بهعنوان یک تئاتری جوان، عرصه نمایش را برای همنسلان خود چگونه میبینید؟ به عبارت دیگر جا برای تثبیت شما وجود دارد یا باید پشت حضور پیشکسوتان این رشته متوقف شوید تا بالاخره نوبت به شما برسد؟
چند سال گذشته دوران بهشدت فاجعهباری در تئاتر بوده است و عرصه به هیچ عنوان برای حضور جوانان و همنسلانم باز نبوده است. توقف پشت پیشکسوتان الزامی است و نوبتی به ما نخواهد رسید، چون از یک سو در پیشکسوتان تمایلی برای حمایت از نسل جوان وجود ندارد و از سوی دیگر در ساختار و مدیریت فرهنگی کشور در این چند سال، اصلاً تمایلی به وجود تئاتر نبوده است چه رسد به تمایل برای حضور جوانان فعال در عرصه تئاتر.
با وجود این، در دو سال اخیر شاهد روزنههای روشن و مثبتی بودیم که امیدوارم اتفاقات مثبت ادامه پیدا کند و بیشتر شود. اما اجازه میخواهم که تکلیف این بحث را در اینجا مشخص کنیم.
وقتی که تئاتر هنوز به عنوان شغل در وزارت کار محسوب نشده است و هنرمند جوان تئاتر در بدترین شرایط مالی، بدون هیچ پشتوانه و درآمدی، عمر و زندگی خود را میگذارد؛ وقتی خانه تئاتر و مرکز هنرهای نمایشی هنوز دستمزد بازیگران را بر معیار قرارداد تیپ شش سال پیش محاسبه میکنند، تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل.
اینکه یک کارگردان، در نمایش کارگردان دیگری بازیگر باشد،
چه جور تجربهای است؟ خوشایند است یا محدودیت ایجاد میکند؟
به اعتقاد من، بازی درنمایش کارگردان دیگر، برای هر دوی آنها مثبت است؛ به این دلیل که درک عمیقتری از هم پیدا میکنند و با مشکلات کار آشنا هستند، کسی که صرفا کار بازیگری انجام داده است، درکی از این مشکلات ندارد.
در نمایش «اعصاب کجای آدمه»، شما هم در مقام کارگردان حاضر بودید و هم بازی در نقشی را برعهده داشتید. این تجربه از دید شما، چگونه تجربهای است؟
در تمام کارهایی که تا به حال کارگردانی کردهام، بازیگر هم بودهام. این تجربه، تجربهای بسیار شیرین و به شدت سخت است. خیلیها میگویند کارگردان نباید در نمایش خود، بازی کند اما این گفته وحی منزل نیست و با داشتن
پشت صحنه قوی و حرفهای، کارگردان میتواند حضور موفقی بر روی صحنه داشته باشد. البته اینکه کارگردانی صرفا کار کارگردانی انجام دهد، کارش بسیار راحتتر و کماسترستر است و اگر کسی میخواهد هر دوکار یعنی کارگردانی و بازیگری را توامان انجام دهد، باید بازیگر توانایی باشد که اختلالی در کار ایجاد نشود.
آیا تئاتر امروز با موضوعی به نام بحران تماشاگر و مخاطب روبهروست؟
بحران مخاطب همچنان وجود دارد. درست است که کمی اوضاع بهتر شده است، اما هنوز تئاتر این توانایی را دارد که فراگیرتر شود و در اینصورت مطمئنا ارتقای فرهنگی و اجتماعی به همراه خواهد داشت.
بازیگرانی که به فاصله کوتاهی از هم، از نمایشی به نمایش دیگر اضافه میشوند، چگونه از فضای کار قبلی درمیآیند و در فضای کار جدید قرار میگیرند؟
بازیگرانی از این دست برای امرار معاش، چارهای جز این ندارند، ما امروز میبینیم بازیگرانی همزمان در دو یا سه کار، مشغول بازی هستند، این کار، در درجه اول به بازیگر به عنوان پادشاه صحنه، مشکلات روحی و فشار وارد میکند و در درجه بعد، به کل گروه فشار میآورد. امیدوارم با تحول هنری شرایط اقتصادی جامعه بتوانیم با آرامش و نشاط و شادابی بیشتری کار کنیم و عشق و فضای سلامتی را به مخاطب انتقال بدهیم.
در شرایط امروز تئاتر کشور، با توجه به محدودیتهایی که وجود دارد، بازیگر یا کارگردان، تا چه اندازه امکان انتخاب درست را دارد؟
طبیعتا امکان انتخاب درست، مشکل میشود.
نقش سالنهای تئاتر در اجرای بهتر یک نمایش تا چه حد است؟
سالنهای تئاتر به شدت در اجرای بهتر و رضایت مخاطب تاثیر دارد. وقتی نمایش در یک سالن استاندارد با نور خوب، فضای مناسب، سیستمهای سرمایشی و گرمایشی و صوتی و ... خوب، انجام شود، از نظر فنی، کار با کیفیتی چند برابر، اجرا میشود و مخاطب هم در درجه اول در سالن، احساس راحتی دارد و در یک فضای مناسب به تماشا مینشیند.
در کشور ما هنوز مخاطب رشد نکرده و سالنهای استاندارد آنقدر وجود ندارد که مخاطبان، در جایی غیر از تئاتر شهر و تالار وحدت و ایرانشهر و حافظ که تعدادشان به اندازه انگشتان دست هم نمیرسد، به تماشای تئاتر بنشینند.
مهرداد نصرتی/ اعظم حسنتقی