حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
اساس و پایه روابط اجتماعی اعتماد است و این ویژگی مثل هر خصلت دیگری باید در همه افراد وجود داشته باشد تا بتوانند ارتباطات اجتماعیشان را گستردهتر کنند.
افراد در روابط بینفردی خود یکدیگر را شناخته و براساس معیارهایی که میپسندند، دوستیابی میکنند و برای ادامه دوستیها و پیوندها، اعتماد لازم است تا روابط مستحکم باقی بماند. اگر پایههای اعتماد در میان افراد وجود نداشته باشد، روابط متزلزل میشود و هیچ زمان ارتباطات گستردهای شکل نمیگیرد. اعتماد در همه ابعاد زندگی فردی و اجتماعی افراد نقش به سزایی دارد و ریشههای شک و تردید در میان روابط بین زن و شوهر در محیط خانواده بهدلیل نبود اعتماد است.
اعتماد، پایه زندگی
این موضوع را باید از چند جنبه مورد بررسی قرار داد؛ یکی از جنبههای مهم این است که پایه ارتباطات اجتماعی و شکلگیری روابط در زندگی اجتماعی اعتماد است. بدون وجود اعتماد نمیتوان حرفی از ارتباطات اجتماعی در زندگی زد، بنابراین جامعه بدون ارتباط ممکن نیست. لازمه اعتماد بنیادی امنیت وجودی است و امنیت وجودی برای شکل دادن ارتباطات اجتماعی لازم است. این مقوله در رشد اجتماعی کودک مطرح میشود. کودک زمانی میتواند به رشد اجتماعی دست پیدا کند که در ارتباطات اجتماعی خود از دایره روابط خانوادگی پا را فراتر نهاده و آن را گسترش دهد و به روابط گستردهتر و عام بینجامد، از اینرو به یک امنیت هستیشناختی و امنیت وجودی دست پیدا میکند. وقتی فرزندان بتوانند از پدر و مادر خود جدا شوند و به جامعه بزرگتر ملحق شوند، دوست پیدا میکنند و به گروه همسالان پیوند داده میشوند، از این رو اعتماد بنیادین در آنها شکل میگیرد و اگر این اعتماد در فرد وجود نداشته باشد، کودک امکان برقراری ارتباط اجتماعی گسترده با بیرون از خانواده را نخواهد داشت، بنابراین به نحوی باید این اعتماد در وجود افراد شکل بگیرد. در نتیجه دلبستگیهایی که از نظر عاطفی، تعاملات و عواطف بین والدین و کودک رد و بدل میشود، احساس اعتماد به دیگران در فرد بهوجود میآید.
رسیدن به هویت
ارتباطات درون گروهی و محدود به افراد اجازه نمیدهد به هویت عام و وسیعی در جامعه دست پیدا کنند، در این شرایط زنان به زنان، مردان به مردان و جوانان به جوانان اعتماد نمیکنند، از اینرو از پتانسیلهای یکدیگر بهرهمند نمیشوند و کارایی بالا نمیرود، اما اگر اعتماد تعمیم یافته باشد و در جامعه گسترده شود و هویت عام به خود گیرد، از سوی دیگر روابط بسط پیدا میکند و افراد به یکدیگر و به افرادی که نمیشناسند، اعتماد میکنند و همکاریها شکل گرفته و از منافع انرژی یکدیگر بهرهمند شده و استفاده میکنند. بدیهی است بدون وجود اعتماد نمیتوان سخن از روابط اجتماعی و جامعه زد. خانواده به عنوان یک واحد اجتماعی که در آن انسانها برای نخستینبار رشد داشته و جامعهپذیر میشوند و شخصیتشان شکل میگیرد، باید محیطی باشد که براساس اعتماد استوار باشد، اما این اعتماد در خانواده مفهومی به نام عشق، علاقه و عاطفه را شکل میدهد که براساس ارتباط مناسب برقرار میشود. اعتماد، دو نفر را که مستقل از هم هستند به یکدیگر نزدیک میکند و جدایی و جدا بودن در میان آنها جایی ندارد.
اگر بین زن و شوهر اعتماد وجود نداشته باشد، نخستین اثر سوء را بر عاطفه، انرژی روانی و عشق میگذارد و آنها را از هم دور میکند و به تدریج عشق به نفرت تبدیل میشود از این رو زن و مرد باید در محیط خانواده تلاش کنند تا اعتماد را افزایش دهند و از آن طریق ارتباط متقابل بین خودشان را تقویت کنند تا عشق در خانواده نیرومندتر شود. با توجه به گذر عمر و عادی شدن زندگی بین دو نفر اگر یک عشق عاطفی بین آنها نباشد، نمیتوان دلیلی برای با هم زندگی کردن پیدا کرد. از سوی دیگر تعهدات متقابل سست میشود و نخستین قربانی این ارتباط تخریب فرزندان خواهد بود. بدون وجود اعتماد دلیلی برای ادامه زندگی زن و شوهر نخواهد بود.
سادهترین آفتی که فضای مجازی به عنوان چالش مطرح میشود این است که زمانیکه وارد جشنها، عروسی، اتوبوس، مترو و مهمانیها میشویم، همه افراد سرشان در گوشیهای تلفن همراه خود است و این باعث شده که بسیاری از اتفاقات رخ دهد و حتی دیده میشود که پدر و مادر خانواده دو تلفن همراه دارند همین رفتار یک ارتباط سرد را حاکم میکند. استفاده مدیریت نشده و مداوم از تلفن همراه، گذاشتن کدهای امنیتی، حتی قرار دادن گوشی تلفن همراه روی حالت سکوت، ازجمله نشانههای رفتاری است که زوجین از آنها شکایت میکنند و دلیلی بر مشکوک بودن رفتار همسرانشان میدانند. اضطراب همسران در این گونه مواقع به حدی است که پیشپاافتادهترین رفتار شریک زندگیشان را دلیلی مبنی بر تائید افکار خود میدانند و نتیجه قابل پیشبینی است؛ ایجاد کشمکش و جر و بحثهای بیپایان، بیاعتمادی و بدبینی مزمن. اعتماد را باید بهوجود آورد و ضمن اینکه به حریم خصوصی همسران باید احترام گذاشت و برای طرف مقابل قلمرویی شخصی در نظر گرفت، بنابراین نباید از همسر خود خیلی از مسائل را مخفی نگه داشت و باید گاهی اوقات دست به خودافشایی زد تا اعتماد متقابل شکل بگیرد. بازگو کردن خیلی از مسائل باعث میشود نگرشهای مثبت شکل بگیرد. اشتباه براساس یک پیشقضاوت و کلیشهها نباید صورت گیرد.
امروزه متاسفانه جو بیاعتمادی در فضای رسانهای، برنامههای نمایشی ماهوارهای و بهصورت موضوعاتی در سریالها مطرح است و ذهن افراد را مسموم میکند. کلیشههای شکل گرفته باعث میشود افراد نگرشهای اشتباهی داشته باشند و تفسیرهای نادرست مثل خوره همه اعتماد و پایههای اعتماد را از بین میبرد، از این رو باید افراد از نگرشها و کلیشهها دوری کنند تا کارکردها درون خانواده تقویت و محیط خانواده گرم و صمیمی شود.
سرهنگ جهانگیر کریمی - معاون اجتماعی فرماندهی انتظامی استان اصفهان
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....