حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
در گذشته و در قانون مجازات عمومی مصوب 1304 که در دوره پهلوی اجرایی میشد، تنها یک ماده در قانون آمده بود که قتل عمد موجب اعدام است. اما با پیروزی انقلاب اسلامی و اجرایی شدن قوانین اسلامی به جای قوانین دیگر، یکی از مهمترین قوانینی که به سرعت تغییر کرد و از شمول قانون مجازات عمومی خارج شد، موضوع قصاص و دیات و در ذیل آن بحث قتل بود. با نسخ مجازات اعدام برای قتل عمدی، قصاص نفس و دیه جایگزین اعدام برای قتل شد. در واقع قصاص بهعنوان یک حق خصوصی و قابل گذشت، جایگزین اعدام به عنوان یک مجازات عمومی و غیرقابل گذشت شد.
فقهای اسلامی از ابتدا تاکنون قتل را با توجه به انگیزه قاتل به سه نوع قتل عمدی، شبهعمدی (غیرعمدی) و خطای محض تقسیم کردهاند. این تقسیمبندی در قوانین مجازات اسلامی سالهای 1362، 1370 و 1392 با اندکی تغییر هم وارد شد، بهطوری که در قانون جدید مجازات اسلامی در سال 1392 در ماده 289 این قانون به صراحت در خصوص انواع جنایت آمده است که «جنایت بر نفس، عضو و منفعت بر سه قسم عمدی، شبه عمدی و خطای محض است.»
از آنجا که قتل یا هر نوع ضربه دیگری که موجب صدمه، جراحت یا آسیب عضو یا منافع فرد دیگری شود، جنایت محسوب میشود و از نظر احکام اسلامی جنایت حسب مورد موجب قصاص یا دیه است، بنابراین از بین جنایتها با توجه به اهمیت و نتیجه جرم قتل، انواع قتل را بررسی میکنیم و احکام آن را به دیگر جنایات نیز تعمیم میدهیم.
قتل عمدی
در قانون مجازات اسلامی مصوب 1370 تعریف مشخصی از قتل عمد ارائه نشده بود اما در ماده 205 آن قانون آمده بود که قتل عمد موجب قصاص است و در ماده 206 هم در سه بند شرایطی را که موجب عمدیشدن قتل میشد، توضیح داده شده بود.
اما با تصویب قانون جدید مجازات اسلامی در سال 1392، علاوه بر سه بند قبلی، یک بند و یک تبصره دیگر هم در خصوص شرایط قتل عمدی به سه بندی که در قانون 1370 وجود داشت اضافه شد ولی بازهم تعریفی از قتل یا جنایت عمدی در قانون ارائه نشد.
فقهای اسلامی در تعریف قتل عمد میگویند: «هو ازحاق النفس المعصومه الکافئه عمداً و عدواناً» اما آنچه که فقها تعریف کردند بیشتر بیان موجبات قصاص است تا تعریف قتل عمد اما بهطور اصطلاحی میتوان گفت «قتل، سلب حیات از یک انسان بدون مجوز قانونی یا سلب حیات از انسانی است که مورد حمایت قانونی قرار دارد.»
اما سوال اصلی بعد از تعریف قتل عمدی این است که انجام چه اقداماتی باعث میشود تا یک قتل، عمدی یا غیرعمدی تلقی شود و ملاک تشخیص این موضوع چیست؟
الف) کسی با قصد و نیت برای قتل کسی، اقدامی را انجام دهد که موجب قتل شود، این قتل عمدی است. هرچند اقدامی که انجام میدهد عرفا موجب قتل نمیشده است. مثلا کسی با قصد قتل دیگری، انگشت وی را قطع میکند. اگرچه قطع انگشت در شرایط عادی موجب قتل نمیشود اما در این مورد به واسطه خونریزی زیاد فرد موجب قتل میشود و چون فرد با نیت قتل، اقدامی را انجام داده، پس مرتکب قتل عمدی میشود.
ب) کسی قصد قبلی برای قتل نداشته باشد اما اقدامی انجام میدهد که عرفا موجب قتل است. برای مثال شخصی با شوخی اقدام به تیراندازی به سر فردی میکند یا چاقویی در قلب کسی فرو میکند. در این شرایط نیز گرچه قصد قبلی برای قتل وجود ندارد اما اقدام فرد، قتل عمدی است.
در قانون سال 1370 هر اقدامی که موجب قتل میشد بدون نیت قتل، قتل عمدی تلقی میشد، برای مثال اگر فردی هنگام دعوا دیگری را هل میداد و فرد بر اثر برخورد سر با جدول جانش را از دست میداد، قتل عمدی تلقی میشد، زیرا هل دادن و برخورد سر با جدول یک اقدام خطرناک و کشنده تلقی میشد اما در قانون جدید که در سال 1392 به تصویب رسید، تبصرهای برای این بند اضافه شد، مبنی بر اینکه «عدمآگاهی و توجه مرتکب» به کشنده بودن اقدامش باید اثبات شود. گاهی مانند مثالی که زده شد، شلیک اسلحه یا فروبردن چاقو، در نظر هر فرد عاقلی کشنده محسوب میشود اما هل دادن اقدام کشندهای نیست و برای همین در عمدی دانستن چنین قتلی، آگاهی و توجه مرتکب در وقوع قتل باید مورد بررسی قرار گیرد.
ج) اگر کسی نیت و قصدی برای قتل ندارد، اقدامی هم که انجام میدهد موجب قتل نمیشود. برای نمونه شخصی را میترساند و شخص به دلیل ترس، دچار سکته شده و فوت میکند. در اینجا چنانچه فرد به ضعف یا نوع شخصیت فرد آگاه بوده باشد، در این صورت اقدام وی عمدی تلقی میشود. برای کسی که جلوی خانم بارداری ترقه رها کرده و با ایجاد ترس موجب سقط جنین یا مرگ وی میشود، یا کسی که پیرزن تنهایی را تهدید میکند یا سر کودکی را برای لحظات کوتاهی داخل آب فرومیبرد، در تمامی اینها حتی اگر فرد نیت قتل هم نداشته باشد اما بهواسطه پیری، بیماری یا خردسالی فرد قربانی، عمل ممکن است کشنده تلقی شده و جنایت فرد نیز عمدی محاسبه شود.
د) چهارمین مورد در جنایت عمدی که البته در قانون 1370 به صراحت وجود نداشت اما در قانون جدید به آن تصریح شده است، در جایی است که فردی با قصد و نیت قبلی، بدون اینکه فرد یا جمع مورد نظری را بخواهد به قتل برساند، اقدام به کاری میکند که موجب جنایت میشود، برای مثال در یک مکان عمومی بمبگذاری میکند. در اینجا هم با توجه به قصد و نیت قبلی فرد برای ایراد یک جنایت عمدی، قتل یا قتلهای صورت گرفته عمدی تلقی میشود.
در هر موردی که دادگاه عمدی بودن قتل توسط فرد را احراز کند، بر اساس قانون، مجازات جنایت عمدی حسب مورد و به درخواست قربانی یا اولیای دم او، قصاص یا دیه خواهد بود.
شاهرخ صالحی کرهرودی - کارشناس ارشد حقوق خصوصی
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....