال سه شخصیت به نام‌های حاج صادق برهانی، رحمت مرتضوی و امین کاظمی هستند که نادر خسروی به عنوان سرگروه تیم عملیات پرواز آنها را همراهی می‌کند. سه شخصیت کار شده و با هویت که هر یک علاوه بر حفاظت فیزیکی از هواپیما و مسافرانش یک زندگی خانوادگی هم دارند. نویسنده توانسته میان بخش مربوط به خانواده‌ها و بخش حادثه‌محور کار تعادل دلنشینی برقرار کرده و مخاطبان را نیز وارد زندگی خصوصی آنها کند: حاج‌صادق باتجربه که همسری فداکار و صبور در خانه دارد و با مشکلات عدیده مربوط به برادرش و کسب و کار تجاری وی روبه‌روست.

رحمت که پسرش دانشجوی سینماست و قصد ازدواج با دختر حاج صادق را دارد و بیش از دو نفر دیگر درونگراست. امین هم همسری پزشک و پسری خردسال دارد که پسر همیشه از کمبود وقت پدر برای او دلخور و ناراضی است. از میان داستان‌های ذکر شده قصه حاج صادق بهتر از کار درآمده و فراز و فرودهای بسیار دارد که مخاطب را به همدلی فوق‌العاده‌ای با او وامی‌دارد.

ورشکستگی برادر در نگاه اول برای مخاطب سریال‌های تلویزیونی، کلیشه‌ای آشنا به نظر می‌رسد که جای کار چندانی هم ندارد، اما در ادامه این موضوع به قضیه امنیت ملی و تهدید حاج صادق به همکاری با گروهک‌های معاند مقیم خارج کشور پیوند می‌خورد که از تعلیق مناسبی برخوردار بوده و رودست خوبی هم به مخاطبان خویش می‌زند. امین هم که به واسطه پروازهای طولانی با مشکلات جسمی فراوانی دست و پنجه نرم می‌کند، از آن دسته شخصیت‌هایی است که مخاطب دوستش داشته و برای همذات‌پنداری با آن مشکلی ندارد. به همین خاطر هم نسبت به بیماری او واکنش نشان داده و بیمناک است که اوج آن را می‌توان در اپیزود سقوط هواپیمای وزیر و همراهانشان که امین هم در آن حضور دارد، مشاهده کرد. در حقیقت حلقه اتصال این شخصیت‌ها تنهایی عمیقی است که به یک فداکاری بزرگ پیوند خورده و برای مخاطب باورپذیر به نظر می‌رسد.

در حقیقت فاضل با این کار، این سه نفر که به شوخی به سه تفنگدار معروفند را هرچه بیشتر به جنس مردم عادی جامعه نزدیک کرده که تنها شغلشان خاص و ویژه به نظر می‌رسد. همه آنها مشکلات شخصی خودشان را دارند و به واسطه ساعت‌های طولانی کار و پروازهای نسبتا پرتعداد اغلب وقت چندانی برای حضور در کنار فرزندانشان ندارند.

در این میان نادر خسروی را می‌توان قهرمان مجموعه تلویزیونی آسمان من به حساب آورد که سابقه‌ای طولانی در این شغل داشته و آموزش نیروهای تازه‌وارد را هم برعهده دارد. شخصیتی پیچیده و چند لایه که از یک سو دل در گرو روزهای دفاع مقدس و همرزمانش همچون شهید باکری داشته و از سوی دیگر هم دلنگرانی‌هایی برای آموزش نیروهای زیردست خود دارد.

مشکلات مربوط به شیمیایی شدن نادر در دفاع مقدس نیز مخاطب را نسبت به سلامتی او در بیم و امید نگه داشته و خود داستانک دیگری را شکل می‌دهد که در ضلع دیگر آن پسر نادر قرار دارد. پسری که به لحاظ فکری با نادر تفاوت‌های زیادی داشته و به زبان مشترکی با پدر خود برای حل مشکلاتش نرسیده است، اما در نهایت این دو به درک مشترکی می‌رسند که نشان از حفظ ارزش‌های گذشته و احترام گذاشتن نسل جوان به آرمان‌های آن ایام دارد. علاقه شاگرد جوان خسروی به دختر همکار نیز یکی دیگر از داستانک‌های آسمان من را تشکیل داده که البته چندان خوب از کار درنیامده و به قوت دیگر داستانک‌های آن نیست. در کنار این شخصیت‌های اصلی، آسمان من پر است از شخصیت‌های مکمل مهمان که در قسمت‌های مختلف حضور داشته و عموما هم در جبهه مخالف گروه امنیت پرواز قرار دارند.

در میان آنها می‌توان به پدر و پسری اشاره کرد که همچنان به آرمان‌های سوسیالیستی شوروی سابق وفادار بوده و زمان برایشان متوقف شده است. فاضل در پرداخت این شخصیت‌ها با ظرافت خاصی عمل کرده و طنز کمرنگی را هم به این بخش تزریق کرده که بخوبی در ساختار آن‌جا افتاده است. قصه پسر جوان با بهره هوشی پایین که در پرواز تهران به ارومیه اخلال وارد کرده و شائبه بمبگذاری را تقویت کرده یکی دیگر از قصه‌های فرعی جذاب آسمان من است که برای مخاطب هم جالب به نظر می‌رسد. آهنج پس از تجربه کارگردانی چند مجموعه تلویزیونی، در آسمان من
به مرزی از پختگی رسیده و به خوبی روی اجزای کارش مسلط بوده است.

ریتم تند و تعدد نقش‌ها

مهم‌ترین نقطه قوت آسمان من ریتم تند و پرشتاب آن است که مخاطب را در تعلیق نگه داشته و به دنبال ادامه داستان و فرجام آن می‌کشاند. در عین حال در انتخاب بازیگران هم با توجه به تعدد نقش‌های اصلی و فرعی خوب عمل کرده و آسمان من از این ناحیه آسیبی ندیده است. برای مثال می‌توان به آتیلا پسیانی، حسن پورشیرازی و دانیال حکیمی در کنار احمد نجفی، امین حیایی، حامد بهداد، پژمان بازغی و... اشاره کرد که تناسب خوبی با نقش‌های محوله داشته‌اند.

آسمان من که توسط موسسه فرهنگی ـ هنری اوج تهیه شده، تلاش جانانه‌ای برای ساخت اثری متفاوت با رعایت استانداردهای تلویزیونی به حساب می‌آید که احترام خاصی هم برای مخاطبان خود قائل شده است.

محمد جلیلوند

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها