حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
او درباره نگارش این کتاب به جام جم گفت: نزدیک 20 سال پیش در دانشگاه امیرکبیر تهران کار خودم را شروع کردم. همیشه با سوالاتی از جانب دانشجوها درباره مسائل مربوط به زنان روبهرو بودم که در کتابهای موجود پاسخی برای آنها نبود. بنابراین تصمیم گرفتم دست به قلم بشوم و پاسخهای قانعکننده به سوالاتی که آن روزها خیلی مطرح میشد و در سال 1376 به اوج خود هم رسیده بود، بدهم.
او افزود: پاسخ سوالات دانشجویان را جمع آوری کرده و به آنها ارائه دادم که مورد توجهشان قرار گرفت. به همین علت تصمیم گرفتم این پاسخها را در قالب کتاب منتشر کنم.
بررسیهای لازم را انجام داده و دیدم کتابهای زیادی درباره مسائل زنان نوشته شده و این کتاب میان همه آن کتابها گم میشود. برای اینکه کتاب موثر واقع شود تصمیم گرفتم آن را با ادبیات داستانی مطرح کنم.بانکی در ادامه گفت: با آقایان دانشگر و رضایتمند صحبت کرده و کار را بهصورت مشترک آغاز کردیم طی دو سال هر هفته جلسات مشترک داشتیم، بنده مباحث را مطرح میکردم، آقای دانشگر آن را در قالب داستان مینوشت و آقای رضایتمند مستندسازی متن را از میان مراجع مختلف پیگیری میکرد.
او ادامه داد: در آخر بین دانشجویان پخش میکردیم و نظرات آنها را هم میگرفتیم و اعمال میکردیم. حتی دانشجویان در چند شهر مختلف هم کار را میخواندند و درباره اش نظر میدادند. وقتی کتاب را بخوانید سوالات، نظرات و نقدهایی به ذهنتان میرسد ولی به چند خط نمیرسد که میبینید سوال شما پاسخ داده میشود. چون خیلی از بحثهایی که میان قهرمانان داستان میبینیم موضوعاتی است که دانشجویان در بازخوانی اولیه کتاب مطرح کرده بودند و سعی کردیم به آنها پاسخ دهیم.
او گفت: من همیشه روحیه جمعی دارم و کارهای گروهی را دوست دارم. در بسیاری از کتابهایم هم بهطور گروهی کار کرده و دیگران را هم دخیل کردهام. اما انجام این کار در کارهای پژوهشی خیلی سخت نیست و در جریان خلق یک اثر داستانی کار گروهی بسیار دشوار خواهد بود.
بانکی درباره تقریظ رهبر معظم انقلاب بر این کتاب اظهار کرد: وقتی خبر رسید رهبر معظم انقلاب، کتاب را مورد توجه قرار دادند برایمان آرامش روحی بود. خوشحالیم که توانسته ایم رضایت ایشان را جلب کنیم. هر چند بنده خودم را لایق بزرگواری ایشان نمیدانم اما افتخار بزرگی است که نصیبم شده است.
تقریظ رهبری جوانه امیدی شد در دلم
محمد دانشگر دیگر نویسنده کتاب دختران آفتاب گفت: به نظر همه انجام کار گروهی در داستان نویسی خیلی دشوار است. ما از پس این کار برآمدیم چون دو نکته را رعایت کردیم. اول اینکه کارهای دوستان شفاف مرزبندی شده بود و مشخص بود نقش هر کس در کار چیست. دوم اینکه کتاب سه نویسنده دارد اما به قلم یک نفر نوشته شده است. هنگام نوشتن هم چون ما سه نفر رفاقت دیرینه داشتیم هر جا اختلاف سلیقهای هم بود آن را با رفاقت حل میکردیم این نویسنده درباره موضوع کتاب توضیح داد: کتاب درباره دغدغههای زن امروز اعم از نسبتی که زن در فرهنگهای مختلف، دین اسلام، جامعه، خانواده، حجاب، روابط با محارم و نامحرم و...دارد . البته ما کتاب را 15 سال پیش نوشته و سعی کردهایم برای مسائلی که آن زمان فکر میکردیم مبتلابه زنان و دختران جامعه ایران است، پاسخی پیدا کنیم. او اظهار کرد: کتاب در ده سال اول بعد از نشر خیلی بازخورد داشت و کتابفروشها تا حدی متقاضی کتاب بودند که در آن زمان انتشارات سروش نمیتوانست از پس تامین نیاز آنها برآید.
|
دانشگر موضوع کتاب «دختران آفتاب» درباره دغدغههای زن امروز است از جمله نسبتی که زن در فرهنگهای مختلف، دین اسلام، جامعه، خانواده، حجاب، روابط با محارم و نامحرم دارد |
او در پایان سخنانش گفت: با تقریظی که رهبر روی کتاب نوشتهاند، میتوانم بگویم امیدی در دلم جوانه زده است و بسیار خوشحالم. دوست دارم اگر در این دنیا هم نشد در دنیای دیگر بشنویم که ورق پارهای از ما هم مورد رضایت و لطف حضرت صاحب الزمان قرار گرفته و خوششان آمده باشد و لبخندی و رضایتی از ایشان ببینیم. از وقتی که شنیدهام آقا روی کتاب تقریظ نوشتهاند مدام این موضوع در ذهنم میچرخد و آرزویش میکنم.
ادبیات و هنر، ابزارهای ارتقای جامعه
محمدرضا رضایتمند، دیگر نویسنده کتاب «دختران آفتاب» به جامجم گفت: هدفمان در اصل نوشتن داستان نبود. داستان ابزار و قالبی بود که میخواستیم حرفها و بحثهایی را که دغدغه جامعه مان است با آن بیان کنیم. ما بحثهای طولانی داشتیم درباره اینکه که فلان شبهه را چگونه مطرح کرده و پاسخ دهیم و چگونه داستان را در خدمت این اتفاق قرار دهیم. این بحثهای سه نفره خیلی هم به ما کمک میکرد و هم به غنای کار میافزود وروی کیفیت کار تاثیر میگذاشت.
او درباره اینکه باز هم چنین تجربهای را تکرار خواهد کرد یا نه اظهار کرد: وقتی قرار باشد سه نفر بنشینند کنار هم و بحث کنند وقت زیادی از آدم میگیرد. آن زمانها خیلی جوان تر بودیم و وقت بیشتری داشتیم، حالا هر چند این تجربه را خیلی دوست دارم اما شاید زمانی برای این کار نداشته باشیم. زمانی که دختران آفتاب را نوشتم دانشجوی سال آخر پزشکی بودم. تقریبا میشود گفت فضای دیگری را تجربه میکردیم.
رضایتمند، ادبیات و هنر را ابزارهایی میداند که میتوانند به ارتقای فرهنگ عمومی و دینی و ارزشهای جامعه خدمت کنند. او در این باره گفت: ادبیات و هنر ظرفیتهای فراوانی دارند که میتوان با آنها مهمترین فرهنگسازی یک جامعه را انجام داده و در مسیر ارتقای فرهنگ دینی و عمومی یک جامعه گام برداشت. دوستان هنرمند و نویسنده بهترین فرصت و توانایی را برای استفاده از این ابزار و ارتقای جامعه دارند.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....