دومین روز محاکمه دیکتاتور مخلوع
باج خواهی و رفتار بی ادبانه صدام و برادرش در دادگاه
جامجم آنلاین: زنی که هویتش اعلام نشد و صدایش نیز به طور نامشخص پخش میشد امروز علیه صدام، دیکتاتور سابق عراق شهادت داد.
کد خبر: ۸۲۰۹۴
به گزارش آسوشیتدپرس وی از شکنجه و رفتار نادرست ماموران صدام با خود سخن گفت.رئیس دادگاه گفت هویت این زن را به وکلای مدافع صدام خواهد گفت اما به خاطر امنیت وی او را معرفی نخواهد کرد.
شاهدان میتوانند به خاطر مسائل امنیتی هویت خود را اعلام نکنند. اما دو شاهد اول ، در روز دوشنبه، خود را معرفی کردند.
صدام در مواجهه با شیعیان شهر دوجیل سعی کرد با سروصدا و جنجال اوضاع را نفع خود تغییر دهد و یک بار ادعا کرد «من از اعدام نمیترسم!»
برازان ابراهیم برادر ناتنی او به طرف جایگاه شهود آب دهان پرتاب کرد.
یکی از شاهدان گفت در یک مرکز مخفی پلیس در بغداد که او و دیگران مدت 70 روز در آنجا شکنجه میشدند، ماشینی را دید که شبیه دستگاه خردکن بود و در آن خون و اعضای بدن انسان دیده میشد.وی گفت زندانیان را در سالن شماره 63 نگه میداشتند.
احمد حسن محمد یکی از شاهدان روز دوشنبه گفت پس از حمله مسلحانه ناکام به صدام در دوجیل ، ماموران امنیتی تمام مردم 14 تا بالای 70 سال آن را دستگیر کردند. وی گفت مرد و زن و کودکان را گرفتند و اگر شخصی فرزندی یک روزه هم داشت ماموران میگفتند او را هم بیاورید.
محمد گفت ماموران او و دیگران را در مرکز پلیس در بغداد شکنجه کردند و بعد به زندان ابوغریب فرستادند.
محمد گفت برادر 17 ساله او را در حضور پدر 77 سالهشان شکنجه کردند. وی افزود بازجویان تهدید میکردند شرافت دختران و خواهران زندانیانی را که اعتراف نامه را امضا نکنند لکهدار خواهند کرد.
وی گفت: بعضی از مردان میگفتند: هر چه را بخواهید امضا میکنیم به خانواده ما کار نداشته باشید.
محمد به ابراهیم برادر صدام گفت: تو یک پسر 14 ساله را کشتی.
ابراهیم جواب داد: برو به جهنم.
شاهد گفت: تو و بچههایت بروید جهنم.
ابراهیم در آن زمان رئیس امنیت عراق بود.
قاضی سپس از آنان خواست به این حرفها خاتمه دهند.
ابراهیم خطاب به شاهدان فریاد زد: اینها جنایتکار هستند و به طرف آنان آب دهان انداخت. محمد گفت آنان شهر دوجیل را به جبهه تبدیل کرده بودند. هیچکس نمیتوانست وارد دوجیل شود یا از آن خارج شود. ماموران امنیتی شب با ابراهیم به دوجیل آمدند.
ابراهیم وسط حرفهای او پرید و گفت: من وطنپرست هستم و رئیس سازمان اطلاعات عراق بودم.
شاهد دوم به نام جواد عبدالعزیز جواد، گفت ماموران رژیم صدام با بالگرد به شهر حمله و با بولدوزر باغهای مردم را ویران کردند. جواد گفت ماموران صدام سه برادر او را ، یکی پیش از سوءقصد به صدام و دو تا پس از آن ، کشتند. محمد گفت صدام از یک پسر 15 ساله عراقی پرسید آیا او را میشناسد، و وقتی وی گفت بله ، او صدام است ، دیکتار مخلوع با زیرسیگاری به سرش کوبید. صدام به قاضی دادگاه گفت: وقتی انقلاب قهرمانانه عراق آغاز شود، باید جوابگو باشی. قاضی دادگاه گفت: این توهین به دادگاه است. ما دنبال حقیقت هستیم.