به بهانه انتشار آلبوم موسیقی فیلم «در دنیای تو ساعت چند است؟»

یک ملودی صادقانه

گاهی می‌توان بر بال موسیقی نشست و به سرزمین‌های گوناگون سفر کرد. آن وقت، مهم نیست ترکی یا لر؛ کرد یا بلوچ؛ فارس یا گیلک. حتی تفاوت زبان‌ها و نژادها هم اهمیتی ندارد چرا که موسیقی، زبان بی‌زبانی است و تو این زبان را به‌خوبی درک می‌کنی.
کد خبر: ۸۴۳۹۱۷

فیلم «در دنیای تو ساعت چند است؟» اولین ساخته بلند صفی یزدانیان در مقام کارگردان بود. در این فیلم به‌جز لیلا حاتمی و علی مصفا، تعدادی از بازیگران بومی استان گیلان به ایفای نقش پرداختند. بازی همسر علی حاتمی، بعد از چند دهه حضور کمرنگ و همچنین بازی آهنگسازی چون کریستف رضاعی در دو بخش از فیلم، از نکات جالب توجه این فیلم نوستالژیک بود.

برخی منتقدان سینما این نخستین ساخته سینمایی صفی یزدانیان را یک رومنس آرام و متفکرانه و اتفاقی خوب و آرامش بخش در سینمای نوین اجتماعی ایران توصیف کردند که نمی‌خواهد چون بسیاری از فیلم‌های عاشقانه، تمام تلاش خود را به نشان دادن تب و تاب‌های عاشق محدود کند. صفی یزدانیان، کارگردان، عنوان فیلم را با توجه به بخش‌هایی از داستان «پاییز پدرسالار»، اثر گابریل گارسیا مارکز با ترجمه حسین مهری برگزیده است. آهنگسازی فیلم در دنیای تو ساعت چند است؟ به‌عهده کریستف رضاعی بود. او پیش از این موسیقی فیلم‌هایی چون «کنعان» و «ماهی و گربه» را ساخته است.

آلبوم در دنیای تو ساعت چند است؟ می‌تواند یک اثر مستقل موسیقایی به شمار آید. رضاعی، بخشی از دیالوگ‌های فیلم را در این آلبوم گنجانده؛ فضاسازی‌ها بسیار خوب است و آهنگساز، در قالب موسیقی ما را به انزلی و بازار رشت می‌برد و به بوی باران، سرخی آتش، خاک مرطوب، ماهی دودی و ترشی تره مهمان می‌کند.

کریستف رضاعی، پس از 21 سال به ایران بازگشته؛ آهنگسازی که معتقد است: بخش عمده شخصیت موسیقایی من در فرانسه شکل گرفته و من کمتر درباره موسیقی ایرانی می‌دانم، اما از وقتی به ایران بازگشته‌ام با موزیسین‌های خوبی آشنا شده‌ام. از سوی دیگر، زیاد دوست ندارم موسیقی فیلم کار کنم، برای همین کارهایی که در زمینه موسیقی فیلم انجام داده‌ام، بسیار حساب شده بوده است. من زمانی می‌توانم برای یک فیلم، موسیقی بسازم که با کار و کارگردانش، ارتباط برقرار کنم وگرنه نمی‌توانم به جهان آن فیلم نزدیک شوم.

موسیقی تلفیقی، اتفاق تازه‌ای نیست

بعضی موسیقی فیلم در دنیای تو ساعت چند است؟ را موسیقی تلفیقی می‌دانند اما به گفته آهنگساز، نامگذاری روی این جنس از موسیقی سخت اصولا خود واژه «تلفیق»، کلمه گنگ و نامفهومی است؛ معلوم نیست منظور از این عنوان در موسیقی به تلفیق ساز‌ها اشاره دارد یا تلفیق کار نوازنده‌ها. به نظر من تلفیق در موسیقی، اتفاق تازه‌ای نیست و از‌‌ همان آغاز بوده است. مثلا عباس مهرپویا سال‌ها پیش با کنار هم چیدن سازهای مختلف، این جنس از موسیقی را ساخته و اصراری هم نداشته که عنوان موسیقی تلفیقی را بر کار خود بگذارد.

به گفته آهنگساز فیلم کنعان، در زبان انگلیسی به موسیقی تلفیقی، «فیوژن» می‌گویند و این نامگذاری، به نظر من بی‌معناست. فیوژن به این معناست که دو ماده در هم ذوب و موجب شکل‌گیری ماده سوم می‌شوند. وقتی دو جنس موسیقی، کنار هم قرار می‌گیرند و نواخته می‌شوند، اتفاق شیرین و خوبی رخ می‌دهد و یک نوع گفت‌و‌گوی موسیقایی شکل می‌گیرد. آن‌گونه که کریستف رضاعی می‌گوید، در شکل‌گیری هر جنس از موسیقی، نوع زیست هنرمند، آثاری که می‌شنود یا می‌خواند و حتی معاشرانش تاثیر می‌گذارند، اما در شکل‌گیری موسیقی تلفیقی همه چیز برپایه اتفاق پیش می‌رود و فکر از پیش تعیین‌شده‌ای، این نوع موسیقی را هدایت نمی‌کند.

صداقت، عامل موفقیت است

برخی معتقدند موسیقی فیلم در دنیای تو ساعت چند است؟ هم به موسیقی فرانسوی و هم گیلکی شباهت دارد. کریستف رضاعی معتقد است: من دقیقا نمی‌دانم این شباهت کجا و چگونه اتفاق می‌افتد، چون بخشی از هویت من فرانسوی و بخشی از آن ایرانی است؛ شاید این اتفاق در ناخودآگاه من افتاده باشد. من در موسیقی در دنیای تو ساعت چند است؟ از تم‌ موسیقی فولکلور روسیه، کوبا و پاناما استفاده کرده‌ام؛ به معنای دیگر ملودی‌های روسی و کوبایی که در این آلبوم از آنها استفاده کرده‌ام جزو رپورتوار جهانی هستند و به ملت خاصی تعلق ندارند و همه ما، چه ایرانی، چه فرانسوی با آنها ارتباط برقرار می‌کنیم.

آلبوم موسیقی در دنیای تو ساعت چند است؟ نه به خاطر سبک‌اش، بلکه به خاطر ملودی‌هایی که در آن به کار رفته با استقبال و توجه مخاطبان روبه‌رو شده است. به گفته آهنگساز، در این ملودی‌ها عصاره‌ای از صداقت و سادگی وجود دارد که به دل همه می‌نشیند و ‌صداقت، اصل و اساس موفقیت در هر رشته هنری است تا آنجا که گاه یک نوازنده آنچنان که باید و شاید نمی‌نوازد اما هنگام اجرا چنان صداقتی دارد که به‌خوبی با مخاطبانش ارتباط برقرار می‌کند و همین صداقت، موجب می‌شود حتی اشکال تکنیکی او نادیده گرفته شود.

کریستف رضاعی، موسیقی را برآمده از بطن و نهاد جامعه می‌داند و معتقد است: موسیقی، همواره از دل جامعه برآمده؛ گرچه همواره، نهادی که قدرت و ثروت داشته آن را به نام خود، ثبت کرده است. برای مثال، بسیاری از قطعات موسیقایی که توسط کلیسا به ثبت رسیده را مردم خلق کرده‌اند.

شباهت‌ها را دریابیم

آهنگساز فیلم ماهی و گربه می‌گوید: لازم است آهنگسازانی که موسیقی فیلم کار می‌کنند با عناصر فیلم آشنا باشند و نظر کارگردان را در ساخته خود لحاظ کنند. مثلا در بخشی از فیلم، کارگردان می‌خواهد با استفاده از موسیقی، ضعف فیلمنامه یا تدوین را جبران کند؛ اینجا آهنگساز است که باید با کارگردان همراه شود و این کاستی را به حداقل برساند.

کریستف رضاعی، به گفته خود برای ساخت موسیقی فیلم در دنیای تو ساعت چند است؟ زمان کافی داشته تا با کلیت فیلم ارتباط برقرار کند و با جهان موسیقایی کارگردان- صفی یزدانیان- همراه شود. موسیقی او ساده و روان است و همراه با فیلم جلو می‌رود و با مخاطب ارتباط برقرار می‌کند. در آلبوم در دنیای تو ساعت چند است؟ علاوه‌بر ملودی‌های روسی و کوبایی از ملودی‌های گیلکی هم استفاده شده؛ روزبه رخشا، بر این ملودی‌ها آواز خوانده و پس از چند دهه، جانی تازه به هرکدام بخشیده است.

رضاعی معتقد است: موسیقی متن یک فیلم باید شنیده شود. از سوی دیگر، شیوه کار او برای تلفیق دو جنس موسیقی متفاوت در این است که نقاط اشتراک را کشف و استخراج کند.

او برخلاف بسیاری از موسیقیدان‌ها، اساس کار خود را بر شباهت می‌گذارد. این‌گونه است که موسیقی در دنیای تو ساعت چند است؟ ملودی‌های کوبایی، روسی و گیلکی را درهم می‌آمیزد و در نهایت به روانی و یکدستی می‌رسد و چون آب بر روح و روان مخاطب جاری می‌شود.

زهره نیلی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها