یادداشت

4 سال پس از مرگ قذافی

چهار سال پیش و در روز 20 اکتبر (28 مهر) بود که معمر قذافی، دیکتاتور پیشین لیبی به طرز مشکوکی کشته شد. با گذشت این زمان هنوز روایت درستی از نحوه کشته شدن او مخابره نشده است، اما دید‌بان حقوق بشر می‌گوید کاروان او ابتدا توسط جنگنده‌های ناتو هدف قرار گرفت و همین باعث شد او و 250 نفر از همراهانش در یک مکانی پناه بگیرند. ویدئویی که آن روزها منتشر شد، قذافی را در حالت مجروح و بر پشت یک وانت نشان می‌داد که به سمت سرت در شمال غرب لیبی حرکت می‌کرد. چند ساعت بعد اعلام شد قذافی مرده است.
کد خبر: ۸۴۸۳۰۸

مقامات لیبیایی با وجود قول‌های متعدد، هنوز گزارش رسمی در این زمینه منتشر نکرده‌اند. اسامه بن شعبان، فرد شورشی که در آن ویدئو کنار قذافی بود، یک سال بعد بنا به دلایلی نامشخص جان داد. بسیاری این گونه تصور می‌کردند مرگ قذافی باعث به ثمر رسیدن انقلابی می‌شود که مردم این کشور آن را آغاز کرده‌اند و این کشور از این پس روی صلح و آرامش را به خود خواهد دید . اما با وجود اختلافات و درگیری‌هایی که طی این سال‌ها در لیبی جریان پیدا کرد، هم‌اکنون این سوال در ذهن بسیاری از مردم این کشور نقش بسته است: آیا لیبی بدون قذافی بهتر شده است؟ بسیاری از لیبیایی‌ها دوست داشتند قذافی که چهار دهه بر این کشور حکومت کرد، در دادگاه حاضر شده و به بسیاری از سوالات پاسخ دهد. اما او و بسیاری از مردم این کشور و حتی رهبران نیروهای شبه‌نظامی او کشته شدند تا فرصت سخن گفتن نداشته باشد. حسن یکی از فرماندهان این نیروها در زمان درگیری‌های سال 2011 بود. او می‌گوید سیاستمداران داخلی و خارجی مرده قذافی را می‌خواستند زیرا او بیش از اندازه می‌دانست. وقتی در مورد این روزهای لیبی سوال می‌شود، حسن می‌گوید: به هیچ وجه امیدوارکننده نیست. بسیاری از ما افسوس می‌خوریم؛ زیرا هرگز تصور نمی‌کردیم شرایط به این اسفناکی شود.

لیبی این روزها کشوری شکست خورده است که عملا هیچ دولت مرکزی ندارد. در مقابل صاحب دو دولت رقیب است: یکی در طرابلس که هیچ کشوری آن را به رسمیت نمی‌شناسد و دیگری در طبرق که حمایت بی‌نتیجه جامعه بین‌الملل را به همراه دارد. در بحبوحه این شرایط، برخی گروه‌های تروریستی توانسته‌اند در لیبی قدرت پیدا کنند. خطرناک‌ترین آنها داعش است که توانسته در سه شهر لیبی حضور داشته باشد: درنه در شرق، سرت در مرکز و صبراته در غرب. در همین حال، گروه‌های مختلف شبه نظامی در کشور فعال هستند که هیچ کدام از دولت‌ها کنترلی بر آن ندارند. بازداشت‌های خودسرانه، آدم‌ربایی‌ها و جنایت همچنان سیری صعودی را طی می‌کند. آتش و درگیری، بستن جاده‌ها و کمبود برق و آب نیز به امری عادی برای شهروندان تبدیل شده است. بنغازی که دومین شهر بزرگ لیبی است و مهد اعتراضات سال 2011 بود، به دلیل درگیری‌های شدید بین ارتش لیبی و گروه‌های شبه‌نظامی خسارت فراوانی دیده است. طرابلس، پایتخت لیبی نیز حال و اوضاع خوبی ندارد و برخی مناطق آن از جمله فرودگاه به دلیل درگیری‌های متعدد تخریب شده است.

در مقایسه با سه سال پیش، زندگی شهروندان طرابلس تا حدودی بهتر شده، اما فاصله زیادی تا زندگی عادی دارد. البته عادی در ذهن مردم لیبی، زندگی‌ای است که در دوران قذافی تجربه کرده بودند. مردم همچنان از نبود امنیت رنج می‌برند و در این میان باید با افزایش سرسام‌آور قیمت‌ها و نبود خدمات ابتدایی دست و پنجه نرم کنند.

تولید نفت که منبع اصلی درآمدهای دولت است، تا سه چهارم کاهش داشته و کشور هم‌اکنون روزانه کمتر از نیم میلیون بشکه تولید می‌کند. حقوق کارمندان دولتی در حال حاضر با سه ماه تاخیر پرداخت می‌شود. به دلیل خروج سرمایه‌گذاران خارجی از زمان آغاز ناآرامی‌ها در سال 2011، بیشتر پروژه‌های زیر ساختی به صورت نیمه‌تمام رها شده است. هزاران لیبیایی در داخل کشور آواره شده‌اند و در این میان تخمین زده می‌شود که حدود یک میلیون شهروند به ترک کشور مجبور شده‌‌اند. در سال تحصیلی جدید، هنوز بسیاری از مدارس و دانشگاه‌ها در حالت نیمه‌تعطیل هستند. در بحبوحه این اتفاقات و ناآرامی‌ها، سازمان ملل از چند ماه پیش مذاکراتی را در شهر صخیرات مراکش با حضور طرف‌های درگیر به منظور تشکیل دولت وحدت ملی آغاز کرده است. پس از چند ماه هفته گذشته نماینده سازمان ملل در این مذاکرات از تدوین طرحی در این زمینه خبر داد. اما حال گزارش‌های تازه حاکی است که هر دو طرف با این طرح مخالفت کرده‌اند. لیبیایی‌های زیادی مثل حسن از همان آغاز مذاکرات دید خوبی نسبت به آن نداشتند. با این حال بسیاری هستند که می‌گویند نبود ساختار دیکتاتوری قذافی در لیبی نعمتی است که می‌توان از آن بهتر استفاده کرد.

حسین خلیلی

گروه بین‌الملل

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها