حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
زن جوان به قاضی عموزادی ، رئیس شعبه 268 دادگاه خانواده میگوید: آقای قاضی دوستان شوهرم خلافکار و کلاهبردار هستند. اما مجتبی همچنان اصرار دارد با آنها رفت و آمد کند. هرچه به او میگویم رفت و آمدت با آنها را کم کن فایده ای ندارد. هربار سراغ شوهرم را میگیرم میبینم پیش دوستانش رفته و این موضوع مرا آزار میدهد. میترسم شوهرم هم مثل آنها یک خلافکار شود. همین چند وقت پیش یکی از دوستان مجتبی کلاهبرداری کرد و به زندان افتاد. بقیه هم حداقل یکبار به زندان افتاده اند. به مجتبی میگویم مگر شان و شخصیت تو در این حد است که با چنین آدمهایی رفت و آمد کنی، اما او به شدت عصبانی میشود و سرم فریاد میکشد. هربار از شوهرم میخواهم که رفت و آمد با این دوستانش را قطع کند، به من میگوید تو در کارهایم دخالت میکنی و اگر ادامه دهی طلاقت میدهم. اما من حاضر نیستم زیربار بروم و اجازه دهم این آدمهای خلافکار در زندگی من جایی داشته باشند و بهراحتی با ما رفت و آمد کنند. شش ماه با شوهرم کلنجار رفتم و در آخر تصمیم به طلاق گرفتم. زندگی در کنار این مرد خودخواه فایده ای ندارد و من میخواهم هرچه زودتر از او جدا شوم.
در این لحظه شوهر این زن نیز به قاضی میگوید: آقای قاضی همسرم حرف زور میزند. او از من میخواهد دوستان دوران کودکی را که از بچگی با هم بزرگ شدیم، یک شبه کنار بگذارم. درست است که آنها دست به کارهای خلاف زده اند، ولی این موضوع چه ارتباطی با من دارد و من چرا باید تاوان کارهای آنها را پس بدهم.
هرچه به همسرم میگویم دوستی من ربطی به تاثیر گذاری آنها روی من ندارد، به حرفهایم گوش نمیکند و باز هم حرف خودش را تکرار میکند. آقای قاضی آنها رفیق من هستند و امکان ندارد بتوانم رفت و آمدم را با آنها قطع کنم.
در پایان قاضی سعی میکند این زوج را از جدایی منصرف کند و آنها را به مشاوره خانواده میفرستد.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....