نام نوازندهای که در این عکس دیده میشود، گینگر است. او فردی بسیار خلاق بود و همه نوع آلات موسیقی را با ابزار و وسایل ساده درست میکرد. صورت درشتی داشت و موسیقی تمام زندگی او بود. معمولا تنها در بیرون یکی از خانههای خالی از سکنه مینشست و برای خودش موسیقی مینواخت. البته در بیشتر مواقع پس از چند دقیقه، جمعیت زیادی اطرافش حلقه میزدند. موسیقی او هم نوعی تنهایی و هم با جمع بودن را در من زنده میکرد.
در زبان چک، فعل عکس انداختن به معنای جاودانه کردن چیزی است. وقتی سال 1975 به انگلستان آمدم، متوجه شدم در زبان انگلیسی معنای متفاوتی دارد. حتی با گذشت بیش از سه دهه، آن معنا در زبان چک همچنان در ذهن من نقش بسته است.
من در تمام زندگیام از افراد زیادی عکس انداختهام. همیشه آنها نسبت به این موضوع اطلاع دارند و من نیز اعتمادشان را جلب کردهام. گاهی اوقات اولین فریم ممکن است بهترین باشد و زمانی هم آخرین مورد آن. این عکس نتیجه تنها یک فریم است. هنگام گرفتن آن زیاد فکر نکردم و اصلا تصور نمیکردم قرار است به بهترین عکس من تبدیل شود. در کنار غیرقابل پیشبینی بودن عکاسی خیابانی، میتوان امید را در این عکس مشاهده کرد.
من چند بار دیگر نیز از گینگر عکس گرفتم و او نیز همیشه از این کار رضایت داشت. در نهایت او یک روز دیگر آن جای همیشگی نبود و این تنها یک معنی داشت.
درباره عکاس
متولد: سال 1944 در پراگ
تحصیلات: جامعهشناسی در دانشگاه چارلز و عکاسی در دانشگاه فامو در پراگ
الگوها: من همواره تحت تاثیر شخصی و حرفهای یکی از دوستان به نام مارتین فرانک بودهام.
فراز: دو نمایشگاهم سالهای 1983 و 1991. وقتی کارهای اولیهام از اسلواکی در نمایشگاهی نمایش داده شد، زمانی بود که میخواستم این حرفه را کنار بگذارم. همواره خوشحالم که این عکسها اجازه نداد این کار را رها کنم.
فرود: زمانی که نامزدم من را رها کرد.
مترجم: حسین خلیلی
منبع: گاردین
مرور بزرگ ترین جنجال های تاریخ جام جهانی (8)